چرا اسم Haut حرف تعریف die دارد؟
این اسم از قانون پسوند خاصی پیروی نمیکند — جنسیت آن بخشی از واژگان پایهای است که همراه با کلمه یاد میگیرید.
جدول صرف اسم آلمانی Haut
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Haut | eine Haut | keine Haut |
| Akkusativ | die Haut | eine Haut | keine Haut |
| Dativ | der Haut | einer Haut | keiner Haut |
| Genitiv | der Haut | einer Haut | keiner Haut |
| Nominativ | die Häute | Häute | keine Häute |
| Akkusativ | die Häute | Häute | keine Häute |
| Dativ | den Häuten | Häuten | keinen Häuten |
| Genitiv | der Häute | Häute | keiner Häute |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Haut در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die weiche Haut fühlt sich gut an.پوست نرم حس خوبی دارد. | Eine gesunde Haut ist sehr wichtig.پوست سالم بسیار مهم است. | Keine Haut ist wie die andere.هیچ پوستی مانند دیگری نیست. |
| Akkusativ | Ich pflege die trockene Haut.من از پوست خشک مراقبت میکنم. | Er hat eine reine Haut.او پوست تمیزی دارد. | Sie will keine fettige Haut haben.او نمیخواهد پوست چرب داشته باشد. |
| Dativ | Die Sonne schadet der zarten Haut.آفتاب به پوست لطیف آسیب میرساند. | Die Creme hilft einer trockenen Haut.این کرم به پوست خشک کمک میکند. | Das schadet keiner gesunden Haut.این به هیچ پوست سالمی آسیب نمیرساند. |
| Genitiv | Die Farbe der hellen Haut ist blass.رنگ پوست روشن پریده است. | Die Pflege einer reinen Haut ist einfach.مراقبت از یک پوست تمیز ساده است. | Trotz keiner perfekten Haut ist sie glücklich.با وجود نداشتن پوست بینقص، او خوشحال است. |
| Nominativ | Die verschiedenen Häute sehen anders aus.پوستهای مختلف، متفاوت به نظر میرسند. | Empfindliche Häute brauchen besondere Pflege.پوستهای حساس به مراقبت ویژه نیاز دارند. | Keine Häute sind genau gleich.هیچ پوستی دقیقاً یکسان نیست. |
| Akkusativ | Der Gerber bearbeitet die rohen Häute.دباغ پوستهای خام را پردازش میکند. | Die Creme schützt empfindliche Häute.این کرم از پوستهای حساس محافظت میکند. | Ich kaufe keine tierischen Häute.من هیچ پوست حیوانی نمیخرم. |
| Dativ | Er arbeitet mit den gegerbten Häuten.او با پوستهای دباغی شده کار میکند. | Die Salbe hilft trockenen Häuten.این پماد به پوستهای خشک کمک میکند. | Die Creme schadet keinen empfindlichen Häuten.کرم به هیچ پوست حساسی آسیب نمیرساند. |
| Genitiv | Die Qualität der teuren Häute ist hoch.کیفیت پوستهای گرانقیمت بالاست. | Die Verarbeitung roher Häute ist schwierig.پردازش پوستهای خام دشوار است. | Die Verwendung keiner tierischen Häute ist ethisch.استفاده نکردن از هیچ پوست حیوانی اخلاقی است. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Haut با der است یا die یا das؟
درست آن die Haut است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Haut مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
سطح CEFR کلمه Haut چیست؟
اسم آلمانی Haut در دسته واژگان سطح مقدماتی (A2) قرار دارد. این کلمه برای زبانآموزان این سطح ضروری است.
جمع die Haut چیست؟
صورت جمع die Haut میشود die Häute. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
die Haut به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Haut به فارسی یعنی “پوست”.
صرف die Haut چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Haut حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Haut
- Akkusativ: die Haut
- Dativ: der Haut
- Genitiv: der Haut
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس سطح
A2 مقدماتی — واژگان زندگی روزانه
کاوش →
مرور بر اساس موضوع
اعضای بدن
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →