چرا اسم Einsatz حرف تعریف der دارد؟
این اسم از قانون پسوند خاصی پیروی نمیکند — جنسیت آن بخشی از واژگان پایهای است که همراه با کلمه یاد میگیرید.
جدول صرف اسم آلمانی Einsatz
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | der Einsatz | ein Einsatz | kein Einsatz |
| Akkusativ | den Einsatz | einen Einsatz | keinen Einsatz |
| Dativ | dem Einsatz | einem Einsatz | keinem Einsatz |
| Genitiv | des Einsatzes | eines Einsatzes | keines Einsatzes |
| Nominativ | die Einsätze | Einsätze | keine Einsätze |
| Akkusativ | die Einsätze | Einsätze | keine Einsätze |
| Dativ | den Einsätzen | Einsätzen | keinen Einsätzen |
| Genitiv | der Einsätze | Einsätze | keiner Einsätze |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Einsatz در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Der polizeiliche Einsatz war sehr erfolgreich.عملیات پلیس بسیار موفقیت آمیز بود. | Jetzt ist ein schneller Einsatz nötig.اکنون یک اقدام سریع ضروری است. | Kein weiterer Einsatz ist für morgen geplant.هیچ ماموریت دیگری برای فردا برنامه ریزی نشده است. |
| Akkusativ | Wir planen den nächsten Einsatz genau.ما ماموریت بعدی را با دقت برنامه ریزی می کنیم. | Er leitet einen humanitären Einsatz.او یک ماموریت بشردوستانه را رهبری می کند. | Ich sehe keinen praktischen Einsatz dafür.من هیچ کاربرد عملی برای آن نمی بینم. |
| Dativ | Nach dem langen Einsatz war er müde.او بعد از ماموریت طولانی خسته بود. | Sie hilft bei einem sozialen Einsatz.او در یک پروژه اجتماعی کمک می کند. | Er stimmte keinem einzigen Einsatz zu.او با یک ماموریت هم موافق نبود. |
| Genitiv | Das Ziel des militärischen Einsatzes ist unklar.هدف از استقرار نظامی نامشخص است. | Die Dauer eines schweren Einsatzes ist ungewiss.مدت زمان یک عملیات دشوار نامعلوم است. | Trotz keines finanziellen Einsatzes gelang es.با وجود عدم تعهد مالی، موفق شد. |
| Nominativ | Die letzten Einsätze waren sehr gefährlich.ماموریت های اخیر بسیار خطرناک بودند. | Solche Einsätze erfordern viel Mut.چنین ماموریت هایی به شجاعت زیادی نیاز دارند. | Es wurden keine neuen Einsätze gemeldet.هیچ استقرار جدیدی گزارش نشده است. |
| Akkusativ | Der Chef lobt die erfolgreichen Einsätze.رئیس عملیات موفق را تحسین می کند. | Die Feuerwehr hat oft gefährliche Einsätze.آتش نشانی اغلب ماموریت های خطرناکی دارد. | Wir erwarten keine weiteren Einsätze mehr.ما دیگر انتظار هیچ استقراری را نداریم. |
| Dativ | Bei den letzten Einsätzen gab es Probleme.در طول ماموریت های اخیر مشکلاتی وجود داشت. | Er erzählt von spannenden Einsätzen.او درباره ماموریت های هیجان انگیز صحبت می کند. | Wir rechnen mit keinen größeren Einsätzen.ما انتظار هیچ عملیات بزرگی را نداریم. |
| Genitiv | Die Koordination der verschiedenen Einsätze ist komplex.هماهنگی ماموریت های مختلف پیچیده است. | Die Planung vieler Einsätze dauert lange.برنامه ریزی بسیاری از ماموریت ها زمان زیادی می برد. | Die Notwendigkeit keiner weiteren Einsätze ist klar.ضرورت عدم وجود ماموریت های بیشتر واضح است. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Einsatz با der است یا die یا das؟
درست آن der Einsatz است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Einsatz مذکر است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
سطح CEFR کلمه Einsatz چیست؟
اسم آلمانی Einsatz در دسته واژگان سطح متوسط (B1) قرار دارد. این کلمه برای زبانآموزان این سطح ضروری است.
جمع der Einsatz چیست؟
صورت جمع der Einsatz میشود die Einsätze. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
der Einsatz به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی der Einsatz به فارسی یعنی “استقرار”.
صرف der Einsatz چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Einsatz حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: der Einsatz
- Akkusativ: den Einsatz
- Dativ: dem Einsatz
- Genitiv: des Einsatzes
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس سطح
B1 متوسط — موضوعات گستردهتر و کلمات انتزاعی
کاوش →
مرور بر اساس موضوع
آموزش و یادگیری
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مذکر
کاوش →