مفرد
die
Entsorgung
دفع زباله، مدیریت پسماند
جمع: die Entsorgungen
چرا اسم Entsorgung حرف تعریف die دارد؟
اسمهایی که به -ung ختم میشوند همیشه مؤنث هستند. به پسوند پررنگ -ung در اسم بالا دقت کنید — آن پسوند نشانه جنسیت است.
مثالها
die Zeitung (روزنامه), die Wohnung (آپارتمان), die Bildung (آموزش), die Hoffnung (امید), die Übung (تمرین), die Meinung (نظر), die Erfahrung (تجربه)
استثناها
der Sprung (پرش), der Schwung (شتاب) - اینها ریشههای فعلی هستند، نه پسوند -ung
جدول صرف اسم آلمانی Entsorgung
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Entsorgung | eine Entsorgung | keine Entsorgung |
| Akkusativ | die Entsorgung | eine Entsorgung | keine Entsorgung |
| Dativ | der Entsorgung | einer Entsorgung | keiner Entsorgung |
| Genitiv | der Entsorgung | einer Entsorgung | keiner Entsorgung |
| Nominativ | die Entsorgungen | Entsorgungen | keine Entsorgungen |
| Akkusativ | die Entsorgungen | Entsorgungen | keine Entsorgungen |
| Dativ | den Entsorgungen | Entsorgungen | keinen Entsorgungen |
| Genitiv | der Entsorgungen | Entsorgungen | keiner Entsorgungen |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Entsorgung در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die alte Entsorgung ist teuer.دفع قدیمی گران است. | Eine neue Entsorgung ist geplant.یک دفع جدید برنامه ریزی شده است. | Keine einfache Entsorgung ist möglich.هیچ دفع ساده ای ممکن نیست. |
| Akkusativ | Wir organisieren die sichere Entsorgung.ما دفع ایمن را سازماندهی می کنیم. | Man braucht eine gute Entsorgung.به یک دفع خوب نیاز است. | Er findet keine schnelle Entsorgung.او هیچ دفع سریعی پیدا نمی کند. |
| Dativ | Wir kümmern uns um der umweltfreundlichen Entsorgung.ما به دفع سازگار با محیط زیست اهمیت می دهیم. | Mit einer schnellen Entsorgung sind wir zufrieden.ما از یک دفع سریع راضی هستیم. | Ich rechne mit keiner einfachen Entsorgung.من روی هیچ دفع ساده ای حساب نمی کنم. |
| Genitiv | Die Kosten der alten Entsorgung sind hoch.هزینه های دفع قدیمی بالا است. | Die Methode einer neuen Entsorgung ist unklar.روش یک دفع جدید نامشخص است. | Die Frage keiner einfachen Entsorgung bleibt.سوال عدم وجود دفع ساده باقی می ماند. |
| Nominativ | Die technischen Entsorgungen sind komplex.دفع های فنی پیچیده هستند. | Spezielle Entsorgungen sind nötig.دفع های ویژه لازم است. | Keine weiteren Entsorgungen sind geplant.هیچ دفع دیگری برنامه ریزی نشده است. |
| Akkusativ | Sie planen die zukünftigen Entsorgungen.آنها دفع های آینده را برنامه ریزی می کنند. | Wir suchen bessere Entsorgungen.ما به دنبال دفع های بهتر هستیم. | Ich sehe keine neuen Entsorgungen.من هیچ دفع جدیدی نمی بینم. |
| Dativ | Sie arbeiten an den neuen Entsorgungen.آنها روی دفع های جدید کار می کنند. | Mit guten Entsorgungen ist es besser.با دفع های خوب، بهتر است. | Ich spreche von keinen weiteren Entsorgungen.من در مورد هیچ دفع دیگری صحبت نمی کنم. |
| Genitiv | Die Regeln der speziellen Entsorgungen sind streng.قوانین دفع های ویژه سختگیرانه هستند. | Die Notwendigkeit weiterer Entsorgungen ist groß.نیاز به دفع های بیشتر زیاد است. | Die Ablehnung keiner neuen Entsorgungen ist schade.رد هیچ دفع جدیدی مایه تاسف است. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Entsorgung با der است یا die یا das؟
درست آن die Entsorgung است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Entsorgung مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
جمع die Entsorgung چیست؟
صورت جمع die Entsorgung میشود die Entsorgungen. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
die Entsorgung به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Entsorgung به فارسی یعنی “دفع زباله، مدیریت پسماند”.
صرف die Entsorgung چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Entsorgung حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Entsorgung
- Akkusativ: die Entsorgung
- Dativ: der Entsorgung
- Genitiv: der Entsorgung
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →