مفرد
der
Gesetzgeber
قانونگذار
جمع: die Gesetzgeber
چرا اسم Gesetzgeber حرف تعریف der دارد؟
اسمهایی که از افعال با پسوند -er ساخته میشوند، عمدتاً مذکر هستند. به پسوند پررنگ -er در اسم بالا دقت کنید — آن پسوند نشانه جنسیت است.
مثالها
der Lehrer (معلم), der Fahrer (راننده), der Arbeiter (کارگر), der Schreiber (نویسنده), der Spieler (بازیکن), der Maler (نقاش)
استثناها
das Fenster (پنجره), das Wasser (آب), die Butter (کره), die Mutter (مادر)
جدول صرف اسم آلمانی Gesetzgeber
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | der Gesetzgeber | ein Gesetzgeber | kein Gesetzgeber |
| Akkusativ | den Gesetzgeber | einen Gesetzgeber | keinen Gesetzgeber |
| Dativ | dem Gesetzgeber | einem Gesetzgeber | keinem Gesetzgeber |
| Genitiv | des Gesetzgebers | eines Gesetzgebers | keines Gesetzgebers |
| Nominativ | die Gesetzgeber | Gesetzgeber | keine Gesetzgeber |
| Akkusativ | die Gesetzgeber | Gesetzgeber | keine Gesetzgeber |
| Dativ | den Gesetzgebern | Gesetzgebern | keinen Gesetzgebern |
| Genitiv | der Gesetzgeber | Gesetzgeber | keiner Gesetzgeber |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Gesetzgeber در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Der deutsche Gesetzgeber arbeitet.قانونگذار آلمانی کار میکند. | Ein neuer Gesetzgeber kommt.یک قانونگذار جدید میآید. | Kein böser Gesetzgeber ist hier.هیچ قانونگذار بدی اینجا نیست. |
| Akkusativ | Ich kenne den deutschen Gesetzgeber.من قانونگذار آلمانی را میشناسم. | Wir suchen einen guten Gesetzgeber.ما به دنبال یک قانونگذار خوب هستیم. | Er mag keinen strengen Gesetzgeber.او هیچ قانونگذار سختگیری را دوست ندارد. |
| Dativ | Ich folge dem deutschen Gesetzgeber.من از قانونگذار آلمانی پیروی میکنم. | Er hilft einem neuen Gesetzgeber.او به یک قانونگذار جدید کمک میکند. | Sie vertraut keinem bösen Gesetzgeber.او به هیچ قانونگذار بدی اعتماد ندارد. |
| Genitiv | Die Meinung des deutschen Gesetzgebers ist wichtig.نظر قانونگذار آلمانی مهم است. | Der Wille eines eines neuen Gesetzgebers ist klar.اراده یک قانونگذار جدید روشن است. | Die Absicht keines keines bösen Gesetzgebers ist bekannt.قصد هیچ قانونگذار بدی شناخته شده نیست. |
| Nominativ | Die deutschen Gesetzgeber arbeiten.قانونگذاران آلمانی کار میکنند. | Neue Gesetzgeber kommen.قانونگذاران جدید میآیند. | Keine bösen Gesetzgeber sind hier.هیچ قانونگذار بدی اینجا نیست. |
| Akkusativ | Ich kenne die deutschen Gesetzgeber.من قانونگذاران آلمانی را میشناسم. | Wir suchen gute Gesetzgeber.ما به دنبال قانونگذاران خوب هستیم. | Er mag keine strengen Gesetzgeber.او هیچ قانونگذار سختگیری را دوست ندارد. |
| Dativ | Ich folge den deutschen Gesetzgebern.من از قانونگذاران آلمانی پیروی میکنم. | Er hilft neuen Gesetzgebern.او به قانونگذاران جدید کمک میکند. | Sie vertraut keinen bösen Gesetzgebern.او به هیچ قانونگذار بدی اعتماد ندارد. |
| Genitiv | Die Meinung der deutschen Gesetzgeber ist wichtig.نظر قانونگذاران آلمانی مهم است. | Der Wille neuer Gesetzgeber ist klar.اراده قانونگذاران جدید روشن است. | Die Absicht keiner bösen Gesetzgeber ist bekannt.قصد هیچ قانونگذار بدی شناخته شده نیست. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Gesetzgeber با der است یا die یا das؟
درست آن der Gesetzgeber است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Gesetzgeber مذکر است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
جمع der Gesetzgeber چیست؟
صورت جمع der Gesetzgeber میشود die Gesetzgeber. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
der Gesetzgeber به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی der Gesetzgeber به فارسی یعنی “قانونگذار”.
صرف der Gesetzgeber چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Gesetzgeber حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: der Gesetzgeber
- Akkusativ: den Gesetzgeber
- Dativ: dem Gesetzgeber
- Genitiv: des Gesetzgebers
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس موضوع
مفاهیم انتزاعی
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مذکر
کاوش →