مفرد
die
Bronzemedaille
مدال برنز
جمع: die Bronzemedaillen
چرا اسم Bronzemedaille حرف تعریف die دارد؟
حدود ۹۰ درصد از اسامی که به -e ختم میشوند، مونث هستند.
مثالها
die Lampe (چراغ), die Schule (مدرسه), die Tasche (کیف), die Klasse (کلاس), die Straße (خیابان), die Sonne (خورشید), die Blume (گل)
استثناها
der Junge (پسر), der Löwe (شیر), der Affe (میمون), der Name (اسم), der Käse (پنیر), das Ende (پایان), das Auge (چشم)
جدول صرف اسم آلمانی Bronzemedaille
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Bronzemedaille | eine Bronzemedaille | keine Bronzemedaille |
| Akkusativ | die Bronzemedaille | eine Bronzemedaille | keine Bronzemedaille |
| Dativ | der Bronzemedaille | einer Bronzemedaille | keiner Bronzemedaille |
| Genitiv | der Bronzemedaille | einer Bronzemedaille | keiner Bronzemedaille |
| Nominativ | die Bronzemedaillen | Bronzemedaillen | keine Bronzemedaillen |
| Akkusativ | die Bronzemedaillen | Bronzemedaillen | keine Bronzemedaillen |
| Dativ | den Bronzemedaillen | Bronzemedaillen | keinen Bronzemedaillen |
| Genitiv | der Bronzemedaillen | Bronzemedaillen | keiner Bronzemedaillen |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Bronzemedaille در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die dunkele Bronzemedaille liegt hier.یک مدال برنز تیره اینجا قرار دارد. | Eine kleine Bronzemedaille ist neu.یک مدال برنز کوچک جدید است. | Keine wichtige Bronzemedaille fehlt.هیچ مدال برنز مهمی گم نشده است. |
| Akkusativ | Ich sehe die dritte Bronzemedaille.من سومین مدال برنز را میبینم. | Er bekommt eine Bronzemedaille.او یک مدال برنز میگیرد. | Sie will keine weitere Bronzemedaille.او مدال برنز دیگری نمیخواهد. |
| Dativ | Ich helfe der Bronzemedaille zu glänzen.من به مدال برنز کمک میکنم تا بدرخشد. | Er gibt einer jungen Bronzemedaille Wert.او به یک مدال برنز جوان ارزش میدهد. | Mit keiner Bronzemedaille bin ich glücklich.من از هیچ مدال برنزی خوشحال نیستم. |
| Genitiv | Der Wert der Bronzemedaille ist hoch.ارزش مدال برنز بالاست. | Der Glanz einer Bronzemedaille ist schön.درخشش یک مدال برنز زیباست. | Der Preis keiner Bronzemedaille ist bekannt.قیمت هیچ مدال برنزی مشخص نیست. |
| Nominativ | Die schönen Bronzemedaillen sind hier.مدالهای برنز زیبا اینجا هستند. | Alte Bronzemedaillen liegen im Schrank.مدالهای برنز قدیمی در کمد هستند. | Keine neuen Bronzemedaillen sind zu finden.هیچ مدال برنز جدیدی یافت نمیشود. |
| Akkusativ | Wir suchen die glänzenden Bronzemedaillen.ما به دنبال مدالهای برنز درخشان هستیم. | Ich finde wertvolle Bronzemedaillen.من مدالهای برنز باارزش پیدا میکنم. | Sie hat keine alten Bronzemedaillen.او هیچ مدال برنز قدیمی ندارد. |
| Dativ | Ich spreche über den Bronzemedaillen.من در مورد مدالهای برنز صحبت میکنم. | Er hilft Bronzemedaillen zu gewinnen.او به بردن مدالهای برنز کمک میکند. | Ich arbeite an keinen Bronzemedaillen.من روی هیچ مدال برنزی کار نمیکنم. |
| Genitiv | Die Farbe der Bronzemedaillen ist dunkel.رنگ مدالهای برنز تیره است. | Der Wert Bronzemedaillen ist unklar.ارزش مدالهای برنز نامشخص است. | Die Bedeutung keiner Bronzemedaillen ist klar.معنی هیچ مدال برنزی مشخص نیست. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Bronzemedaille با der است یا die یا das؟
درست آن die Bronzemedaille است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Bronzemedaille مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
جمع die Bronzemedaille چیست؟
صورت جمع die Bronzemedaille میشود die Bronzemedaillen. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
die Bronzemedaille به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Bronzemedaille به فارسی یعنی “مدال برنز”.
صرف die Bronzemedaille چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Bronzemedaille حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Bronzemedaille
- Akkusativ: die Bronzemedaille
- Dativ: der Bronzemedaille
- Genitiv: der Bronzemedaille
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس موضوع
ورزش و تفریح
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →