مفرد
die
Knappheit
کمبود
جمع: die Knappheiten
چرا اسم Knappheit حرف تعریف die دارد؟
اسمهایی که به -heit ختم میشوند همیشه مؤنث هستند. به پسوند پررنگ -heit در اسم بالا دقت کنید — آن پسوند نشانه جنسیت است.
مثالها
die Freiheit (آزادی), die Schönheit (زیبایی), die Krankheit (بیماری), die Wahrheit (حقیقت), die Sicherheit (امنیت), die Gesundheit (سلامتی)
جدول صرف اسم آلمانی Knappheit
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Knappheit | eine Knappheit | keine Knappheit |
| Akkusativ | die Knappheit | eine Knappheit | keine Knappheit |
| Dativ | der Knappheit | einer Knappheit | keiner Knappheit |
| Genitiv | der Knappheit | einer Knappheit | keiner Knappheit |
| Nominativ | die Knappheiten | Knappheiten | keine Knappheiten |
| Akkusativ | die Knappheiten | Knappheiten | keine Knappheiten |
| Dativ | den Knappheiten | Knappheiten | keinen Knappheiten |
| Genitiv | der Knappheiten | Knappheiten | keiner Knappheiten |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Knappheit در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die große Knappheit ist groß.کمبود بزرگ زیاد است. | Eine plötzliche Knappheit ist ein Problem.یک کمبود ناگهانی یک مشکل است. | Keine kleine Knappheit ist hier.هیچ کمبود کوچکی اینجا نیست. |
| Akkusativ | Wir spüren die große Knappheit.ما کمبود بزرگ را حس میکنیم. | Ich sehe eine plötzliche Knappheit.من یک کمبود ناگهانی میبینم. | Er findet keine kleine Knappheit.او هیچ کمبود کوچکی پیدا نمیکند. |
| Dativ | Ich leide unter der großen Knappheit.من از کمبود بزرگ رنج میبرم. | Er hilft bei einer plötzlichen Knappheit immer.او همیشه در صورت کمبود ناگهانی کمک میکند. | Mit keiner kleinen Knappheit leben wir.ما با هیچ کمبود کوچکی زندگی نمیکنیم. |
| Genitiv | Die Ursache der großen Knappheit ist klar.علت کمبود بزرگ روشن است. | Die Folgen einer plötzlichen Knappheit sind schlimm.عواقب یک کمبود ناگهانی بد است. | Die Angst keiner kleinen Knappheit ist groß.ترس از عدم وجود کمبود کوچک زیاد است. |
| Nominativ | Die allgemeinen Knappheiten sind extrem.کمبودهای عمومی شدید هستند. | Dauerhafte Knappheiten treten auf.کمبودهای دائمی رخ میدهند. | Keine extremen Knappheiten gibt es hier.هیچ کمبود افراطی اینجا وجود ندارد. |
| Akkusativ | Sie spüren die allgemeinen Knappheiten.آنها کمبودهای عمومی را حس میکنند. | Wir sehen dauerhafte Knappheiten.ما کمبودهای دائمی میبینیم. | Ich mag keine extremen Knappheiten nicht.من کمبودهای افراطی را دوست ندارم. |
| Dativ | Wir leiden unter den allgemeinen Knappheiten.ما از کمبودهای عمومی رنج میبریم. | Sie helfen bei dauerhaften Knappheiten gern.آنها دوست دارند در صورت کمبودهای دائمی کمک کنند. | Mit keinen extremen Knappheiten arbeiten wir.ما با هیچ کمبود افراطی کار نمیکنیم. |
| Genitiv | Die Ursachen der allgemeinen Knappheiten sind komplex.علل کمبودهای عمومی پیچیده هستند. | Die Bewältigung dauerhafter Knappheiten ist schwer.غلبه بر کمبودهای دائمی دشوار است. | Die Folgen keiner extremen Knappheiten sind schlimm.عواقب هیچ کمبود افراطی بد است. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Knappheit با der است یا die یا das؟
درست آن die Knappheit است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Knappheit مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
جمع die Knappheit چیست؟
صورت جمع die Knappheit میشود die Knappheiten. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
die Knappheit به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Knappheit به فارسی یعنی “کمبود”.
صرف die Knappheit چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Knappheit حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Knappheit
- Akkusativ: die Knappheit
- Dativ: der Knappheit
- Genitiv: der Knappheit
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس موضوع
ویژگیها
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →