مفرد
der
Hintergrund
پسزمینه
جمع: die Hintergründe
چرا اسم Hintergrund حرف تعریف der دارد؟
این اسم از قانون پسوند خاصی پیروی نمیکند — جنسیت آن بخشی از واژگان پایهای است که همراه با کلمه یاد میگیرید.
جدول صرف اسم آلمانی Hintergrund
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | der Hintergrund | ein Hintergrund | kein Hintergrund |
| Akkusativ | den Hintergrund | einen Hintergrund | keinen Hintergrund |
| Dativ | dem Hintergrund | einem Hintergrund | keinem Hintergrund |
| Genitiv | des Hintergrundes | eines Hintergrundes | keines Hintergrundes |
| Nominativ | die Hintergründe | Hintergründe | keine Hintergründe |
| Akkusativ | die Hintergründe | Hintergründe | keine Hintergründe |
| Dativ | den Hintergründen | Hintergründen | keinen Hintergründen |
| Genitiv | der Hintergründe | Hintergründe | keiner Hintergründe |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Hintergrund در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Der dunkle Hintergrund ist schön.پسزمینه تاریک زیباست. | Ein heller Hintergrund passt gut.یک پسزمینه روشن خوب مینشیند. | Kein alter Hintergrund ist sichtbar.هیچ پسزمینه قدیمی قابل مشاهده نیست. |
| Akkusativ | Ich sehe den dunklen Hintergrund.من پسزمینه تاریک را میبینم. | Wir brauchen einen hellen Hintergrund.ما به یک پسزمینه روشن نیاز داریم. | Er mag keinen alten Hintergrund.او پسزمینههای قدیمی را دوست ندارد. |
| Dativ | Ich stehe vor dem dunklen Hintergrund.من جلوی پسزمینه تاریک ایستادهام. | Er arbeitet an einem hellen Hintergrund.او روی یک پسزمینه روشن کار میکند. | Sie spricht vor keinem alten Hintergrund.او جلوی هیچ پسزمینه قدیمی صحبت نمیکند. |
| Genitiv | Die Farbe des dunklen Hintergrundes ist tief.رنگ پسزمینه تاریک عمیق است. | Die Bedeutung eines guten Hintergrundes ist wichtig.اهمیت یک پسزمینه خوب مهم است. | Die Geschichte keines alten Hintergrundes ist bekannt.تاریخ هیچ پسزمینه قدیمی شناخته شده نیست. |
| Nominativ | Die verschiedenen Hintergründe sind interessant.پسزمینههای مختلف جالب هستند. | Neue Hintergründe erscheinen oft.پسزمینههای جدید اغلب ظاهر میشوند. | Keine langweiligen Hintergründe bleiben.هیچ پسزمینه خستهکنندهای باقی نمیماند. |
| Akkusativ | Sie malt die schönen Hintergründe.او پسزمینههای زیبا را نقاشی میکند. | Wir suchen neue Hintergründe.ما به دنبال پسزمینههای جدید هستیم. | Ich sehe keine alten Hintergründe.من هیچ پسزمینه قدیمی نمیبینم. |
| Dativ | Wir arbeiten mit den schönen Hintergründen.ما با پسزمینههای زیبا کار میکنیم. | Er spricht von neuen Hintergründen.او درباره پسزمینههای جدید صحبت میکند. | Ich helfe keinen alten Hintergründen.من به هیچ پسزمینه قدیمی کمک نمیکنم. |
| Genitiv | Die Details der schönen Hintergründe sind klar.جزئیات پسزمینههای زیبا واضح است. | Die Wirkung neuer Hintergründe ist stark.تأثیر پسزمینههای جدید قوی است. | Die Farben keiner alten Hintergründe sind hell.رنگهای هیچ پسزمینه قدیمی روشن نیست. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Hintergrund با der است یا die یا das؟
درست آن der Hintergrund است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Hintergrund مذکر است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
سطح CEFR کلمه Hintergrund چیست؟
اسم آلمانی Hintergrund در دسته واژگان سطح متوسط (B1) قرار دارد. این کلمه برای زبانآموزان این سطح ضروری است.
جمع der Hintergrund چیست؟
صورت جمع der Hintergrund میشود die Hintergründe. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
der Hintergrund به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی der Hintergrund به فارسی یعنی “پسزمینه”.
صرف der Hintergrund چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Hintergrund حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: der Hintergrund
- Akkusativ: den Hintergrund
- Dativ: dem Hintergrund
- Genitiv: des Hintergrundes
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس سطح
B1 متوسط — موضوعات گستردهتر و کلمات انتزاعی
کاوش →
مرور بر اساس موضوع
مفاهیم انتزاعی
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مذکر
کاوش →