چرا اسم Energie حرف تعریف die دارد؟
اسمهایی که به -ie ختم میشوند، مؤنث هستند.
مثالها
die Philosophie (فلسفه), die Biologie (زیستشناسی), die Demokratie (دموکراسی), die Energie (انرژی), die Melodie (ملودی), die Symphonie (سمفونی)
جدول صرف اسم آلمانی Energie
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Energie | eine Energie | keine Energie |
| Akkusativ | die Energie | eine Energie | keine Energie |
| Dativ | der Energie | einer Energie | keiner Energie |
| Genitiv | der Energie | einer Energie | keiner Energie |
| Nominativ | die Energien | Energien | keine Energien |
| Akkusativ | die Energien | Energien | keine Energien |
| Dativ | den Energien | Energien | keinen Energien |
| Genitiv | der Energien | Energien | keiner Energien |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Energie در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die elektrische Energie ist sehr teuer.انرژی الکتریکی بسیار گران است. | Eine saubere Energie ist die Zukunft.یک انرژی پاک آینده است. | Keine nukleare Energie ist ohne Risiko.هیچ انرژی هستهای بدون خطر نیست. |
| Akkusativ | Wir nutzen die natürliche Energie der Sonne.ما از انرژی طبیعی خورشید استفاده میکنیم. | Er braucht eine positive Energie.او به یک انرژی مثبت نیاز دارد. | Ich habe heute keine freie Energie mehr.من امروز دیگر انرژی آزادی ندارم. |
| Dativ | Mit der neuen Energie sparen wir Geld.با انرژی جدید، ما پول پسانداز میکنیم. | Er arbeitet mit einer unglaublichen Energie.او با یک انرژی باورنکردنی کار میکند. | Nach keiner verlorenen Energie fühlt er sich schwach.پس از هیچ انرژی از دست رفتهای، او احساس ضعف میکند. |
| Genitiv | Der Preis der elektrischen Energie steigt.قیمت انرژی الکتریکی در حال افزایش است. | Das Potenzial einer neuen Energie ist groß.پتانسیل یک انرژی جدید بزرگ است. | Die Gefahr keiner alternativen Energie ist real.خطر نبود انرژی جایگزین واقعی است. |
| Nominativ | Die erneuerbaren Energien werden gefördert.انرژیهای تجدیدپذیر ترویج میشوند. | Alternative Energien sind oft teuer.انرژیهای جایگزین اغلب گران هستند. | Keine fossilen Energien sind umweltfreundlich.هیچ انرژی فسیلی سازگار با محیط زیست نیست. |
| Akkusativ | Das Land fördert die grünen Energien.این کشور انرژیهای سبز را ترویج میکند. | Wir suchen neue Energien.ما به دنبال انرژیهای جدید هستیم. | Die Firma produziert keine sauberen Energien.این شرکت هیچ انرژی پاکی تولید نمیکند. |
| Dativ | Die Zukunft gehört den erneuerbaren Energien.آینده به انرژیهای تجدیدپذیر تعلق دارد. | Wir arbeiten mit verschiedenen Energien.ما با انرژیهای مختلفی کار میکنیم. | Er hat Erfahrung mit keinen alternativen Energien.او تجربهای با انرژیهای جایگزین ندارد. |
| Genitiv | Die Entwicklung der neuen Energien ist wichtig.توسعه انرژیهای جدید مهم است. | Die Nutzung erneuerbarer Energien nimmt zu.استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر در حال افزایش است. | Trotz keiner neuen Energien sind wir optimistisch.با وجود نبود انرژیهای جدید، ما خوشبین هستیم. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Energie با der است یا die یا das؟
درست آن die Energie است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Energie مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
سطح CEFR کلمه Energie چیست؟
اسم آلمانی Energie در دسته واژگان سطح متوسط (B1) قرار دارد. این کلمه برای زبانآموزان این سطح ضروری است.
جمع die Energie چیست؟
صورت جمع die Energie میشود die Energien. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
die Energie به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Energie به فارسی یعنی “انرژی”.
صرف die Energie چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Energie حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Energie
- Akkusativ: die Energie
- Dativ: der Energie
- Genitiv: der Energie
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس سطح
B1 متوسط — موضوعات گستردهتر و کلمات انتزاعی
کاوش →
مرور بر اساس موضوع
مفاهیم انتزاعی
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →