چرا اسم Linie حرف تعریف die دارد؟
اسمهایی که به -ie ختم میشوند، مؤنث هستند.
مثالها
die Philosophie (فلسفه), die Biologie (زیستشناسی), die Demokratie (دموکراسی), die Energie (انرژی), die Melodie (ملودی), die Symphonie (سمفونی)
جدول صرف اسم آلمانی Linie
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Linie | eine Linie | keine Linie |
| Akkusativ | die Linie | eine Linie | keine Linie |
| Dativ | der Linie | einer Linie | keiner Linie |
| Genitiv | der Linie | einer Linie | keiner Linie |
| Nominativ | die Linien | Linien | keine Linien |
| Akkusativ | die Linien | Linien | keine Linien |
| Dativ | den Linien | Linien | keinen Linien |
| Genitiv | der Linien | Linien | keiner Linien |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Linie در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die rote Linie markiert die Grenze.خط قرمز مرز را مشخص می کند. | Eine feine Linie trennt die beiden Farben.یک خط نازک دو رنگ را از هم جدا می کند. | Keine klare Linie ist hier erkennbar.هیچ خط واضحی در اینجا قابل تشخیص نیست. |
| Akkusativ | Er überschritt die unsichtbare Linie.او از خط نامرئی عبور کرد. | Zeichnen Sie eine senkrechte Linie.یک خط عمودی بکشید. | Ich sehe keine durchgezogene Linie.من خط ممتدی نمی بینم. |
| Dativ | Folgen Sie der gepunkteten Linie.خط نقطه چین را دنبال کنید. | Er arbeitet an einer neuen Linie.او روی یک خط جدید کار می کند. | Mit keiner einzigen Linie war er zufrieden.او از حتی یک خط هم راضی نبود. |
| Genitiv | Die Farbe der dünnen Linie verblasst.رنگ خط نازک در حال محو شدن است. | Die Bedeutung einer politischen Linie ist groß.اهمیت یک خط مشی سیاسی زیاد است. | Trotz keiner geradeen Linie ist das Bild schön.با وجود نداشتن خط مستقیم، تصویر زیباست. |
| Nominativ | Die parallelen Linien verlaufen unendlich.خطوط موازی تا بی نهایت ادامه دارند. | Gerade Linien dominieren das Design.خطوط مستقیم بر طراحی غالب هستند. | Keine weiteren Linien sind erforderlich.به خطوط بیشتری نیاز نیست. |
| Akkusativ | Der Künstler zog die geschwungenen Linien.هنرمند خطوط منحنی را کشید. | Wir müssen neue Linien definieren.ما باید خطوط جدیدی را تعریف کنیم. | Er macht keine krummen Linien.او خطوط کج نمی کشد. |
| Dativ | Das Muster besteht aus den bunten Linien.الگو از خطوط رنگارنگ تشکیل شده است. | Sie arbeitet mit feinen Linien.او با خطوط ظریف کار می کند. | Er vertraut keinen offiziellen Linien.او به هیچ خط مشی رسمی اعتماد ندارد. |
| Genitiv | Die Anordnung der vertikalen Linien ist perfekt.چیدمان خطوط عمودی عالی است. | Die Schnittpunkte vieler Linien bilden ein Netz.تقاطع بسیاری از خطوط یک شبکه را تشکیل می دهد. | Aufgrund keiner klaren Linien gab es Verwirrung.به دلیل عدم وجود خطوط مشخص، سردرگمی وجود داشت. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Linie با der است یا die یا das؟
درست آن die Linie است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Linie مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
سطح CEFR کلمه Linie چیست؟
اسم آلمانی Linie در دسته واژگان سطح متوسطه رو به بالا (B2) قرار دارد. این کلمه برای زبانآموزان این سطح ضروری است.
جمع die Linie چیست؟
صورت جمع die Linie میشود die Linien. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
die Linie به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Linie به فارسی یعنی “خط”.
صرف die Linie چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Linie حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Linie
- Akkusativ: die Linie
- Dativ: der Linie
- Genitiv: der Linie
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس سطح
B2 متوسطه رو به بالا — دقیق و تخصصی
کاوش →
مرور بر اساس موضوع
مفاهیم انتزاعی
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →