چرا اسم Frische حرف تعریف die دارد؟
حدود ۹۰ درصد از اسامی که به -e ختم میشوند، مونث هستند.
مثالها
die Lampe (چراغ), die Schule (مدرسه), die Tasche (کیف), die Klasse (کلاس), die Straße (خیابان), die Sonne (خورشید), die Blume (گل)
استثناها
der Junge (پسر), der Löwe (شیر), der Affe (میمون), der Name (اسم), der Käse (پنیر), das Ende (پایان), das Auge (چشم)
جدول صرف اسم آلمانی Frische
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Frische | eine Frische | keine Frische |
| Akkusativ | die Frische | eine Frische | keine Frische |
| Dativ | der Frische | einer Frische | keiner Frische |
| Genitiv | der Frische | einer Frische | keiner Frische |
| Nominativ | die Frischen | Frischen | keine Frischen |
| Akkusativ | die Frischen | Frischen | keine Frischen |
| Dativ | den Frischen | Frischen | keinen Frischen |
| Genitiv | der Frischen | Frischen | keiner Frischen |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Frische در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die angenehme Frische ist spürbar.طراوت دلپذیر محسوس است. | Eine gute Frische ist wichtig hier.طراوت خوب اینجا مهم است. | Keine Frische bleibt lange.هیچ طراوتی طولانی نمیماند. |
| Akkusativ | Ich liebe die angenehme Frische sehr.من طراوت دلپذیر را بسیار دوست دارم. | Wir suchen eine gute Frische immer.ما همیشه به دنبال طراوت خوب هستیم. | Er findet keine Frische mehr.او دیگر طراوتی پیدا نمیکند. |
| Dativ | Ich erfreue mich an der angenehmen Frische.من از طراوت دلپذیر لذت میبرم. | Mit einer guten Frische beginnt der Tag.با طراوت خوب، روز آغاز میشود. | Sie gibt keiner Frische eine Chance.او به هیچ طراوتی فرصت نمیدهد. |
| Genitiv | Der Duft der angenehmen Frische ist toll.بوی طراوت دلپذیر عالی است. | Die Wirkung einer guten Frische ist groß.تأثیر طراوت خوب زیاد است. | Der Sinn keiner Frische ist bekannt.معنی هیچ طراوتی معلوم نیست. |
| Nominativ | Die angenehmen Frischen sind selten.طراوتهای دلپذیر نادر هستند. | Gute Frischen sind wichtig hier.طراوتهای خوب اینجا مهم هستند. | Keine Frischen bleiben lange.هیچ طراوتی طولانی نمیماند. |
| Akkusativ | Wir lieben die angenehmen Frischen sehr.ما طراوتهای دلپذیر را بسیار دوست داریم. | Sie suchen gute Frischen überall.آنها همه جا به دنبال طراوتهای خوب هستند. | Ich finde keine Frischen mehr.من دیگر طراوتی پیدا نمیکنم. |
| Dativ | Wir erfreuen uns an den angenehmen Frischen.ما از طراوتهای دلپذیر لذت میبریم. | Mit guten Frischen beginnt der Tag gut.با طراوتهای خوب، روز به خوبی آغاز میشود. | Sie gibt keinen Frischen eine Chance.او به هیچ طراوتی فرصت نمیدهد. |
| Genitiv | Der Duft der angenehmen Frischen ist toll.بوی طراوتهای دلپذیر عالی است. | Die Wirkung guter Frischen ist groß.تأثیر طراوتهای خوب زیاد است. | Der Sinn keiner Frischen ist bekannt.معنی هیچ طراوتی معلوم نیست. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Frische با der است یا die یا das؟
درست آن die Frische است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Frische مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
جمع die Frische چیست؟
اسم Frische معمولاً فقط به صورت مفرد استفاده میشود یا صورت جمع آن مشابه مفرد است.
die Frische به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Frische به فارسی یعنی “تازگی”.
صرف die Frische چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Frische حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Frische
- Akkusativ: die Frische
- Dativ: der Frische
- Genitiv: der Frische
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس موضوع
ویژگیها
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →