مفرد
der
Lebkuchen
نان زنجبیلی
جمع: die Lebkuchen
چرا اسم Lebkuchen حرف تعریف der دارد؟
این اسم از قانون پسوند خاصی پیروی نمیکند — جنسیت آن بخشی از واژگان پایهای است که همراه با کلمه یاد میگیرید.
جدول صرف اسم آلمانی Lebkuchen
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | der Lebkuchen | ein Lebkuchen | kein Lebkuchen |
| Akkusativ | den Lebkuchen | einen Lebkuchen | keinen Lebkuchen |
| Dativ | dem Lebkuchen | einem Lebkuchen | keinem Lebkuchen |
| Genitiv | des Lebkuchens | eines Lebkuchens | keines Lebkuchens |
| Nominativ | die Lebkuchen | Lebkuchen | keine Lebkuchen |
| Akkusativ | die Lebkuchen | Lebkuchen | keine Lebkuchen |
| Dativ | den Lebkuchen | Lebkuchen | keinen Lebkuchen |
| Genitiv | der Lebkuchen | Lebkuchen | keiner Lebkuchen |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Lebkuchen در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Der Lebkuchen schmeckt süß.نان زنجبیلی شیرین است. | Ein Lebkuchen liegt dort.یک نان زنجبیلی آنجا افتاده است. | Kein Lebkuchen ist übrig.هیچ نان زنجبیلی باقی نمانده است. |
| Akkusativ | Ich esse den Lebkuchen gern.من دوست دارم نان زنجبیلی بخورم. | Ich möchte einen Lebkuchen.من یک نان زنجبیلی میخواهم. | Ich habe keinen Lebkuchen.من هیچ نان زنجبیلی ندارم. |
| Dativ | Ich gebe dem Lebkuchen Zucker.من به نان زنجبیلی شکر میدهم. | Ich träume von einem Lebkuchen.من رویای یک نان زنجبیلی را دارم. | Ich helfe keinem Lebkuchen.من به هیچ نان زنجبیلی کمک نمیکنم. |
| Genitiv | Der Duft des Lebkuchens ist stark.بوی نان زنجبیلی قوی است. | Der Preis eines Lebkuchens ist hoch.قیمت یک نان زنجبیلی بالا است. | Ich kenne keines Lebkuchens Geschichte.من تاریخ هیچ نان زنجبیلی را نمیدانم. |
| Nominativ | Die Lebkuchen sind frisch.نانهای زنجبیلی تازه هستند. | Hier sind Lebkuchen.اینجا نان زنجبیلی هست. | Keine Lebkuchen sind da.هیچ نان زنجبیلی آنجا نیست. |
| Akkusativ | Wir kaufen die Lebkuchen.ما نانهای زنجبیلی را میخریم. | Ich suche Lebkuchen.من به دنبال نان زنجبیلی هستم. | Ich sehe keine Lebkuchen.من هیچ نان زنجبیلی نمیبینم. |
| Dativ | Ich bin mit den Lebkuchen zufrieden.من از نانهای زنجبیلی راضی هستم. | Ich spreche über Lebkuchen.من درباره نانهای زنجبیلی صحبت میکنم. | Ich gebe keinen Lebkuchen nichts.من به هیچ نان زنجبیلی چیزی نمیدهم. |
| Genitiv | Die Farbe der Lebkuchen ist braun.رنگ نانهای زنجبیلی قهوهای است. | Der Geschmack vieler Lebkuchen ist gut.طعم بسیاری از نانهای زنجبیلی خوب است. | Ich sehe keiner Lebkuchen Wert.من ارزش هیچ نان زنجبیلی را نمیبینم. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Lebkuchen با der است یا die یا das؟
درست آن der Lebkuchen است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Lebkuchen مذکر است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
جمع der Lebkuchen چیست؟
صورت جمع der Lebkuchen میشود die Lebkuchen. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
der Lebkuchen به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی der Lebkuchen به فارسی یعنی “نان زنجبیلی”.
صرف der Lebkuchen چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Lebkuchen حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: der Lebkuchen
- Akkusativ: den Lebkuchen
- Dativ: dem Lebkuchen
- Genitiv: des Lebkuchens
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس موضوع
غذا و مواد اولیه
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مذکر
کاوش →