چرا اسم Muschel حرف تعریف die دارد؟
این اسم از قانون پسوند خاصی پیروی نمیکند — جنسیت آن بخشی از واژگان پایهای است که همراه با کلمه یاد میگیرید.
جدول صرف اسم آلمانی Muschel
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Muschel | eine Muschel | keine Muschel |
| Akkusativ | die Muschel | eine Muschel | keine Muschel |
| Dativ | der Muschel | einer Muschel | keiner Muschel |
| Genitiv | der Muschel | einer Muschel | keiner Muschel |
| Nominativ | die Muscheln | Muscheln | keine Muscheln |
| Akkusativ | die Muscheln | Muscheln | keine Muscheln |
| Dativ | den Muscheln | Muscheln | keinen Muscheln |
| Genitiv | der Muscheln | Muscheln | keiner Muscheln |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Muschel در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die kleine Muschel ist schön.صدف کوچک زیباست. | Eine weiße Muschel liegt dort.یک صدف سفید آنجاست. | Keine große Muschel ist hier.هیچ صدف بزرگی اینجا نیست. |
| Akkusativ | Ich finde die kleine Muschel dort.من صدف کوچک را آنجا پیدا میکنم. | Er sucht eine weiße Muschel am Strand.او در ساحل به دنبال یک صدف سفید است. | Wir haben keine große Muschel mehr.ما دیگر هیچ صدف بزرگی نداریم. |
| Dativ | Ich gebe der kleinen Muschel Wasser.من به صدف کوچک آب میدهم. | Er hilft einer weißen Muschel im Meer.او به یک صدف سفید در دریا کمک میکند. | Ich helfe keiner großen Muschel.من به هیچ صدف بزرگی کمک نمیکنم. |
| Genitiv | Die Farbe der kleinen Muschel ist schön.رنگ صدف کوچک زیباست. | Der Wert einer weißen Muschel ist hoch.ارزش یک صدف سفید بالاست. | Die Größe keiner großen Muschel ist bekannt.اندازه هیچ صدف بزرگی مشخص نیست. |
| Nominativ | Die alten Muscheln sind alt.صدفهای قدیمی کهنه هستند. | Kleine Muscheln liegen am Strand.صدفهای کوچک روی ساحل هستند. | Keine neuen Muscheln sind hier.هیچ صدف جدیدی اینجا نیست. |
| Akkusativ | Sie sammelt die alten Muscheln gern.او دوست دارد صدفهای قدیمی را جمع کند. | Ich sehe viele Muscheln im Sand.من صدفهای زیادی در شن میبینم. | Ich sehe keine neuen Muscheln hier.من هیچ صدف جدیدی اینجا نمیبینم. |
| Dativ | Ich gebe den alten Muscheln Wasser.من به صدفهای پیر آب میدهم. | Er hilft vielen Muscheln im Sand.او به بسیاری از صدفها در شن کمک میکند. | Ich helfe keinen neuen Muscheln.من به هیچ صدف جدیدی کمک نمیکنم. |
| Genitiv | Die Schalen der alten Muscheln sind hart.پوستههای صدفهای پیر سخت هستند. | Das Leben vieler Muscheln ist kurz.زندگی بسیاری از صدفها کوتاه است. | Die Größe keiner neuen Muscheln ist bekannt.اندازه هیچ صدف جدیدی مشخص نیست. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Muschel با der است یا die یا das؟
درست آن die Muschel است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Muschel مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
جمع die Muschel چیست؟
صورت جمع die Muschel میشود die Muscheln. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
die Muschel به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Muschel به فارسی یعنی “صدف”.
صرف die Muschel چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Muschel حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Muschel
- Akkusativ: die Muschel
- Dativ: der Muschel
- Genitiv: der Muschel
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس موضوع
حیوانات
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →