مفرد
der
Farbton
فام/سایه رنگ
جمع: die Farbtöne
چرا اسم Farbton حرف تعریف der دارد؟
این اسم از قانون پسوند خاصی پیروی نمیکند — جنسیت آن بخشی از واژگان پایهای است که همراه با کلمه یاد میگیرید.
جدول صرف اسم آلمانی Farbton
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | der Farbton | ein Farbton | kein Farbton |
| Akkusativ | den Farbton | einen Farbton | keinen Farbton |
| Dativ | dem Farbton | einem Farbton | keinem Farbton |
| Genitiv | des Farbtons | eines Farbtons | keines Farbtons |
| Nominativ | die Farbtöne | Farbtöne | keine Farbtöne |
| Akkusativ | die Farbtöne | Farbtöne | keine Farbtöne |
| Dativ | den Farbtönen | Farbtönen | keinen Farbtönen |
| Genitiv | der Farbtöne | Farbtöne | keiner Farbtöne |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Farbton در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Der Farbton ist sehr schön.رنگ بسیار زیباست. | Ein Farbton gefällt mir gut.یک رنگ را خیلی دوست دارم. | Kein Farbton passt hierher.هیچ رنگی اینجا مناسب نیست. |
| Akkusativ | Ich sehe den Farbton klar.من رنگ را به وضوح میبینم. | Ich brauche einen Farbton jetzt.من الان به یک رنگ نیاز دارم. | Ich finde keinen Farbton passend.هیچ رنگی را مناسب نمیبینم. |
| Dativ | Ich folge dem Farbton gern.من دوست دارم از رنگ پیروی کنم. | Mit einem Farbton male ich.من با یک رنگ نقاشی میکنم. | Ich helfe keinem Farbton mehr.من دیگر به هیچ رنگی کمک نمیکنم. |
| Genitiv | Die Intensität des Farbtons ist hoch.شدت رنگ بالاست. | Die Wirkung eines Farbtons ist stark.تأثیر یک رنگ قوی است. | Ich mag die Helligkeit keines Farbtons.من روشنایی هیچ رنگی را دوست ندارم. |
| Nominativ | Die Farbtöne sind sehr schön.رنگها بسیار زیبا هستند. | Viele Farbtöne passen gut.بسیاری از رنگها به خوبی مینشینند. | Keine Farbtöne gefallen mir.هیچ رنگی مورد پسند من نیست. |
| Akkusativ | Ich sehe die Farbtöne deutlich.من رنگها را به وضوح میبینم. | Ich suche neue Farbtöne.من به دنبال رنگهای جدید هستم. | Ich finde keine Farbtöne hier.من هیچ رنگی اینجا پیدا نمیکنم. |
| Dativ | Ich arbeite mit den Farbtönen.من با رنگها کار میکنم. | Mit vielen Farbtönen male ich.من با رنگهای زیادی نقاشی میکنم. | Ich helfe keinen Farbtönen mehr.من دیگر به هیچ رنگی کمک نمیکنم. |
| Genitiv | Die Schönheit der Farbtöne ist bekannt.زیبایی رنگها شناخته شده است. | Die Wirkung vieler Farbtöne ist stark.تأثیر بسیاری از رنگها قوی است. | Ich mag die Vielfalt keiner Farbtöne.من تنوع هیچ رنگی را دوست ندارم. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Farbton با der است یا die یا das؟
درست آن der Farbton است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Farbton مذکر است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
جمع der Farbton چیست؟
صورت جمع der Farbton میشود die Farbtöne. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
der Farbton به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی der Farbton به فارسی یعنی “فام/سایه رنگ”.
صرف der Farbton چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Farbton حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: der Farbton
- Akkusativ: den Farbton
- Dativ: dem Farbton
- Genitiv: des Farbtons
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس موضوع
ویژگیها
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مذکر
کاوش →