مفرد
die
Argumentation
استدلال
جمع: die Argumentationen
چرا اسم Argumentation حرف تعریف die دارد؟
اسمهایی که به -ion یا -tion ختم میشوند، مؤنث هستند. به پسوند پررنگ -ion در اسم بالا دقت کنید — آن پسوند نشانه جنسیت است.
مثالها
die Nation (ملت), die Situation (وضعیت), die Religion (دین), die Information (اطلاعات), die Kommunikation (ارتباطات), die Tradition (سنت)
استثناها
der Spion (جاسوس), der Skorpion (عقرب) - اینها به افراد/حیوانات اشاره دارند.
جدول صرف اسم آلمانی Argumentation
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Argumentation | eine Argumentation | keine Argumentation |
| Akkusativ | die Argumentation | eine Argumentation | keine Argumentation |
| Dativ | der Argumentation | einer Argumentation | keiner Argumentation |
| Genitiv | der Argumentation | einer Argumentation | keiner Argumentation |
| Nominativ | die Argumentationen | Argumentationen | keine Argumentationen |
| Akkusativ | die Argumentationen | Argumentationen | keine Argumentationen |
| Dativ | den Argumentationen | Argumentationen | keinen Argumentationen |
| Genitiv | der Argumentationen | Argumentationen | keiner Argumentationen |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Argumentation در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die gute Argumentation ist klar.استدلال خوب واضح است. | Eine starke Argumentation fehlt hier.یک استدلال قوی اینجا کم است. | Keine schwache Argumentation hilft uns.هیچ استدلال ضعیفی به ما کمک نمی کند. |
| Akkusativ | Ich höre die gute Argumentation.من استدلال خوب را می شنوم. | Er sucht eine starke Argumentation.او به دنبال یک استدلال قوی است. | Ich habe keine schwache Argumentation.من هیچ استدلال ضعیفی ندارم. |
| Dativ | Ich folge der guten Argumentation.من از استدلال خوب پیروی می کنم. | Er glaubt einer starken Argumentation.او به یک استدلال قوی اعتقاد دارد. | Ich stimme keiner schwachen Argumentation zu.من با هیچ استدلال ضعیفی موافق نیستم. |
| Genitiv | Die Basis der guten Argumentation ist klar.اساس استدلال خوب واضح است. | Der Wert einer starken Argumentation ist hoch.ارزش یک استدلال قوی بالا است. | Die Logik keiner schwachen Argumentation überzeugt.منطق هیچ استدلال ضعیفی قانع کننده نیست. |
| Nominativ | Die neuen Argumentationen sind gut.استدلال های جدید خوب هستند. | Viele Argumentationen sind wichtig.بسیاری از استدلال ها مهم هستند. | Keine Argumentationen sind einfach.هیچ استدلالی ساده نیست. |
| Akkusativ | Wir prüfen die neuen Argumentationen.ما استدلال های جدید را بررسی می کنیم. | Sie brauchen viele Argumentationen.آنها به استدلال های زیادی نیاز دارند. | Ich sehe keine Argumentationen.من هیچ استدلالی نمی بینم. |
| Dativ | Wir folgen den neuen Argumentationen.ما از استدلال های جدید پیروی می کنیم. | Ich spreche mit vielen Argumentationen.من با استدلال های زیادی صحبت می کنم. | Ich helfe keinen Argumentationen.من به هیچ استدلالی کمک نمی کنم. |
| Genitiv | Die Stärke der neuen Argumentationen ist klar.قدرت استدلال های جدید واضح است. | Die Qualität vieler Argumentationen ist gut.کیفیت بسیاری از استدلال ها خوب است. | Die Zukunft keiner Argumentationen ist sicher.آینده هیچ استدلالی مشخص نیست. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Argumentation با der است یا die یا das؟
درست آن die Argumentation است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Argumentation مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
جمع die Argumentation چیست؟
صورت جمع die Argumentation میشود die Argumentationen. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
die Argumentation به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Argumentation به فارسی یعنی “استدلال”.
صرف die Argumentation چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Argumentation حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Argumentation
- Akkusativ: die Argumentation
- Dativ: der Argumentation
- Genitiv: der Argumentation
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →