مفرد
der
Brustkorb
قفسه سینه
جمع: die Brustkörbe
چرا اسم Brustkorb حرف تعریف der دارد؟
این اسم از قانون پسوند خاصی پیروی نمیکند — جنسیت آن بخشی از واژگان پایهای است که همراه با کلمه یاد میگیرید.
جدول صرف اسم آلمانی Brustkorb
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | der Brustkorb | ein Brustkorb | kein Brustkorb |
| Akkusativ | den Brustkorb | einen Brustkorb | keinen Brustkorb |
| Dativ | dem Brustkorb | einem Brustkorb | keinem Brustkorb |
| Genitiv | des Brustkorbs | eines Brustkorbs | keines Brustkorbs |
| Nominativ | die Brustkörbe | Brustkörbe | keine Brustkörbe |
| Akkusativ | die Brustkörbe | Brustkörbe | keine Brustkörbe |
| Dativ | den Brustkörben | Brustkörben | keinen Brustkörben |
| Genitiv | der Brustkörbe | Brustkörbe | keiner Brustkörbe |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Brustkorb در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Der starke Brustkorb ist stark.قفسه سینه قوی، قوی است. | Ein großer Brustkorb tut weh.یک قفسه سینه بزرگ درد میکند. | Kein kleiner Brustkorb fehlt hier.هیچ قفسه سینه کوچکی اینجا گم نشده است. |
| Akkusativ | Ich sehe den großen Brustkorb.من قفسه سینه بزرگ را میبینم. | Er hat einen starken Brustkorb.او یک قفسه سینه قوی دارد. | Wir brauchen keinen neuen Brustkorb mehr.ما دیگر به هیچ قفسه سینه جدیدی نیاز نداریم. |
| Dativ | An dem großen Brustkorb ist ein Herz.یک قلب در قفسه سینه بزرگ است. | Mit einem neuen Brustkorb atmet man.با یک قفسه سینه جدید نفس میکشند. | Ich gebe keinem kleinen Brustkorb einen Schlag.من به هیچ قفسه سینه کوچکی ضربه نمیزنم. |
| Genitiv | Die Form des großen Brustkorbs ist rund.شکل قفسه سینه بزرگ گرد است. | Der Schmerz eines starken Brustkorbs ist stark.درد یک قفسه سینه قوی، قوی است. | Die Größe keines kleinen Brustkorbs ist wichtig.اندازه هیچ قفسه سینه کوچکی مهم نیست. |
| Nominativ | Die neuen Brustkörbe sind stabil.قفسههای سینه جدید پایدار هستند. | Viele Brustkörbe sind wichtig.بسیاری از قفسههای سینه مهم هستند. | Keine alten Brustkörbe sind gesund.هیچ قفسه سینه قدیمی سالم نیست. |
| Akkusativ | Sie hat die schönen Brustkörbe.او قفسههای سینه زیبا را دارد. | Ich finde viele Brustkörbe dort.من بسیاری از قفسههای سینه را آنجا پیدا میکنم. | Wir sehen keine großen Brustkörbe hier.ما هیچ قفسه سینه بزرگی اینجا نمیبینیم. |
| Dativ | An den großen Brustkörben sind Rippen.دندهها روی قفسههای سینه بزرگ هستند. | Mit vielen Brustkörben kann man atmen.با بسیاری از قفسههای سینه میتوان نفس کشید. | An keinen kleinen Brustkörben ist Schutz.هیچ محافظتی روی هیچ قفسه سینه کوچکی نیست. |
| Genitiv | Die Länge der großen Brustkörbe ist unterschiedlich.طول قفسههای سینه بزرگ متفاوت است. | Der Zustand vieler Brustkörbe ist gut.وضعیت بسیاری از قفسههای سینه خوب است. | Die Funktion keiner kleinen Brustkörbe ist klar.عملکرد هیچ قفسه سینه کوچکی واضح نیست. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Brustkorb با der است یا die یا das؟
درست آن der Brustkorb است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Brustkorb مذکر است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
جمع der Brustkorb چیست؟
صورت جمع der Brustkorb میشود die Brustkörbe. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
der Brustkorb به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی der Brustkorb به فارسی یعنی “قفسه سینه”.
صرف der Brustkorb چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Brustkorb حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: der Brustkorb
- Akkusativ: den Brustkorb
- Dativ: dem Brustkorb
- Genitiv: des Brustkorbs
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس موضوع
اعضای بدن
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مذکر
کاوش →