مفرد
die
Metzgerei
قصابی
جمع: die Metzgereien
چرا اسم Metzgerei حرف تعریف die دارد؟
اسمهایی که به -ei ختم میشوند، مونث هستند.
مثالها
die Bäckerei (نانوایی), die Metzgerei (قصابی), die Bücherei (کتابخانه), die Datei (فایل), die Partei (حزب), die Türkei (ترکیه)
جدول صرف اسم آلمانی Metzgerei
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Metzgerei | eine Metzgerei | keine Metzgerei |
| Akkusativ | die Metzgerei | eine Metzgerei | keine Metzgerei |
| Dativ | der Metzgerei | einer Metzgerei | keiner Metzgerei |
| Genitiv | der Metzgerei | einer Metzgerei | keiner Metzgerei |
| Nominativ | die Metzgereien | Metzgereien | keine Metzgereien |
| Akkusativ | die Metzgereien | Metzgereien | keine Metzgereien |
| Dativ | den Metzgereien | Metzgereien | keinen Metzgereien |
| Genitiv | der Metzgereien | Metzgereien | keiner Metzgereien |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Metzgerei در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die Metzgerei ist sehr gut.قصابی خیلی خوب است. | Eine Metzgerei verkauft Fleisch.یک قصابی گوشت میفروشد. | Keine Metzgerei ist hier offen.هیچ قصابی اینجا باز نیست. |
| Akkusativ | Ich sehe die Metzgerei dort.من قصابی را آنجا میبینم. | Ich suche eine Metzgerei.من دنبال یک قصابی هستم. | Ich finde keine Metzgerei.من هیچ قصابی را پیدا نمیکنم. |
| Dativ | Ich gehe zu der Metzgerei.من به قصابی میروم. | Ich gehe zu einer Metzgerei.من به یک قصابی میروم. | Ich gehe zu keiner Metzgerei.من به هیچ قصابی نمیروم. |
| Genitiv | Das ist der Name der Metzgerei.این نام قصابی است. | Das ist der Name einer Metzgerei.این نام یک قصابی است. | Ich brauche die Adresse keiner Metzgerei.من به آدرس هیچ قصابی نیاز ندارم. |
| Nominativ | Die Metzgereien sind sehr gut.قصابیها خیلی خوب هستند. | Metzgereien verkaufen Fleisch.قصابیها گوشت میفروشند. | Keine Metzgereien sind hier.هیچ قصابی اینجا نیست. |
| Akkusativ | Wir besuchen die Metzgereien oft.ما اغلب به قصابیها سر میزنیم. | Ich sehe Metzgereien überall.من قصابیها را همه جا میبینم. | Ich sehe keine Metzgereien.من هیچ قصابی را نمیبینم. |
| Dativ | Ich gehe zu den Metzgereien.من به قصابیها میروم. | Ich gehe zu Metzgereien.من به قصابیها میروم. | Ich gehe zu keinen Metzgereien.من به هیچ قصابی نمیروم. |
| Genitiv | Das ist die Qualität der Metzgereien.این کیفیت قصابیها است. | Das ist die Qualität von Metzgereien.این کیفیت قصابیها است. | Ich brauche die Adressen keiner Metzgereien.من به آدرس هیچ قصابی نیاز ندارم. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Metzgerei با der است یا die یا das؟
درست آن die Metzgerei است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Metzgerei مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
سطح CEFR کلمه Metzgerei چیست؟
اسم آلمانی Metzgerei در دسته واژگان سطح مقدماتی (A2) قرار دارد. این کلمه برای زبانآموزان این سطح ضروری است.
جمع die Metzgerei چیست؟
صورت جمع die Metzgerei میشود die Metzgereien. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
die Metzgerei به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Metzgerei به فارسی یعنی “قصابی”.
صرف die Metzgerei چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Metzgerei حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Metzgerei
- Akkusativ: die Metzgerei
- Dativ: der Metzgerei
- Genitiv: der Metzgerei
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس سطح
A2 مقدماتی — واژگان زندگی روزانه
کاوش →
مرور بر اساس موضوع
شهر و مکانها
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →