چرا اسم Grundlage حرف تعریف die دارد؟
حدود ۹۰ درصد از اسامی که به -e ختم میشوند، مونث هستند.
مثالها
die Lampe (چراغ), die Schule (مدرسه), die Tasche (کیف), die Klasse (کلاس), die Straße (خیابان), die Sonne (خورشید), die Blume (گل)
استثناها
der Junge (پسر), der Löwe (شیر), der Affe (میمون), der Name (اسم), der Käse (پنیر), das Ende (پایان), das Auge (چشم)
جدول صرف اسم آلمانی Grundlage
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Grundlage | eine Grundlage | keine Grundlage |
| Akkusativ | die Grundlage | eine Grundlage | keine Grundlage |
| Dativ | der Grundlage | einer Grundlage | keiner Grundlage |
| Genitiv | der Grundlage | einer Grundlage | keiner Grundlage |
| Nominativ | die Grundlagen | Grundlagen | keine Grundlagen |
| Akkusativ | die Grundlagen | Grundlagen | keine Grundlagen |
| Dativ | den Grundlagen | Grundlagen | keinen Grundlagen |
| Genitiv | der Grundlagen | Grundlagen | keiner Grundlagen |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Grundlage در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die solide Grundlage ist entscheidend.پایه محکم حیاتی است. | Das ist eine gute Grundlage.این یک اساس خوب است. | Hier gibt es keine rechtliche Grundlage.اینجا هیچ مبنای قانونی وجود ندارد. |
| Akkusativ | Wir schaffen die rechtliche Grundlage.ما در حال ایجاد مبنای قانونی هستیم. | Er braucht eine solide Grundlage.او به یک پایه محکم نیاز دارد. | Sie finden keine gemeinsame Grundlage.آنها هیچ زمینه مشترکی پیدا نمیکنند. |
| Dativ | Wir arbeiten auf der finanziellen Grundlage.ما بر اساس مبنای مالی کار میکنیم. | Das basiert auf einer breiten Grundlage.این بر یک پایه گسترده استوار است. | Er vertraut keiner soliden Grundlage.او به هیچ پایه محکمی اعتماد ندارد. |
| Genitiv | Das ist Teil der wissenschaftlichen Grundlage.این بخشی از مبنای علمی است. | Bedarf es einer neuen Grundlage?آیا به یک مبنای جدید نیاز است؟ | Trotz keiner rechtlichen Grundlage wurde es getan.با وجود نبود هیچ مبنای قانونی، این کار انجام شد. |
| Nominativ | Die theoretischen Grundlagen sind bekannt.مبانی نظری مشخص هستند. | Hier fehlen wichtige Grundlagen.اینجا مبانی مهمی کم است. | Das sind keine wissenschaftlichen Grundlagen.اینها مبانی علمی نیستند. |
| Akkusativ | Er erklärt die wissenschaftlichen Grundlagen.او اصول علمی را توضیح میدهد. | Wir legen neue Grundlagen fest.ما در حال تعیین مبانی جدیدی هستیم. | Ich sehe keine weiteren Grundlagen.من هیچ مبنای دیگری نمیبینم. |
| Dativ | Wir folgen den rechtlichen Grundlagen.ما از اصول قانونی پیروی میکنیم. | Das beruht auf verschiedenen Grundlagen.این بر پایههای مختلفی استوار است. | Er argumentiert mit keinen festen Grundlagen.او بدون مبانی محکم استدلال میکند. |
| Genitiv | Das Verständnis der theoretischen Grundlagen ist wichtig.درک مبانی نظری مهم است. | Die Schaffung solider Grundlagen dauert.ایجاد پایههای محکم زمان میبرد. | Aufgrund keiner gemeinsamen Grundlagen scheiterte es.به دلیل نبود مبانی مشترک، شکست خورد. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Grundlage با der است یا die یا das؟
درست آن die Grundlage است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Grundlage مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
سطح CEFR کلمه Grundlage چیست؟
اسم آلمانی Grundlage در دسته واژگان سطح متوسط (B1) قرار دارد. این کلمه برای زبانآموزان این سطح ضروری است.
جمع die Grundlage چیست؟
صورت جمع die Grundlage میشود die Grundlagen. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
die Grundlage به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Grundlage به فارسی یعنی “اساس”.
صرف die Grundlage چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Grundlage حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Grundlage
- Akkusativ: die Grundlage
- Dativ: der Grundlage
- Genitiv: der Grundlage
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس سطح
B1 متوسط — موضوعات گستردهتر و کلمات انتزاعی
کاوش →
مرور بر اساس موضوع
مفاهیم انتزاعی
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →