مفرد
die
Alternative
جایگزین
جمع: die Alternativen
چرا اسم Alternative حرف تعریف die دارد؟
حدود ۹۰ درصد از اسامی که به -e ختم میشوند، مونث هستند.
مثالها
die Lampe (چراغ), die Schule (مدرسه), die Tasche (کیف), die Klasse (کلاس), die Straße (خیابان), die Sonne (خورشید), die Blume (گل)
استثناها
der Junge (پسر), der Löwe (شیر), der Affe (میمون), der Name (اسم), der Käse (پنیر), das Ende (پایان), das Auge (چشم)
جدول صرف اسم آلمانی Alternative
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Alternative | eine Alternative | keine Alternative |
| Akkusativ | die Alternative | eine Alternative | keine Alternative |
| Dativ | der Alternative | einer Alternative | keiner Alternative |
| Genitiv | der Alternative | einer Alternative | keiner Alternative |
| Nominativ | die Alternativen | Alternativen | keine Alternativen |
| Akkusativ | die Alternativen | Alternativen | keine Alternativen |
| Dativ | den Alternativen | Alternativen | keinen Alternativen |
| Genitiv | der Alternativen | Alternativen | keiner Alternativen |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Alternative در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die beste Alternative ist diese.بهترین جایگزین این است. | Eine gute Alternative ist wichtig.یک جایگزین خوب مهم است. | Keine einfache Alternative existiert.هیچ جایگزین آسانی وجود ندارد. |
| Akkusativ | Ich suche die beste Alternative.من به دنبال بهترین جایگزین هستم. | Wir finden eine gute Alternative.ما یک جایگزین خوب پیدا میکنیم. | Ich habe keine Alternative.من جایگزینی ندارم. |
| Dativ | Ich stimme der Alternative zu.من با جایگزین موافقم. | Ich gebe einer guten Alternative eine Chance.من به یک جایگزین خوب فرصت میدهم. | Ich gebe keiner Alternative eine Chance.من به هیچ جایگزینی فرصت نمیدهم. |
| Genitiv | Die Wahl der Alternative ist schwer.انتخاب جایگزین دشوار است. | Die Suche einer Alternative ist lang.جستجوی یک جایگزین طولانی است. | Die Existenz keiner Alternative ist klar.وجود هیچ جایگزینی واضح نیست. |
| Nominativ | Die neuen Alternativen sind gut.جایگزینهای جدید خوب هستند. | Viele Alternativen sind möglich.جایگزینهای زیادی ممکن است. | Keine schlechten Alternativen sind hier.هیچ جایگزین بدی اینجا نیست. |
| Akkusativ | Wir brauchen die besten Alternativen.ما به بهترین جایگزینها نیاز داریم. | Ich sehe viele Alternativen.من جایگزینهای زیادی میبینم. | Sie hat keine Alternativen gefunden.او هیچ جایگزینی پیدا نکرد. |
| Dativ | Ich stimme den Alternativen zu.من با جایگزینها موافقم. | Ich gebe guten Alternativen eine Chance.من به جایگزینهای خوب فرصت میدهم. | Ich gebe keinen Alternativen eine Chance.من به هیچ جایگزینی فرصت نمیدهم. |
| Genitiv | Die Vielfalt der Alternativen ist groß.تنوع جایگزینها زیاد است. | Die Qualität guter Alternativen ist hoch.کیفیت جایگزینهای خوب بالاست. | Die Anzahl keiner Alternativen ist bekannt.تعداد هیچ جایگزینی معلوم نیست. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Alternative با der است یا die یا das؟
درست آن die Alternative است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Alternative مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
سطح CEFR کلمه Alternative چیست؟
اسم آلمانی Alternative در دسته واژگان سطح متوسط (B1) قرار دارد. این کلمه برای زبانآموزان این سطح ضروری است.
جمع die Alternative چیست؟
صورت جمع die Alternative میشود die Alternativen. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
die Alternative به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Alternative به فارسی یعنی “جایگزین”.
صرف die Alternative چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Alternative حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Alternative
- Akkusativ: die Alternative
- Dativ: der Alternative
- Genitiv: der Alternative
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس سطح
B1 متوسط — موضوعات گستردهتر و کلمات انتزاعی
کاوش →
مرور بر اساس موضوع
مفاهیم انتزاعی
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →