مفرد
die
Begrenzung
محدودیت
جمع: die Begrenzungen
چرا اسم Begrenzung حرف تعریف die دارد؟
اسمهایی که به -ung ختم میشوند همیشه مؤنث هستند. به پسوند پررنگ -ung در اسم بالا دقت کنید — آن پسوند نشانه جنسیت است.
مثالها
die Zeitung (روزنامه), die Wohnung (آپارتمان), die Bildung (آموزش), die Hoffnung (امید), die Übung (تمرین), die Meinung (نظر), die Erfahrung (تجربه)
استثناها
der Sprung (پرش), der Schwung (شتاب) - اینها ریشههای فعلی هستند، نه پسوند -ung
جدول صرف اسم آلمانی Begrenzung
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Begrenzung | eine Begrenzung | keine Begrenzung |
| Akkusativ | die Begrenzung | eine Begrenzung | keine Begrenzung |
| Dativ | der Begrenzung | einer Begrenzung | keiner Begrenzung |
| Genitiv | der Begrenzung | einer Begrenzung | keiner Begrenzung |
| Nominativ | die Begrenzungen | Begrenzungen | keine Begrenzungen |
| Akkusativ | die Begrenzungen | Begrenzungen | keine Begrenzungen |
| Dativ | den Begrenzungen | Begrenzungen | keinen Begrenzungen |
| Genitiv | der Begrenzungen | Begrenzungen | keiner Begrenzungen |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Begrenzung در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die neue Begrenzung ist klar.محدودیت جدید روشن است. | Eine neue Begrenzung kommt auf.یک محدودیت جدید پدید میآید. | Keine solche Begrenzung ist nötig.چنین محدودیتی لازم نیست. |
| Akkusativ | Ich sehe die neue Begrenzung.من محدودیت جدید را میبینم. | Er hat eine kleine Begrenzung.او یک محدودیت کوچک دارد. | Wir haben keine große Begrenzung.ما هیچ محدودیت بزرگی نداریم. |
| Dativ | Ich lebe mit der starken Begrenzung.من با محدودیت قوی زندگی میکنم. | Er begegnet einer neuen Begrenzung.او با یک محدودیت جدید روبرو میشود. | Man begegnet keiner großen Begrenzung.هیچ محدودیت بزرگی با کسی روبرو نمیشود. |
| Genitiv | Die Ursache der großen Begrenzung ist klar.علت محدودیت بزرگ روشن است. | Der Grund einer neuen Begrenzung fehlt.دلیل یک محدودیت جدید وجود ندارد. | Der Sinn keiner starken Begrenzung ist da.هیچ معنای قوی برای محدودیت وجود ندارد. |
| Nominativ | Die alten Begrenzungen sind weg.محدودیتهای قدیمی از بین رفتهاند. | Neue Begrenzungen entstehen oft.محدودیتهای جدید اغلب پدید میآیند. | Keine weiteren Begrenzungen sind da.محدودیتهای بیشتری وجود ندارد. |
| Akkusativ | Sie sehen die allen Begrenzungen.آنها تمام محدودیتها را میبینند. | Ich habe eigene Begrenzungen manchmal.من گاهی اوقات محدودیتهای خودم را دارم. | Wir haben keine starken Begrenzungen mehr.ما دیگر هیچ محدودیت شدیدی نداریم. |
| Dativ | Er hilft den alten Begrenzungen nicht.او به محدودیتهای قدیمی کمک نمیکند. | Mit eigenen Begrenzungen lebt man schwer.با محدودیتهای خود زندگی کردن دشوار است. | Ich begegne keinen weiteren Begrenzungen.من با محدودیتهای بیشتری روبرو نمیشوم. |
| Genitiv | Die Lösung der allen Begrenzungen fehlt.راهحل تمام محدودیتها وجود ندارد. | Die Quelle vieler Begrenzungen ist unklar.منبع بسیاری از محدودیتها نامشخص است. | Der Wert keiner weiteren Begrenzungen ist hoch.ارزش محدودیتهای بیشتر بالا نیست. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Begrenzung با der است یا die یا das؟
درست آن die Begrenzung است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Begrenzung مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
جمع die Begrenzung چیست؟
صورت جمع die Begrenzung میشود die Begrenzungen. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
die Begrenzung به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Begrenzung به فارسی یعنی “محدودیت”.
صرف die Begrenzung چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Begrenzung حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Begrenzung
- Akkusativ: die Begrenzung
- Dativ: der Begrenzung
- Genitiv: der Begrenzung
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →