چرا اسم Erhaltung حرف تعریف die دارد؟
اسمهایی که به -ung ختم میشوند همیشه مؤنث هستند. به پسوند پررنگ -ung در اسم بالا دقت کنید — آن پسوند نشانه جنسیت است.
مثالها
die Zeitung (روزنامه), die Wohnung (آپارتمان), die Bildung (آموزش), die Hoffnung (امید), die Übung (تمرین), die Meinung (نظر), die Erfahrung (تجربه)
استثناها
der Sprung (پرش), der Schwung (شتاب) - اینها ریشههای فعلی هستند، نه پسوند -ung
جدول صرف اسم آلمانی Erhaltung
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Erhaltung | eine Erhaltung | keine Erhaltung |
| Akkusativ | die Erhaltung | eine Erhaltung | keine Erhaltung |
| Dativ | der Erhaltung | einer Erhaltung | keiner Erhaltung |
| Genitiv | der Erhaltung | einer Erhaltung | keiner Erhaltung |
| Nominativ | die Erhaltungen | Erhaltungen | keine Erhaltungen |
| Akkusativ | die Erhaltungen | Erhaltungen | keine Erhaltungen |
| Dativ | den Erhaltungen | Erhaltungen | keinen Erhaltungen |
| Genitiv | der Erhaltungen | Erhaltungen | keiner Erhaltungen |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Erhaltung در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die Erhaltung ist wichtig.حفظ و نگهداری مهم است. | Eine Erhaltung ist geplant.یک حفظ و نگهداری برنامهریزی شده است. | Keine Erhaltung ist nötig.هیچ حفظ و نگهداری لازم نیست. |
| Akkusativ | Wir sichern die Erhaltung.ما حفظ و نگهداری را تضمین میکنیم. | Er fordert eine Erhaltung.او یک حفظ و نگهداری را مطالبه میکند. | Sie wollen keine Erhaltung.آنها هیچ حفظ و نگهداری نمیخواهند. |
| Dativ | Er dient der Erhaltung.او به حفظ و نگهداری خدمت میکند. | Sie hilft einer Erhaltung.او به یک حفظ و نگهداری کمک میکند. | Ich stimme keiner Erhaltung zu.من با هیچ حفظ و نگهداری موافق نیستم. |
| Genitiv | Der Zweck der Erhaltung ist klar.هدف از حفظ و نگهداری مشخص است. | Die Kosten einer Erhaltung sind hoch.هزینههای یک حفظ و نگهداری بالا است. | Die Notwendigkeit keiner Erhaltung ist bewiesen.ضرورت هیچ حفظ و نگهداری اثبات نشده است. |
| Nominativ | Die Erhaltungen sind teuer.حفظ و نگهداریها گران هستند. | Neue Erhaltungen sind {adj2}{adjEnd2}.حفظ و نگهداریهای جدید لازم است. | Keine Erhaltungen sind geplant.هیچ حفظ و نگهداری برنامهریزی نشده است. |
| Akkusativ | Sie planen die Erhaltungen.آنها حفظ و نگهداریها را برنامهریزی میکنند. | Wir brauchen viele Erhaltungen.ما به حفظ و نگهداریهای زیادی نیاز داریم. | Ich sehe keine Erhaltungen.من هیچ حفظ و نگهداری نمیبینم. |
| Dativ | Sie widmen sich den Erhaltungen.آنها خود را وقف حفظ و نگهداریها میکنند. | Wir arbeiten an neuen Erhaltungen.ما روی حفظ و نگهداریهای جدید کار میکنیم. | Ich glaube keinen Erhaltungen.من به هیچ حفظ و نگهداری باور ندارم. |
| Genitiv | Die Dauer der Erhaltungen ist lang.مدت زمان حفظ و نگهداریها طولانی است. | Die Planung wichtiger Erhaltungen ist {adj2}{adjEnd2}.برنامهریزی حفظ و نگهداریهای مهم پیچیده است. | Die Wirkung keiner Erhaltungen ist bekannt.تأثیر هیچ حفظ و نگهداری مشخص نیست. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Erhaltung با der است یا die یا das؟
درست آن die Erhaltung است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Erhaltung مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
سطح CEFR کلمه Erhaltung چیست؟
اسم آلمانی Erhaltung در دسته واژگان سطح متوسطه رو به بالا (B2) قرار دارد. این کلمه برای زبانآموزان این سطح ضروری است.
جمع die Erhaltung چیست؟
صورت جمع die Erhaltung میشود die Erhaltungen. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
die Erhaltung به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Erhaltung به فارسی یعنی “حفظ”.
صرف die Erhaltung چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Erhaltung حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Erhaltung
- Akkusativ: die Erhaltung
- Dativ: der Erhaltung
- Genitiv: der Erhaltung
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس سطح
B2 متوسطه رو به بالا — دقیق و تخصصی
کاوش →
مرور بر اساس موضوع
مفاهیم انتزاعی
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →