چرا اسم Erlebnis حرف تعریف das دارد؟
حدود 70 درصد از اسامی که به -nis ختم میشوند خنثی هستند. به پسوند پررنگ -nis در اسم بالا دقت کنید — آن پسوند نشانه جنسیت است.
مثالها
das Ergebnis (نتیجه), das Ereignis (رویداد), das Geheimnis (راز), das Verhältnis (رابطه), das Erlebnis (تجربه), das Bedürfnis (نیاز)
استثناها
die Kenntnis (دانش), die Erlaubnis (اجازه), die Finsternis (تاریکی), die Besorgnis (نگرانی)
جدول صرف اسم آلمانی Erlebnis
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | das Erlebnis | ein Erlebnis | kein Erlebnis |
| Akkusativ | das Erlebnis | ein Erlebnis | kein Erlebnis |
| Dativ | dem Erlebnis | einem Erlebnis | keinem Erlebnis |
| Genitiv | des Erlebnisses | eines Erlebnisses | keines Erlebnisses |
| Nominativ | die Erlebnisse | Erlebnisse | keine Erlebnisse |
| Akkusativ | die Erlebnisse | Erlebnisse | keine Erlebnisse |
| Dativ | den Erlebnissen | Erlebnissen | keinen Erlebnissen |
| Genitiv | der Erlebnisse | Erlebnisse | keiner Erlebnisse |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Erlebnis در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Das neue Erlebnis beginnt heute.تجربه جدید امروز شروع میشود. | Ein schönes Erlebnis ist wichtig.یک تجربه زیبا مهم است. | Kein schlechtes Erlebnis bleibt lange.هیچ تجربه بدی طولانی نمیماند. |
| Akkusativ | Ich habe das gute Erlebnis gesehen.من تجربه خوب را دیدم. | Wir suchen ein neues Erlebnis.ما به دنبال یک تجربه جدید هستیم. | Er hat kein schlechtes Erlebnis gehabt.او تجربه بدی نداشت. |
| Dativ | Nach dem ersten Erlebnis war er müde.بعد از اولین تجربه، او خسته بود. | Mit einem guten Erlebnis lernt man.با یک تجربه خوب، انسان یاد میگیرد. | Er war mit keinem schlechten Erlebnis zufrieden.او از هیچ تجربه بدی راضی نبود. |
| Genitiv | Der Wert des schönen Erlebnisses ist hoch.ارزش تجربه زیبا بالاست. | Der Beginn eines neuen Erlebnisses ist spannend.آغاز یک تجربه جدید هیجانانگیز است. | Die Dauer keines schlechten Erlebnisses ist kurz.مدت زمان هیچ تجربه بدی کوتاه است. |
| Nominativ | Die vielen Erlebnisse sind toll.تجربیات زیاد عالی هستند. | Interessante Erlebnisse machen Spaß.تجربیات جالب سرگرمکننده هستند. | Keine traurigen Erlebnisse stören uns.هیچ تجربه غمانگیزی ما را آزار نمیدهد. |
| Akkusativ | Sie mag die schönen Erlebnisse.او تجربیات زیبا را دوست دارد. | Wir sammeln viele Erlebnisse.ما تجربیات زیادی جمعآوری میکنیم. | Ich habe keine schlechten Erlebnisse.من تجربه بدی ندارم. |
| Dativ | Er spricht von den neuen Erlebnissen.او درباره تجربیات جدید صحبت میکند. | Mit vielen Erlebnissen wächst man.با تجربیات زیاد، انسان رشد میکند. | Er hat mit keinen traurigen Erlebnissen zu tun.او با تجربیات غمانگیز کاری ندارد. |
| Genitiv | Die Schönheit der vielen Erlebnisse ist klar.زیبایی تجربیات زیاد واضح است. | Die Summe guter Erlebnisse macht glücklich.مجموع تجربیات خوب انسان را خوشحال میکند. | Die Anzahl keiner schlechten Erlebnisse ist null.تعداد هیچ تجربه بدی صفر است. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Erlebnis با der است یا die یا das؟
درست آن das Erlebnis است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Erlebnis خنثی است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
سطح CEFR کلمه Erlebnis چیست؟
اسم آلمانی Erlebnis در دسته واژگان سطح متوسطه رو به بالا (B2) قرار دارد. این کلمه برای زبانآموزان این سطح ضروری است.
جمع das Erlebnis چیست؟
صورت جمع das Erlebnis میشود die Erlebnisse. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
das Erlebnis به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی das Erlebnis به فارسی یعنی “تجربه”.
صرف das Erlebnis چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Erlebnis حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: das Erlebnis
- Akkusativ: das Erlebnis
- Dativ: dem Erlebnis
- Genitiv: des Erlebnisses
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس سطح
B2 متوسطه رو به بالا — دقیق و تخصصی
کاوش →
مرور بر اساس موضوع
مفاهیم انتزاعی
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای خنثی
کاوش →