مفرد
die
Expansion
گسترش، توسعه
جمع: die Expansionen
چرا اسم Expansion حرف تعریف die دارد؟
اسمهایی که به -ion یا -tion ختم میشوند، مؤنث هستند. به پسوند پررنگ -ion در اسم بالا دقت کنید — آن پسوند نشانه جنسیت است.
مثالها
die Nation (ملت), die Situation (وضعیت), die Religion (دین), die Information (اطلاعات), die Kommunikation (ارتباطات), die Tradition (سنت)
استثناها
der Spion (جاسوس), der Skorpion (عقرب) - اینها به افراد/حیوانات اشاره دارند.
جدول صرف اسم آلمانی Expansion
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Expansion | eine Expansion | keine Expansion |
| Akkusativ | die Expansion | eine Expansion | keine Expansion |
| Dativ | der Expansion | einer Expansion | keiner Expansion |
| Genitiv | der Expansion | einer Expansion | keiner Expansion |
| Nominativ | die Expansionen | Expansionen | keine Expansionen |
| Akkusativ | die Expansionen | Expansionen | keine Expansionen |
| Dativ | den Expansionen | Expansionen | keinen Expansionen |
| Genitiv | der Expansionen | Expansionen | keiner Expansionen |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Expansion در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die neue Expansion ist wichtig.گسترش جدید مهم است. | Eine große Expansion beginnt jetzt.یک گسترش بزرگ اکنون آغاز میشود. | Keine weitere Expansion ist geplant.هیچ گسترش بیشتری برنامهریزی نشده است. |
| Akkusativ | Ich sehe die neue Expansion.من گسترش جدید را میبینم. | Wir planen eine große Expansion.ما یک گسترش بزرگ را برنامهریزی میکنیم. | Er will keine weitere Expansion.او هیچ گسترش بیشتری نمیخواهد. |
| Dativ | Ich helfe der neuen Expansion.من به گسترش جدید کمک میکنم. | Ich gebe einer großen Expansion Zeit.من به یک گسترش بزرگ زمان میدهم. | Sie stimmt keiner weiteren Expansion zu.او با هیچ گسترش بیشتری موافق نیست. |
| Genitiv | Der Beginn der neuen Expansion ist nah.آغاز گسترش جدید نزدیک است. | Das Ziel einer großen Expansion ist klar.هدف یک گسترش بزرگ روشن است. | Die Kosten keiner weiteren Expansion sind bekannt.هزینههای هیچ گسترش بیشتری مشخص نیست. |
| Nominativ | Die neuen Expansionen sind nötig.گسترشهای جدید ضروری هستند. | Weitere Expansionen sind möglich.گسترشهای بیشتر ممکن است. | Keine großen Expansionen sind erlaubt.گسترشهای بزرگ مجاز نیستند. |
| Akkusativ | Sie sehen die neuen Expansionen.آنها گسترشهای جدید را میبینند. | Wir brauchen weitere Expansionen.ما به گسترشهای بیشتر نیاز داریم. | Ich habe keine großen Expansionen.من گسترشهای بزرگ ندارم. |
| Dativ | Er hilft den neuen Expansionen.او به گسترشهای جدید کمک میکند. | Wir arbeiten an weiteren Expansionen.ما روی گسترشهای بیشتر کار میکنیم. | Ich vertraue keinen großen Expansionen.من به هیچ گسترش بزرگی اعتماد ندارم. |
| Genitiv | Die Ziele der neuen Expansionen sind hoch.اهداف گسترشهای جدید بالا هستند. | Der Erfolg weiterer Expansionen ist wichtig.موفقیت گسترشهای بیشتر مهم است. | Die Gründe keiner großen Expansionen sind klar.دلایل عدم وجود گسترشهای بزرگ روشن است. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Expansion با der است یا die یا das؟
درست آن die Expansion است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Expansion مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
سطح CEFR کلمه Expansion چیست؟
اسم آلمانی Expansion در دسته واژگان سطح متوسطه رو به بالا (B2) قرار دارد. این کلمه برای زبانآموزان این سطح ضروری است.
جمع die Expansion چیست؟
صورت جمع die Expansion میشود die Expansionen. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
die Expansion به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Expansion به فارسی یعنی “گسترش، توسعه”.
صرف die Expansion چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Expansion حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Expansion
- Akkusativ: die Expansion
- Dativ: der Expansion
- Genitiv: der Expansion
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس سطح
B2 متوسطه رو به بالا — دقیق و تخصصی
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →