مفرد
der
Asylbewerber
پناهجو
جمع: die Asylbewerber
چرا اسم Asylbewerber حرف تعریف der دارد؟
اسمهایی که از افعال با پسوند -er ساخته میشوند، عمدتاً مذکر هستند. به پسوند پررنگ -er در اسم بالا دقت کنید — آن پسوند نشانه جنسیت است.
مثالها
der Lehrer (معلم), der Fahrer (راننده), der Arbeiter (کارگر), der Schreiber (نویسنده), der Spieler (بازیکن), der Maler (نقاش)
استثناها
das Fenster (پنجره), das Wasser (آب), die Butter (کره), die Mutter (مادر)
جدول صرف اسم آلمانی Asylbewerber
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | der Asylbewerber | ein Asylbewerber | kein Asylbewerber |
| Akkusativ | den Asylbewerber | einen Asylbewerber | keinen Asylbewerber |
| Dativ | dem Asylbewerber | einem Asylbewerber | keinem Asylbewerber |
| Genitiv | des Asylbewerbers | eines Asylbewerbers | keines Asylbewerbers |
| Nominativ | die Asylbewerber | Asylbewerber | keine Asylbewerber |
| Akkusativ | die Asylbewerber | Asylbewerber | keine Asylbewerber |
| Dativ | den Asylbewerbern | Asylbewerbern | keinen Asylbewerbern |
| Genitiv | der Asylbewerber | Asylbewerber | keiner Asylbewerber |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Asylbewerber در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Der junge Asylbewerber ist hier.پناهجوی جوان اینجاست. | Ein neuer Asylbewerber kommt an.یک پناهجوی جدید می رسد. | Kein alter Asylbewerber ist da.هیچ پناهجوی قدیمی آنجا نیست. |
| Akkusativ | Ich sehe den jungen Asylbewerber.من پناهجوی جوان را می بینم. | Wir treffen einen neuen Asylbewerber.ما با یک پناهجوی جدید ملاقات می کنیم. | Ich kenne keinen alten Asylbewerber.من هیچ پناهجوی قدیمی را نمی شناسم. |
| Dativ | Ich helfe dem jungen Asylbewerber.من به پناهجوی جوان کمک می کنم. | Er spricht mit einem neuen Asylbewerber.او با یک پناهجوی جدید صحبت می کند. | Ich gebe keinem alten Asylbewerber.من به هیچ پناهجوی قدیمی نمی دهم. |
| Genitiv | Die Geschichte des jungen Asylbewerbers ist traurig.داستان پناهجوی جوان غم انگیز است. | Der Name eines eines neuen Asylbewerbers ist unbekannt.نام یک پناهجوی جدید ناشناخته است. | Das Schicksal keines keines alten Asylbewerbers ist bekannt.سرنوشت هیچ پناهجوی قدیمی معلوم نیست. |
| Nominativ | Die jungen Asylbewerber sind hier.پناهجویان جوان اینجا هستند. | Viele Asylbewerber kommen an.بسیاری از پناهجویان می رسند. | Keine Asylbewerber sind da.هیچ پناهجویی آنجا نیست. |
| Akkusativ | Er besucht die jungen Asylbewerber.او از پناهجویان جوان بازدید می کند. | Wir sehen viele Asylbewerber.ما پناهجویان زیادی را می بینیم. | Ich sehe keine Asylbewerber.من هیچ پناهجویی را نمی بینم. |
| Dativ | Sie helfen den jungen Asylbewerbern.آنها به پناهجویان جوان کمک می کنند. | Ich spreche mit vielen Asylbewerbern.من با پناهجویان زیادی صحبت می کنم. | Ich helfe keinen Asylbewerbern.من به هیچ پناهجویی کمک نمی کنم. |
| Genitiv | Die Geschichten der jungen Asylbewerber sind wichtig.داستان های پناهجویان جوان مهم هستند. | Die Namen vieler Asylbewerber sind bekannt.نام بسیاری از پناهجویان شناخته شده است. | Die Zukunft keiner Asylbewerber ist sicher.آینده هیچ پناهجویی مشخص نیست. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Asylbewerber با der است یا die یا das؟
درست آن der Asylbewerber است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Asylbewerber مذکر است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
جمع der Asylbewerber چیست؟
صورت جمع der Asylbewerber میشود die Asylbewerber. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
der Asylbewerber به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی der Asylbewerber به فارسی یعنی “پناهجو”.
صرف der Asylbewerber چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Asylbewerber حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: der Asylbewerber
- Akkusativ: den Asylbewerber
- Dativ: dem Asylbewerber
- Genitiv: des Asylbewerbers
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس موضوع
افراد و مشاغل
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مذکر
کاوش →