مفرد
die
Halbinsel
شبهجزیره
جمع: die Halbinseln
چرا اسم Halbinsel حرف تعریف die دارد؟
این اسم از قانون پسوند خاصی پیروی نمیکند — جنسیت آن بخشی از واژگان پایهای است که همراه با کلمه یاد میگیرید.
جدول صرف اسم آلمانی Halbinsel
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Halbinsel | eine Halbinsel | keine Halbinsel |
| Akkusativ | die Halbinsel | eine Halbinsel | keine Halbinsel |
| Dativ | der Halbinsel | einer Halbinsel | keiner Halbinsel |
| Genitiv | der Halbinsel | einer Halbinsel | keiner Halbinsel |
| Nominativ | die Halbinseln | Halbinseln | keine Halbinseln |
| Akkusativ | die Halbinseln | Halbinseln | keine Halbinseln |
| Dativ | den Halbinseln | Halbinseln | keinen Halbinseln |
| Genitiv | der Halbinseln | Halbinseln | keiner Halbinseln |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Halbinsel در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die Halbinsel ist sehr lang.شبه جزیره بسیار طولانی است. | Eine große Halbinsel liegt dort.یک شبه جزیره بزرگ آنجا قرار دارد. | Keine kleine Halbinsel ist hier zu sehen.هیچ شبه جزیره کوچکی در اینجا دیده نمیشود. |
| Akkusativ | Wir sehen die Halbinsel dort.ما شبه جزیره را آنجا میبینیم. | Ich besuche eine schöne Halbinsel im Urlaub.من در تعطیلات از یک شبه جزیره زیبا بازدید میکنم. | Er findet keine Halbinsel hier nicht.او هیچ شبه جزیرهای در اینجا پیدا نمیکند. |
| Dativ | Auf der Halbinsel ist es schön.در شبه جزیره زیباست. | Mit einer kleinen Halbinsel ist man sicher.با یک شبه جزیره کوچک، فرد در امان است. | Ich helfe keiner Halbinsel nicht.من به هیچ شبه جزیرهای کمک نمیکنم. |
| Genitiv | Die Spitze der Halbinsel ist hoch.نوک شبه جزیره بلند است. | Die Schönheit einer kleinen Halbinsel ist bekannt.زیبایی یک شبه جزیره کوچک شناخته شده است. | Die Wirkung keiner Halbinsel ist spürbar.تأثیر هیچ شبه جزیرهای قابل توجه نیست. |
| Nominativ | Die Halbinseln sind oft grün.شبه جزیرهها اغلب سبز هستند. | Hoche Halbinseln bieten schöne Ausblicke.شبه جزیرههای بلند مناظر زیبایی ارائه میدهند. | Keine großen Halbinseln sind hier bewohnt.هیچ شبه جزیره بزرگی در اینجا مسکونی نیست. |
| Akkusativ | Sie besuchen die Halbinseln oft.آنها اغلب از شبه جزیرهها بازدید میکنند. | Wir suchen grüne Halbinseln zum Wandern.ما به دنبال شبه جزیرههای سبز برای پیادهروی هستیم. | Ich finde keine Halbinseln hier nicht.من هیچ شبه جزیرهای در اینجا پیدا نمیکنم. |
| Dativ | Wir gehen zu den Halbinseln.ما به سمت شبه جزیرهها میرویم. | Mit grünen Halbinseln ist es schön.با شبه جزیرههای سبز، خوب است. | Ich begegne keinen Halbinseln nicht.من با هیچ شبه جزیرهای روبرو نمیشوم. |
| Genitiv | Die Lage der Halbinseln ist ideal.موقعیت شبه جزیرهها ایدهآل است. | Die Schönheit grüner Halbinseln ist atemberaubend.زیبایی شبه جزیرههای سبز نفسگیر است. | Die Ursache keiner Halbinseln ist bekannt.علت هیچ شبه جزیرهای معلوم نیست. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Halbinsel با der است یا die یا das؟
درست آن die Halbinsel است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Halbinsel مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
جمع die Halbinsel چیست؟
صورت جمع die Halbinsel میشود die Halbinseln. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
die Halbinsel به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Halbinsel به فارسی یعنی “شبهجزیره”.
صرف die Halbinsel چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Halbinsel حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Halbinsel
- Akkusativ: die Halbinsel
- Dativ: der Halbinsel
- Genitiv: der Halbinsel
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس موضوع
طبیعت و منظره
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →