چرا اسم Logik حرف تعریف die دارد؟
اسمهایی که به -ik ختم میشوند، مونث هستند.
مثالها
die Musik (موسیقی), die Politik (سیاست), die Fabrik (کارخانه), die Technik (فناوری), die Physik (فیزیک), die Grammatik (گرامر), die Mathematik (ریاضیات)
استثناها
der Atlantik (اقیانوس اطلس), der Pazifik (اقیانوس آرام), das Mosaik (موزاییک)
جدول صرف اسم آلمانی Logik
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Logik | eine Logik | keine Logik |
| Akkusativ | die Logik | eine Logik | keine Logik |
| Dativ | der Logik | einer Logik | keiner Logik |
| Genitiv | der Logik | einer Logik | keiner Logik |
| Nominativ | die Logiken | Logiken | keine Logiken |
| Akkusativ | die Logiken | Logiken | keine Logiken |
| Dativ | den Logiken | Logiken | keinen Logiken |
| Genitiv | der Logiken | Logiken | keiner Logiken |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Logik در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die Logik ist einfach.منطق ساده است. | Eine Logik fehlt hier.یک منطق اینجا گم شده است. | Keine Logik ist erkennbar.هیچ منطقی قابل تشخیص نیست. |
| Akkusativ | Ich verstehe die Logik nicht.من منطق را نمی فهمم. | Er sucht eine Logik.او به دنبال یک منطق است. | Sie findet keine Logik.او هیچ منطقی پیدا نمی کند. |
| Dativ | Ich folge der Logik.من از منطق پیروی می کنم. | Er gibt einer Logik nach.او به یک منطق تسلیم می شود. | Sie glaubt keiner Logik.او به هیچ منطقی اعتقاد ندارد. |
| Genitiv | Die Basis der Logik ist klar.اساس منطق روشن است. | Die Stärke einer Logik ist wichtig.قدرت یک منطق مهم است. | Wegen keiner Logik handle ich so.من به خاطر هیچ منطقی اینطور عمل می کنم. |
| Nominativ | Die Logiken sind komplex.منطق ها پیچیده هستند. | Logiken sind schwer zu verstehen.منطق ها دشوار هستند. | Keine Logiken sind richtig.هیچ منطقی درست نیست. |
| Akkusativ | Wir lernen die Logiken.ما منطق ها را یاد می گیریم. | Sie studiert Logiken.او منطق ها را مطالعه می کند. | Ich sehe keine Logiken.من هیچ منطقی نمی بینم. |
| Dativ | Er folgt den Logiken.او از منطق ها پیروی می کند. | Sie gibt Logiken viel Raum.او به منطق ها فضای زیادی می دهد. | Ich vertraue keinen Logiken.من به هیچ منطقی اعتماد ندارم. |
| Genitiv | Die Regeln der Logiken sind streng.قوانین منطق ها سختگیرانه هستند. | Der Ursprung vieler Logiken ist alt.منشأ بسیاری از منطق ها قدیمی است. | Die Fehler keiner Logiken sind bekannt.خطاهای هیچ منطقی شناخته شده نیست. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Logik با der است یا die یا das؟
درست آن die Logik است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Logik مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
سطح CEFR کلمه Logik چیست؟
اسم آلمانی Logik در دسته واژگان سطح متوسطه رو به بالا (B2) قرار دارد. این کلمه برای زبانآموزان این سطح ضروری است.
جمع die Logik چیست؟
صورت جمع die Logik میشود die Logiken. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
die Logik به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Logik به فارسی یعنی “منطق”.
صرف die Logik چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Logik حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Logik
- Akkusativ: die Logik
- Dativ: der Logik
- Genitiv: der Logik
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس سطح
B2 متوسطه رو به بالا — دقیق و تخصصی
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →