مفرد
die
Abgrenzung
تفکیک
جمع: die Abgrenzungen
چرا اسم Abgrenzung حرف تعریف die دارد؟
اسمهایی که به -ung ختم میشوند همیشه مؤنث هستند. به پسوند پررنگ -ung در اسم بالا دقت کنید — آن پسوند نشانه جنسیت است.
مثالها
die Zeitung (روزنامه), die Wohnung (آپارتمان), die Bildung (آموزش), die Hoffnung (امید), die Übung (تمرین), die Meinung (نظر), die Erfahrung (تجربه)
استثناها
der Sprung (پرش), der Schwung (شتاب) - اینها ریشههای فعلی هستند، نه پسوند -ung
جدول صرف اسم آلمانی Abgrenzung
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Abgrenzung | eine Abgrenzung | keine Abgrenzung |
| Akkusativ | die Abgrenzung | eine Abgrenzung | keine Abgrenzung |
| Dativ | der Abgrenzung | einer Abgrenzung | keiner Abgrenzung |
| Genitiv | der Abgrenzung | einer Abgrenzung | keiner Abgrenzung |
| Nominativ | die Abgrenzungen | Abgrenzungen | keine Abgrenzungen |
| Akkusativ | die Abgrenzungen | Abgrenzungen | keine Abgrenzungen |
| Dativ | den Abgrenzungen | Abgrenzungen | keinen Abgrenzungen |
| Genitiv | der Abgrenzungen | Abgrenzungen | keiner Abgrenzungen |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Abgrenzung در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die Abgrenzung ist sehr klar.مرزبندی بسیار واضح است. | Eine neue Abgrenzung entsteht hier.یک مرزبندی جدید در اینجا ایجاد می شود. | Hier ist keine Abgrenzung nötig.هیچ مرزبندی در اینجا لازم نیست. |
| Akkusativ | Ich sehe die Abgrenzung dort.من مرزبندی را آنجا می بینم. | Er braucht eine klare Abgrenzung.او به یک مرزبندی واضح نیاز دارد. | Sie findet keine gute Abgrenzung.او هیچ مرزبندی خوبی پیدا نمی کند. |
| Dativ | Ich folge der Abgrenzung.من از مرزبندی پیروی می کنم. | Er hilft einer neuen Abgrenzung.او به یک مرزبندی جدید کمک می کند. | Sie vertraut keiner klaren Abgrenzung.او به هیچ مرزبندی واضحی اعتماد نمی کند. |
| Genitiv | Die Wichtigkeit der Abgrenzung ist klar.اهمیت مرزبندی واضح است. | Der Zweck einer Abgrenzung ist unklar.هدف یک مرزبندی نامشخص است. | Die Form keiner Abgrenzung passt.شکل هیچ مرزبندی مناسب نیست. |
| Nominativ | Die Abgrenzungen sind alle wichtig.همه مرزبندی ها مهم هستند. | Abgrenzungen sind oft schwer zu ziehen.مرزبندی ها اغلب دشوار است. | Keine Abgrenzungen sind hier sichtbar.هیچ مرزبندی در اینجا قابل مشاهده نیست. |
| Akkusativ | Wir haben die Abgrenzungen gefunden.ما مرزبندی ها را پیدا کرده ایم. | Ich mag Abgrenzungen sehr.من مرزبندی ها را خیلی دوست دارم. | Ich sehe keine festen Abgrenzungen.من هیچ مرزبندی محکمی نمی بینم. |
| Dativ | Wir gehen zu den Abgrenzungen.ما به سمت مرزبندی ها می رویم. | Ich gebe Abgrenzungen neue Formen.من به مرزبندی ها اشکال جدیدی می دهم. | Er hilft keinen kleinen Abgrenzungen.او به هیچ مرزبندی کوچکی کمک نمی کند. |
| Genitiv | Die Regeln der Abgrenzungen sind wichtig.قوانین مرزبندی ها مهم هستند. | Die Bedeutung von Abgrenzungen ist groß.اهمیت مرزبندی ها زیاد است. | Die Lage keiner Abgrenzungen ist sicher.موقعیت هیچ مرزبندی امن نیست. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Abgrenzung با der است یا die یا das؟
درست آن die Abgrenzung است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Abgrenzung مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
جمع die Abgrenzung چیست؟
صورت جمع die Abgrenzung میشود die Abgrenzungen. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
die Abgrenzung به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Abgrenzung به فارسی یعنی “تفکیک”.
صرف die Abgrenzung چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Abgrenzung حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Abgrenzung
- Akkusativ: die Abgrenzung
- Dativ: der Abgrenzung
- Genitiv: der Abgrenzung
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس موضوع
مفاهیم انتزاعی
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →