مفرد
die
Nordsee
دریای شمال
جمع: die Nordseen
چرا اسم Nordsee حرف تعریف die دارد؟
حدود ۹۰ درصد از اسامی که به -e ختم میشوند، مونث هستند.
مثالها
die Lampe (چراغ), die Schule (مدرسه), die Tasche (کیف), die Klasse (کلاس), die Straße (خیابان), die Sonne (خورشید), die Blume (گل)
استثناها
der Junge (پسر), der Löwe (شیر), der Affe (میمون), der Name (اسم), der Käse (پنیر), das Ende (پایان), das Auge (چشم)
جدول صرف اسم آلمانی Nordsee
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Nordsee | eine Nordsee | keine Nordsee |
| Akkusativ | die Nordsee | eine Nordsee | keine Nordsee |
| Dativ | der Nordsee | einer Nordsee | keiner Nordsee |
| Genitiv | der Nordsee | einer Nordsee | keiner Nordsee |
| Nominativ | die Nordseen | Nordseen | keine Nordseen |
| Akkusativ | die Nordseen | Nordseen | keine Nordseen |
| Dativ | den Nordseen | Nordseen | keinen Nordseen |
| Genitiv | der Nordseen | Nordseen | keiner Nordseen |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Nordsee در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die schöne Nordsee ist kalt.دریای شمال زیبا سرد است. | Eine weite Nordsee lockt Touristen an.یک دریای شمال وسیع گردشگران را جذب میکند. | Keine ruhige Nordsee ist heute zu sehen.امروز هیچ دریای شمال آرامی دیده نمیشود. |
| Akkusativ | Wir lieben die raue Nordsee sehr.ما دریای شمال خشن را بسیار دوست داریم. | Ich sehe eine blaue Nordsee dort.من یک دریای شمال آبی آنجا میبینم. | Er kennt keine tiefe Nordsee hier.او هیچ دریای شمال عمیقی را اینجا نمیشناسد. |
| Dativ | Ich schwimme in der kalten Nordsee gern.من دوست دارم در دریای شمال سرد شنا کنم. | Mit einer großen Nordsee ist das Meer verbunden.دریا با یک دریای شمال بزرگ مرتبط است. | An keiner warmen Nordsee sind wir gewesen.ما به هیچ دریای شمال گرمی نرفتهایم. |
| Genitiv | Die Schönheit der weiten Nordsee beeindruckt uns.زیبایی دریای شمال وسیع ما را تحت تأثیر قرار میدهد. | Die Küste einer wilden Nordsee ist gefährlich.ساحل یک دریای شمال وحشی خطرناک است. | Der Strand keiner ruhigen Nordsee ist leer.ساحل هیچ دریای شمال آرامی خالی نیست. |
| Nominativ | Die tiefen Nordseen sind gefährlich.دریاهای شمال عمیق خطرناک هستند. | Weite Nordseen existieren nicht.دریاهای شمال وسیع وجود ندارند. | Keine ruhigen Nordseen sind hier zu finden.هیچ دریای شمال آرامی در اینجا یافت نمیشود. |
| Akkusativ | Wir sehen die blauen Nordseen oft.ما اغلب دریاهای شمال آبی را میبینیم. | Ich kenne kalte Nordseen gut.من دریاهای شمال سرد را خوب میشناسم. | Er mag keine stürmischen Nordseen.او دریاهای شمال طوفانی را دوست ندارد. |
| Dativ | Wir fahren zu den schönen Nordseen.ما به سمت دریاهای شمال زیبا رانندگی میکنیم. | Mit wilden Nordseen ist das Leben hart.زندگی با دریاهای شمال وحشی سخت است. | An keinen warmen Nordseen gibt es Strände.هیچ ساحلی در هیچ دریای شمال گرمی وجود ندارد. |
| Genitiv | Die Strände der rauen Nordseen sind leer.سواحل دریاهای شمال خشن خالی هستند. | Die Geschichten alter Nordseen sind spannend.داستانهای دریاهای شمال قدیمی هیجانانگیز هستند. | Die Gefahren keiner ruhigen Nordseen sind bekannt.خطرات هیچ دریای شمال آرامی شناخته شده نیست. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Nordsee با der است یا die یا das؟
درست آن die Nordsee است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Nordsee مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
جمع die Nordsee چیست؟
اسم Nordsee معمولاً فقط به صورت مفرد استفاده میشود یا صورت جمع آن مشابه مفرد است.
die Nordsee به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Nordsee به فارسی یعنی “دریای شمال”.
صرف die Nordsee چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Nordsee حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Nordsee
- Akkusativ: die Nordsee
- Dativ: der Nordsee
- Genitiv: der Nordsee
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →