چرا اسم Geschmack حرف تعریف der دارد؟
اکثر اسمهایی که با پیشوند Ge- شروع میشوند، خنثی هستند.
مثالها
das Gebäude (ساختمان), das Gespräch (گفتگو), das Geschenk (هدیه), das Getränk (نوشیدنی), das Geschirr (ظروف), das Gemüse (سبزیجات)
استثناها
der Gebrauch (کاربرد), der Gedanke (فکر), der Geruch (بو), der Geschmack (طعم), der Gewinn (سود), die Gefahr (خطر), die Geschichte (تاریخ), die Geduld (صبر), die Gewalt (قدرت)
جدول صرف اسم آلمانی Geschmack
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | der Geschmack | ein Geschmack | kein Geschmack |
| Akkusativ | den Geschmack | einen Geschmack | keinen Geschmack |
| Dativ | dem Geschmack | einem Geschmack | keinem Geschmack |
| Genitiv | des Geschmacks | eines Geschmacks | keines Geschmacks |
| Nominativ | die Geschmäcke | Geschmäcke | keine Geschmäcke |
| Akkusativ | die Geschmäcke | Geschmäcke | keine Geschmäcke |
| Dativ | den Geschmäcken | Geschmäcken | keinen Geschmäcken |
| Genitiv | der Geschmäcke | Geschmäcke | keiner Geschmäcke |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Geschmack در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Der neue Geschmack ist sehr gut.طعم جدید خیلی خوب است. | Ein guter Geschmack ist wichtig.یک طعم خوب مهم است. | Kein schlechter Geschmack gefällt mir.هیچ طعم بدی را دوست ندارم. |
| Akkusativ | Ich mag den neuen Geschmack sehr.من طعم جدید را خیلی دوست دارم. | Er hat einen guten Geschmack gefunden.او یک طعم خوب پیدا کرد. | Ich finde keinen schlechten Geschmack nicht.من هیچ طعم بدی پیدا نمیکنم. |
| Dativ | Ich gebe dem neuen Geschmack eine Chance.من به طعم جدید یک فرصت میدهم. | Mit einem guten Geschmack ist es besser.با یک طعم خوب، بهتر است. | Ich vertraue keinem schlechten Geschmack nicht.من به هیچ طعم بدی اعتماد نمیکنم. |
| Genitiv | Die Farbe des neuen Geschmacks ist schön.رنگ طعم جدید زیباست. | Der Preis eines guten Geschmacks ist hoch.قیمت یک طعم خوب بالاست. | Das ist der Ursprung keines schlechten Geschmacks.این منشأ هیچ طعم بدی نیست. |
| Nominativ | Die neuen Geschmäcke sind interessant.طعمهای جدید جالب هستند. | Gute Geschmäcke sind selten.طعمهای خوب نادر هستند. | Keine schlechten Geschmäcke sind hier.هیچ طعم بدی اینجا نیست. |
| Akkusativ | Wir sehen die neuen Geschmäcke oft.ما اغلب طعمهای جدید را میبینیم. | Sie probiert gute Geschmäcke gern.او دوست دارد طعمهای خوب را امتحان کند. | Ich habe keine schlechten Geschmäcke nicht.من هیچ طعم بدی ندارم. |
| Dativ | Ich gebe den neuen Geschmäcken viel Zeit.من به طعمهای جدید زمان زیادی میدهم. | Mit guten Geschmäcken ist es besser.با طعمهای خوب، بهتر است. | Ich folge keinen schlechten Geschmäcken nicht.من هیچ طعم بدی را دنبال نمیکنم. |
| Genitiv | Die Herkunft der neuen Geschmäcke ist klar.منشأ طعمهای جدید مشخص است. | Die Wirkung guter Geschmäcke ist stark.تأثیر طعمهای خوب قوی است. | Das ist die Geschichte keiner schlechten Geschmäcke.این داستان هیچ طعم بدی نیست. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Geschmack با der است یا die یا das؟
درست آن der Geschmack است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Geschmack مذکر است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
سطح CEFR کلمه Geschmack چیست؟
اسم آلمانی Geschmack در دسته واژگان سطح متوسطه رو به بالا (B2) قرار دارد. این کلمه برای زبانآموزان این سطح ضروری است.
جمع der Geschmack چیست؟
صورت جمع der Geschmack میشود die Geschmäcke. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
der Geschmack به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی der Geschmack به فارسی یعنی “طعم”.
صرف der Geschmack چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Geschmack حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: der Geschmack
- Akkusativ: den Geschmack
- Dativ: dem Geschmack
- Genitiv: des Geschmacks
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس سطح
B2 متوسطه رو به بالا — دقیق و تخصصی
کاوش →
مرور بر اساس موضوع
غذا و مواد اولیه
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مذکر
کاوش →