چرا اسم Cousin حرف تعریف der دارد؟
اسامی که به اشخاص مذکر اشاره دارند، مذکر هستند.
مثالها
der Mann (مرد), der Vater (پدر), der Bruder (برادر), der Sohn (پسر), der Onkel (عمو/دایی), der Neffe (برادرزاده/خواهرزاده), der Großvater (پدربزرگ)
جدول صرف اسم آلمانی Cousin
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | der Cousin | ein Cousin | kein Cousin |
| Akkusativ | den Cousin | einen Cousin | keinen Cousin |
| Dativ | dem Cousin | einem Cousin | keinem Cousin |
| Genitiv | des Cousins | eines Cousins | keines Cousins |
| Nominativ | die Cousins | Cousins | keine Cousins |
| Akkusativ | die Cousins | Cousins | keine Cousins |
| Dativ | den Cousins | Cousins | keinen Cousins |
| Genitiv | der Cousins | Cousins | keiner Cousins |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Cousin در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Der junge Cousin kommt heute.پسرعموی جوان امروز میآید. | Ein junger Cousin spielt gern.یک پسرعموی جوان دوست دارد بازی کند. | Kein junger Cousin ist hier.هیچ پسرعموی جوانی اینجا نیست. |
| Akkusativ | Ich sehe den jungen Cousin oft.من اغلب پسرعموی جوان را میبینم. | Sie sucht einen jungen Cousin.او به دنبال یک پسرعموی جوان است. | Er hat keinen jungen Cousin.او هیچ پسرعموی جوانی ندارد. |
| Dativ | Ich helfe dem jungen Cousin gern.من دوست دارم به پسرعموی جوان کمک کنم. | Sie spricht mit einem jungen Cousin.او با یک پسرعموی جوان صحبت میکند. | Er gibt keinem jungen Cousin Geld.او به هیچ پسرعموی جوانی پول نمیدهد. |
| Genitiv | Das ist das Auto des jungen Cousins.این ماشین پسرعموی جوان است. | Das ist das Haus eines eines jungen Cousins.این خانه یک پسرعموی جوان است. | Ich kenne die Eltern keines keines jungen Cousins.من والدین هیچ پسرعموی جوانی را نمیشناسم. |
| Nominativ | Die jungen Cousins besuchen uns.پسرعموهای جوان به ما سر میزنند. | Junge Cousins reisen gern.پسرعموهای جوان دوست دارند سفر کنند. | Keine jungen Cousins sind da.هیچ پسرعموی جوانی آنجا نیست. |
| Akkusativ | Wir besuchen die jungen Cousins gern.ما دوست داریم از پسرعموهای جوان دیدن کنیم. | Sie kennt junge Cousins gut.او پسرعموهای جوان را خوب میشناسد. | Ich sehe keine jungen Cousins mehr.من دیگر هیچ پسرعموی جوانی را نمیبینم. |
| Dativ | Ich gebe den jungen Cousins ein Buch.من به پسرعموهای جوان یک کتاب میدهم. | Sie hilft jungen Cousins oft.او اغلب به پسرعموهای جوان کمک میکند. | Er vertraut keinen jungen Cousins.او به هیچ پسرعموی جوانی اعتماد نمیکند. |
| Genitiv | Das ist die Zukunft der jungen Cousins.این آینده پسرعموهای جوان است. | Das ist das Glück junger Cousins.این خوشبختی پسرعموهای جوان است. | Ich kenne die Namen keiner jungen Cousins.من نام هیچ پسرعموی جوانی را نمیدانم. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Cousin با der است یا die یا das؟
درست آن der Cousin است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Cousin مذکر است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
جمع der Cousin چیست؟
صورت جمع der Cousin میشود die Cousins. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
der Cousin به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی der Cousin به فارسی یعنی “پسرعمو”.
صرف der Cousin چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Cousin حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: der Cousin
- Akkusativ: den Cousin
- Dativ: dem Cousin
- Genitiv: des Cousins
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس موضوع
خانواده و روابط
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مذکر
کاوش →