چرا اسم Methode حرف تعریف die دارد؟
حدود ۹۰ درصد از اسامی که به -e ختم میشوند، مونث هستند.
مثالها
die Lampe (چراغ), die Schule (مدرسه), die Tasche (کیف), die Klasse (کلاس), die Straße (خیابان), die Sonne (خورشید), die Blume (گل)
استثناها
der Junge (پسر), der Löwe (شیر), der Affe (میمون), der Name (اسم), der Käse (پنیر), das Ende (پایان), das Auge (چشم)
جدول صرف اسم آلمانی Methode
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Methode | eine Methode | keine Methode |
| Akkusativ | die Methode | eine Methode | keine Methode |
| Dativ | der Methode | einer Methode | keiner Methode |
| Genitiv | der Methode | einer Methode | keiner Methode |
| Nominativ | die Methoden | Methoden | keine Methoden |
| Akkusativ | die Methoden | Methoden | keine Methoden |
| Dativ | den Methoden | Methoden | keinen Methoden |
| Genitiv | der Methoden | Methoden | keiner Methoden |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Methode در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die bewährte Methode ist sehr effektiv.روش اثبات شده بسیار موثر است. | Eine neue Methode wird getestet.یک روش جدید در حال آزمایش است. | Keine einzige Methode war erfolgreich.هیچ روشی موفقیت آمیز نبود. |
| Akkusativ | Ich kenne die richtige Methode.من روش صحیح را می شناسم. | Er entwickelt eine kreative Methode.او در حال توسعه یک روش خلاقانه است. | Wir haben keine alternative Methode.ما هیچ روش جایگزینی نداریم. |
| Dativ | Wir folgen der empfohlenen Methode.ما از روش توصیه شده پیروی می کنیم. | Er vertraut einer einfachen Methode.او به یک روش ساده اعتماد دارد. | Ich glaube keiner komplizierten Methode.من به هیچ روش پیچیده ای اعتقاد ندارم. |
| Genitiv | Die Anwendung der neuen Methode ist einfach.کاربرد روش جدید ساده است. | Das ist das Ergebnis einer langen Methode.این نتیجه یک روش طولانی است. | Trotz keiner klaren Methode fanden wir eine Lösung.با وجود هیچ روش واضحی، ما راه حلی پیدا کردیم. |
| Nominativ | Die modernen Methoden sind besser.روش های مدرن بهتر هستند. | Innovative Methoden werden vorgestellt.روش های نوآورانه ارائه می شوند. | Keine neuen Methoden wurden erwähnt.هیچ روش جدیدی ذکر نشد. |
| Akkusativ | Sie wenden die gelernten Methoden an.آنها روش های آموخته شده را به کار می برند. | Das Buch beschreibt verschiedene Methoden.این کتاب روش های مختلفی را توصیف می کند. | Ich sehe keine besseren Methoden.من روش های بهتری نمی بینم. |
| Dativ | Mit den neuen Methoden sparen wir Zeit.با روش های جدید در زمان صرفه جویی می کنیم. | Wir arbeiten mit unterschiedlichen Methoden.ما با روش های مختلفی کار می کنیم. | Er hilft bei keinen veralteten Methoden.او با هیچ روش منسوخی کمک نمی کند. |
| Genitiv | Die Wirksamkeit der verschiedenen Methoden wurde geprüft.اثربخشی روش های مختلف آزمایش شد. | Die Auswahl passender Methoden ist wichtig.انتخاب روش های مناسب مهم است. | Aufgrund keiner besseren Methoden blieben wir beim Alten.به دلیل نبود روش های بهتر، ما به روش قدیمی پایبند ماندیم. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Methode با der است یا die یا das؟
درست آن die Methode است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Methode مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
سطح CEFR کلمه Methode چیست؟
اسم آلمانی Methode در دسته واژگان سطح متوسط (B1) قرار دارد. این کلمه برای زبانآموزان این سطح ضروری است.
جمع die Methode چیست؟
صورت جمع die Methode میشود die Methoden. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
die Methode به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Methode به فارسی یعنی “روش”.
صرف die Methode چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Methode حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Methode
- Akkusativ: die Methode
- Dativ: der Methode
- Genitiv: der Methode
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس سطح
B1 متوسط — موضوعات گستردهتر و کلمات انتزاعی
کاوش →
مرور بر اساس موضوع
مفاهیم انتزاعی
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →