مفرد
der
Gegenzug
اقدام متقابل
جمع: die Gegenzüge
چرا اسم Gegenzug حرف تعریف der دارد؟
این اسم از قانون پسوند خاصی پیروی نمیکند — جنسیت آن بخشی از واژگان پایهای است که همراه با کلمه یاد میگیرید.
جدول صرف اسم آلمانی Gegenzug
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | der Gegenzug | ein Gegenzug | kein Gegenzug |
| Akkusativ | den Gegenzug | einen Gegenzug | keinen Gegenzug |
| Dativ | dem Gegenzug | einem Gegenzug | keinem Gegenzug |
| Genitiv | des Gegenzuges | eines Gegenzuges | keines Gegenzuges |
| Nominativ | die Gegenzüge | Gegenzüge | keine Gegenzüge |
| Akkusativ | die Gegenzüge | Gegenzüge | keine Gegenzüge |
| Dativ | den Gegenzügen | Gegenzügen | keinen Gegenzügen |
| Genitiv | der Gegenzüge | Gegenzügen | keiner Gegenzüge |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Gegenzug در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Der schnelle Gegenzug ist wichtig.حرکت متقابل سریع مهم است. | Ein guter Gegenzug ist nötig.یک حرکت متقابل خوب لازم است. | Kein Gegenzug ist geplant.هیچ حرکت متقابلی برنامهریزی نشده است. |
| Akkusativ | Ich sehe den schnellen Gegenzug.من حرکت متقابل سریع را میبینم. | Er macht einen Gegenzug.او یک حرکت متقابل انجام میدهد. | Sie will keinen Gegenzug mehr.او دیگر هیچ حرکت متقابلی نمیخواهد. |
| Dativ | Er hilft dem klugen Gegenzug.او به حرکت متقابل هوشمندانه کمک میکند. | Ich stimme einem Gegenzug zu.من با یک حرکت متقابل موافقم. | Sie glaubt keinem Gegenzug.او به هیچ حرکت متقابلی باور ندارد. |
| Genitiv | Der Zweck des Gegenzuges ist klar.هدف حرکت متقابل واضح است. | Die Wirkung eines Gegenzuges ist groß.تأثیر یک حرکت متقابل بزرگ است. | Die Gefahr keines Gegenzuges ist hoch.خطر عدم انجام حرکت متقابل زیاد است. |
| Nominativ | Die klugen Gegenzüge sind selten.حرکات متقابل هوشمندانه نادر هستند. | Gegenzüge sind manchmal schwer.حرکات متقابل گاهی دشوار هستند. | Keine Gegenzüge sind erlaubt.هیچ حرکت متقابلی مجاز نیست. |
| Akkusativ | Wir planen die nächsten Gegenzüge.ما حرکات متقابل بعدی را برنامهریزی میکنیم. | Sie sehen viele Gegenzüge.آنها حرکات متقابل زیادی میبینند. | Ich sehe keine Gegenzüge.من هیچ حرکت متقابلی نمیبینم. |
| Dativ | Er folgt den neuen Gegenzügen.او از حرکات متقابل جدید پیروی میکند. | Wir denken an Gegenzügen.ما به حرکات متقابل فکر میکنیم. | Sie vertraut keinen Gegenzügen.او به هیچ حرکت متقابلی اعتماد ندارد. |
| Genitiv | Die Ziele der Gegenzüge sind bekannt.اهداف حرکات متقابل شناخته شدهاند. | Die Folgen von Gegenzügen sind oft schlimm.عواقب حرکات متقابل اغلب بد هستند. | Die Kosten keiner Gegenzüge sind gering.هزینههای عدم انجام حرکات متقابل کم است. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Gegenzug با der است یا die یا das؟
درست آن der Gegenzug است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Gegenzug مذکر است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
جمع der Gegenzug چیست؟
صورت جمع der Gegenzug میشود die Gegenzüge. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
der Gegenzug به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی der Gegenzug به فارسی یعنی “اقدام متقابل”.
صرف der Gegenzug چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Gegenzug حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: der Gegenzug
- Akkusativ: den Gegenzug
- Dativ: dem Gegenzug
- Genitiv: des Gegenzuges
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مذکر
کاوش →