مفرد
die
Einordnung
طبقه بندی
جمع: die Einordnungen
چرا اسم Einordnung حرف تعریف die دارد؟
اسمهایی که به -ung ختم میشوند همیشه مؤنث هستند. به پسوند پررنگ -ung در اسم بالا دقت کنید — آن پسوند نشانه جنسیت است.
مثالها
die Zeitung (روزنامه), die Wohnung (آپارتمان), die Bildung (آموزش), die Hoffnung (امید), die Übung (تمرین), die Meinung (نظر), die Erfahrung (تجربه)
استثناها
der Sprung (پرش), der Schwung (شتاب) - اینها ریشههای فعلی هستند، نه پسوند -ung
جدول صرف اسم آلمانی Einordnung
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Einordnung | eine Einordnung | keine Einordnung |
| Akkusativ | die Einordnung | eine Einordnung | keine Einordnung |
| Dativ | der Einordnung | einer Einordnung | keiner Einordnung |
| Genitiv | der Einordnung | einer Einordnung | keiner Einordnung |
| Akkusativ | die Einordnungen | Einordnungen | keine Einordnungen |
| Dativ | den Einordnungen | Einordnungen | keinen Einordnungen |
| Genitiv | der Einordnungen | Einordnungen | keiner Einordnungen |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Einordnung در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die Einordnung ist klar.طبقهبندی واضح است. | Eine Einordnung ist oft nötig.یک طبقهبندی اغلب ضروری است. | Keine Einordnung ist einfach.هیچ طبقهبندی آسان نیست. |
| Akkusativ | Ich sehe die Einordnung.من طبقهبندی را میبینم. | Wir brauchen eine Einordnung.ما به یک طبقهبندی نیاز داریم. | Er will keine Einordnung.او هیچ طبقهبندی نمیخواهد. |
| Dativ | Ich helfe der Einordnung.من به طبقهبندی کمک میکنم. | Er dient einer Einordnung.او به یک طبقهبندی خدمت میکند. | Sie folgt keiner Einordnung.او از هیچ طبقهبندی پیروی نمیکند. |
| Genitiv | Der Zweck der Einordnung ist klar.هدف از طبقهبندی واضح است. | Der Wert einer Einordnung ist hoch.ارزش یک طبقهبندی بالا است. | Die Folge keiner Einordnung ist schlecht.نتیجه عدم طبقهبندی بد است. |
| Akkusativ | Sie prüfen die Einordnungen.آنها طبقهبندیها را بررسی میکنند. | Wir suchen Einordnungen.ما به دنبال طبقهبندیها هستیم. | Ich sehe keine Einordnungen.من هیچ طبقهبندی نمیبینم. |
| Dativ | Wir folgen den Einordnungen.ما از طبقهبندیها پیروی میکنیم. | Ich gebe Einordnungen Priorität.من به طبقهبندیها اولویت میدهم. | Er vertraut keinen Einordnungen.او به هیچ طبقهبندی اعتماد نمیکند. |
| Genitiv | Die Regeln der Einordnungen sind neu.قوانین طبقهبندیها جدید هستند. | Die Bedeutung Einordnungen ist groß.اهمیت طبقهبندیها زیاد است. | Die Wirkung keiner Einordnungen ist null.تأثیر هیچ طبقهبندی صفر است. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Einordnung با der است یا die یا das؟
درست آن die Einordnung است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Einordnung مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
جمع die Einordnung چیست؟
صورت جمع die Einordnung میشود die Einordnungen. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
die Einordnung به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Einordnung به فارسی یعنی “طبقه بندی”.
صرف die Einordnung چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Einordnung حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Einordnung
- Akkusativ: die Einordnung
- Dativ: der Einordnung
- Genitiv: der Einordnung
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →