چرا اسم Oberteil حرف تعریف das دارد؟
این اسم از قانون پسوند خاصی پیروی نمیکند — جنسیت آن بخشی از واژگان پایهای است که همراه با کلمه یاد میگیرید.
جدول صرف اسم آلمانی Oberteil
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | das Oberteil | ein Oberteil | kein Oberteil |
| Akkusativ | das Oberteil | ein Oberteil | kein Oberteil |
| Dativ | dem Oberteil | einem Oberteil | keinem Oberteil |
| Genitiv | des Oberteils | eines Oberteils | keines Oberteils |
| Nominativ | die Oberteile | Oberteile | keine Oberteile |
| Akkusativ | die Oberteile | Oberteile | keine Oberteile |
| Dativ | den Oberteilen | Oberteilen | keinen Oberteilen |
| Genitiv | der Oberteile | Oberteile | keiner Oberteile |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Oberteil در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Das neue Oberteil ist schön.بالاپوش جدید زیباست. | Ein bequemes Oberteil liegt hier.یک بالاپوش راحت اینجاست. | Kein altes Oberteil passt mir.هیچ بالاپوش قدیمی به من نمیخورد. |
| Akkusativ | Ich kaufe das blaue Oberteil.من بالاپوش آبی را میخرم. | Er sucht ein warmes Oberteil.او به دنبال یک بالاپوش گرم است. | Ich habe kein passendes Oberteil.من هیچ بالاپوش مناسبی ندارم. |
| Dativ | Mit dem neuen Oberteil fühle ich mich wohl.با بالاپوش جدید احساس راحتی میکنم. | Ich schlafe in einem weichen Oberteil.من در یک بالاپوش نرم میخوابم. | Mit keinem passenden Oberteil bin ich zufrieden.من از هیچ بالاپوش مناسبی راضی نیستم. |
| Genitiv | Die Farbe des neuen Oberteils ist schön.رنگ بالاپوش جدید زیباست. | Der Preis eines guten Oberteils ist hoch.قیمت یک بالاپوش خوب بالاست. | Der Wert keines kaputten Oberteils ist null.ارزش هیچ بالاپوش خراب صفر است. |
| Nominativ | Die neuen Oberteile sind teuer.بالاپوشهای جدید گران هستند. | Schöne Oberteile liegen im Schrank.بالاپوشهای زیبا در کمد هستند. | Keine sauberen Oberteile sind da.هیچ بالاپوش تمیزی آنجا نیست. |
| Akkusativ | Sie wäscht die schmutzigen Oberteile.او بالاپوشهای کثیف را میشوید. | Wir brauchen neue Oberteile.ما به بالاپوشهای جدید نیاز داریم. | Ich sehe keine weißen Oberteile.من هیچ بالاپوش سفیدی نمیبینم. |
| Dativ | Ich bin mit den sauberen Oberteilen zufrieden.من از بالاپوشهای تمیز راضی هستم. | Ich schlafe in weichen Oberteilen.من در بالاپوشهای نرم میخوابم. | Ich gebe keinen alten Oberteilen eine Chance.من به هیچ بالاپوش قدیمی فرصت نمیدهم. |
| Genitiv | Die Qualität der neuen Oberteile ist gut.کیفیت بالاپوشهای جدید خوب است. | Der Geruch alter Oberteile ist unangenehm.بوی بالاپوشهای قدیمی ناخوشایند است. | Die Größe keiner passenden Oberteile ist wichtig.اندازه هیچ بالاپوش مناسبی مهم نیست. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Oberteil با der است یا die یا das؟
درست آن das Oberteil است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Oberteil خنثی است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
جمع das Oberteil چیست؟
صورت جمع das Oberteil میشود die Oberteile. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
das Oberteil به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی das Oberteil به فارسی یعنی “بالاتنه”.
صرف das Oberteil چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Oberteil حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: das Oberteil
- Akkusativ: das Oberteil
- Dativ: dem Oberteil
- Genitiv: des Oberteils
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس موضوع
پوشاک و اکسسوری
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای خنثی
کاوش →