مفرد
die
Brosche
سنجاق سینه
جمع: die Broschen
چرا اسم Brosche حرف تعریف die دارد؟
حدود ۹۰ درصد از اسامی که به -e ختم میشوند، مونث هستند.
مثالها
die Lampe (چراغ), die Schule (مدرسه), die Tasche (کیف), die Klasse (کلاس), die Straße (خیابان), die Sonne (خورشید), die Blume (گل)
استثناها
der Junge (پسر), der Löwe (شیر), der Affe (میمون), der Name (اسم), der Käse (پنیر), das Ende (پایان), das Auge (چشم)
جدول صرف اسم آلمانی Brosche
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Brosche | eine Brosche | — |
| Akkusativ | die Brosche | eine Brosche | — |
| Dativ | der Brosche | einer Brosche | — |
| Genitiv | der Brosche | einer Brosche | — |
| Nominativ | die Broschen | — Broschen | — |
| Akkusativ | die Broschen | — Broschen | — |
| Dativ | den Broschen | — Broschen | — |
| Genitiv | der Broschen | — Broschen | — |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Brosche در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | — | ||
| Akkusativ | — | ||
| Dativ | — | ||
| Genitiv | — | ||
| Nominativ | — | ||
| Akkusativ | — | ||
| Dativ | — | ||
| Genitiv | — |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Brosche با der است یا die یا das؟
درست آن die Brosche است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Brosche مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
جمع die Brosche چیست؟
صورت جمع die Brosche میشود die Broschen. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
die Brosche به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Brosche به فارسی یعنی “سنجاق سینه”.
صرف die Brosche چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Brosche حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Brosche
- Akkusativ: die Brosche
- Dativ: der Brosche
- Genitiv: der Brosche
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →