چرا اسم Kehle حرف تعریف die دارد؟
حدود ۹۰ درصد از اسامی که به -e ختم میشوند، مونث هستند.
مثالها
die Lampe (چراغ), die Schule (مدرسه), die Tasche (کیف), die Klasse (کلاس), die Straße (خیابان), die Sonne (خورشید), die Blume (گل)
استثناها
der Junge (پسر), der Löwe (شیر), der Affe (میمون), der Name (اسم), der Käse (پنیر), das Ende (پایان), das Auge (چشم)
جدول صرف اسم آلمانی Kehle
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Kehle | eine Kehle | keine Kehle |
| Akkusativ | die Kehle | eine Kehle | keine Kehle |
| Dativ | der Kehle | einer Kehle | keiner Kehle |
| Genitiv | der Kehle | einer Kehle | keiner Kehle |
| Nominativ | die Kehlen | Kehlen | keine Kehlen |
| Akkusativ | die Kehlen | Kehlen | keine Kehlen |
| Dativ | den Kehlen | Kehlen | keinen Kehlen |
| Genitiv | der Kehlen | Kehlen | keiner Kehlen |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Kehle در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die trockene Kehle tut weh.گلوی خشک درد میکند. | Eine raue Kehle ist unangenehm.یک گلوی خشن ناخوشایند است. | Keine Kehle ist gesund.هیچ گلویی سالم نیست. |
| Akkusativ | Ich spüre die trockene Kehle.من گلوی خشک را حس میکنم. | Er hat eine raue Kehle.او یک گلوی خشن دارد. | Ich habe keine freie Kehle frei.من گلوی صافی ندارم. |
| Dativ | Ich gebe der trockenen Kehle Wasser.من به گلوی خشک آب میدهم. | Er hilft einer kranken Kehle.او به یک گلوی بیمار کمک میکند. | Sie gibt keiner Kehle Medizin.او به هیچ گلویی دارو نمیدهد. |
| Genitiv | Der Schmerz der trockenen Kehle ist stark.درد گلوی خشک شدید است. | Die Heilung einer kranken Kehle dauert lang.بهبودی یک گلوی بیمار طولانی است. | Die Ursache keiner Kehle ist bekannt.علت هیچ گلویی معلوم نیست. |
| Nominativ | Die trockenen Kehlen sind heiser.گلوهای خشک گرفته هستند. | Viele Kehlen sind müde.بسیاری از گلوها خسته هستند. | Keine Kehlen sind hier.هیچ گلویی اینجا نیست. |
| Akkusativ | Wir sehen die vielen Kehlen.ما گلوهای زیادی را میبینیم. | Ich kenne einige Kehlen.من برخی از گلوها (صداها) را میشناسم. | Er hat keine Kehlen mehr.او دیگر گلو ندارد. |
| Dativ | Ich spreche mit den heiseren Kehlen.من با گلوهای گرفته صحبت میکنم. | Er hilft vielen Kehlen.او به بسیاری از گلوها کمک میکند. | Sie gibt keinen Kehlen Wasser.او به هیچ گلویی آب نمیدهد. |
| Genitiv | Die Gesundheit der vielen Kehlen ist wichtig.سلامت بسیاری از گلوها مهم است. | Die Form einiger Kehlen ist normal.شکل برخی از گلوها طبیعی است. | Die Pflege keiner Kehlen ist einfach.مراقبت از هیچ گلویی آسان نیست. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Kehle با der است یا die یا das؟
درست آن die Kehle است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Kehle مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
سطح CEFR کلمه Kehle چیست؟
اسم آلمانی Kehle در دسته واژگان سطح مبتدی (A1) قرار دارد. این کلمه برای زبانآموزان این سطح ضروری است.
جمع die Kehle چیست؟
صورت جمع die Kehle میشود die Kehlen. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
die Kehle به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Kehle به فارسی یعنی “گلو”.
صرف die Kehle چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Kehle حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Kehle
- Akkusativ: die Kehle
- Dativ: der Kehle
- Genitiv: der Kehle
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس سطح
A1 مبتدی — کلمات روزمره بسیار رایج
کاوش →
مرور بر اساس موضوع
اعضای بدن
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →