مفرد
der
Liebhaber
عاشق، علاقه مند
جمع: die Liebhaber
چرا اسم Liebhaber حرف تعریف der دارد؟
اسمهایی که از افعال با پسوند -er ساخته میشوند، عمدتاً مذکر هستند. به پسوند پررنگ -er در اسم بالا دقت کنید — آن پسوند نشانه جنسیت است.
مثالها
der Lehrer (معلم), der Fahrer (راننده), der Arbeiter (کارگر), der Schreiber (نویسنده), der Spieler (بازیکن), der Maler (نقاش)
استثناها
das Fenster (پنجره), das Wasser (آب), die Butter (کره), die Mutter (مادر)
جدول صرف اسم آلمانی Liebhaber
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | der Liebhaber | ein Liebhaber | kein Liebhaber |
| Akkusativ | den Liebhaber | einen Liebhaber | keinen Liebhaber |
| Dativ | dem Liebhaber | einem Liebhaber | keinem Liebhaber |
| Genitiv | des Liebhabers | eines Liebhabers | keines Liebhabers |
| Nominativ | die Liebhaber | Liebhaber | keine Liebhaber |
| Akkusativ | die Liebhaber | Liebhaber | keine Liebhaber |
| Dativ | den Liebhabern | Liebhabern | keinen Liebhabern |
| Genitiv | der Liebhaber | Liebhaber | keiner Liebhaber |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Liebhaber در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Der alte Liebhaber kommt heute.عاشق پیر امروز می آید. | Ein neuer Liebhaber ist hier.یک عاشق جدید اینجاست. | Kein Liebhaber wartet mehr.هیچ عاشقی دیگر منتظر نیست. |
| Akkusativ | Ich sehe den alten Liebhaber.عاشق پیر را می بینم. | Sie sucht einen neuen Liebhaber.او به دنبال یک عاشق جدید است. | Er kennt keinen Liebhaber hier.او هیچ عاشقی را اینجا نمی شناسد. |
| Dativ | Ich spreche mit dem alten Liebhaber.با عاشق پیر صحبت می کنم. | Sie hilft einem neuen Liebhaber.او به یک عاشق جدید کمک می کند. | Er gibt keinem Liebhaber Geld.او به هیچ عاشقی پول نمی دهد. |
| Genitiv | Das Auto des Liebhabers ist rot.ماشین عاشق قرمز است. | Der Wunsch eines Liebhabers ist klar.آرزوی یک عاشق روشن است. | Wegen keines Liebhabers weine ich.به خاطر هیچ عاشقی گریه نمی کنم. |
| Nominativ | Die jungen Liebhaber sind glücklich.عاشقان جوان خوشحال هستند. | Liebhaber kommen oft hierher.عاشقان اغلب به اینجا می آیند. | Keine Liebhaber bleiben lange.هیچ عاشقی طولانی نمی ماند. |
| Akkusativ | Wir treffen die jungen Liebhaber.ما با عاشقان جوان ملاقات می کنیم. | Sie findet Liebhaber überall.او همه جا عاشق پیدا می کند. | Ich sehe keine Liebhaber mehr.دیگر هیچ عاشقی را نمی بینم. |
| Dativ | Sie spricht mit den Liebhabern.او با عاشقان صحبت می کند. | Er hilft Liebhabern oft.او اغلب به عاشقان کمک می کند. | Ich vertraue keinen Liebhabern mehr.دیگر به هیچ عاشقی اعتماد نمی کنم. |
| Genitiv | Die Meinung der Liebhaber ist wichtig.نظر عاشقان مهم است. | Das Haus vieler Liebhaber ist groß.خانه بسیاری از عاشقان بزرگ است. | Die Worte keiner Liebhaber zählen.حرف هیچ عاشقی مهم نیست. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Liebhaber با der است یا die یا das؟
درست آن der Liebhaber است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Liebhaber مذکر است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
جمع der Liebhaber چیست؟
صورت جمع der Liebhaber میشود die Liebhaber. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
der Liebhaber به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی der Liebhaber به فارسی یعنی “عاشق، علاقه مند”.
صرف der Liebhaber چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Liebhaber حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: der Liebhaber
- Akkusativ: den Liebhaber
- Dativ: dem Liebhaber
- Genitiv: des Liebhabers
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مذکر
کاوش →