مفرد
die
Konsequenz
نتیجه، پیامد
جمع: die Konsequenzen
چرا اسم Konsequenz حرف تعریف die دارد؟
اسمهایی که به -anz یا -enz ختم میشوند، مؤنث هستند.
مثالها
die Eleganz (ظرافت), die Toleranz (تحمل), die Distanz (فاصله), die Existenz (وجود), die Frequenz (بسامد), die Konsequenz (پیامد)
استثناها
der Tanz (رقص), der Kranz (تاج گل), der Schwanz (دم) - کلمات تکهجایی
جدول صرف اسم آلمانی Konsequenz
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Konsequenz | eine Konsequenz | keine Konsequenz |
| Akkusativ | die Konsequenz | eine Konsequenz | keine Konsequenz |
| Dativ | der Konsequenz | einer Konsequenz | keiner Konsequenz |
| Genitiv | der Konsequenz | einer Konsequenz | keiner Konsequenz |
| Nominativ | die Konsequenzen | Konsequenzen | keine Konsequenzen |
| Akkusativ | die Konsequenzen | Konsequenzen | keine Konsequenzen |
| Dativ | den Konsequenzen | Konsequenzen | keinen Konsequenzen |
| Genitiv | der Konsequenzen | Konsequenzen | keiner Konsequenzen |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Konsequenz در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die logische Konsequenz ist wichtig.نتیجه منطقی مهم است. | Eine schlimme Konsequenz folgt daraus.یک نتیجه بد از آن ناشی میشود. | Keine gute Konsequenz gibt es.هیچ نتیجه خوبی وجود ندارد. |
| Akkusativ | Ich sehe die logische Konsequenz jetzt.من اکنون نتیجه منطقی را میبینم. | Er zieht eine schlimme Konsequenz.او یک نتیجه بد میگیرد. | Wir wollen keine gute Konsequenz.ما هیچ نتیجه خوبی نمیخواهیم. |
| Dativ | Er folgt der logischen Konsequenz.او از نتیجه منطقی پیروی میکند. | Sie rechnet mit einer schlimmen Konsequenz.او روی یک نتیجه بد حساب میکند. | Ich stimme keiner guten Konsequenz zu.من با هیچ نتیجه خوبی موافق نیستم. |
| Genitiv | Der Grund der logischen Konsequenz ist klar.دلیل نتیجه منطقی واضح است. | Die Angst einer schlimmen Konsequenz ist groß.ترس از یک نتیجه بد زیاد است. | Der Wert keiner guten Konsequenz ist null.ارزش هیچ نتیجه خوبی صفر است. |
| Nominativ | Die neuen Konsequenzen sind klar.عواقب جدید واضح هستند. | Schlechte Konsequenzen sind möglich.عواقب بد ممکن است. | Keine guten Konsequenzen gibt es.هیچ عواقب خوبی وجود ندارد. |
| Akkusativ | Sie verstehen die neuen Konsequenzen gut.آنها عواقب جدید را خوب میفهمند. | Ich sehe schlechte Konsequenzen kommen.من عواقب بد را میبینم که میآیند. | Wir haben keine guten Konsequenzen.ما هیچ عواقب خوبی نداریم. |
| Dativ | Wir sprechen von den neuen Konsequenzen.ما در مورد عواقب جدید صحبت میکنیم. | Er hilft schlechten Konsequenzen nicht.او به عواقب بد کمک نمیکند. | Sie denkt bei keinen guten Konsequenzen.او به هیچ عواقب خوبی فکر نمیکند. |
| Genitiv | Die Ursache der neuen Konsequenzen ist bekannt.علت عواقب جدید شناخته شده است. | Die Wirkung schlechter Konsequenzen ist stark.تأثیر عواقب بد قوی است. | Die Bedeutung keiner guten Konsequenzen fehlt.معنای هیچ عواقب خوبی وجود ندارد. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Konsequenz با der است یا die یا das؟
درست آن die Konsequenz است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Konsequenz مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
سطح CEFR کلمه Konsequenz چیست؟
اسم آلمانی Konsequenz در دسته واژگان سطح متوسطه رو به بالا (B2) قرار دارد. این کلمه برای زبانآموزان این سطح ضروری است.
جمع die Konsequenz چیست؟
صورت جمع die Konsequenz میشود die Konsequenzen. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
die Konsequenz به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Konsequenz به فارسی یعنی “نتیجه، پیامد”.
صرف die Konsequenz چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Konsequenz حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Konsequenz
- Akkusativ: die Konsequenz
- Dativ: der Konsequenz
- Genitiv: der Konsequenz
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس سطح
B2 متوسطه رو به بالا — دقیق و تخصصی
کاوش →
مرور بر اساس موضوع
مفاهیم انتزاعی
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →