چرا اسم Objekt حرف تعریف das دارد؟
این اسم از قانون پسوند خاصی پیروی نمیکند — جنسیت آن بخشی از واژگان پایهای است که همراه با کلمه یاد میگیرید.
جدول صرف اسم آلمانی Objekt
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | das Objekt | ein Objekt | kein Objekt |
| Akkusativ | das Objekt | ein Objekt | kein Objekt |
| Dativ | dem Objekt | einem Objekt | keinem Objekt |
| Genitiv | des Objektes | eines Objektes | keines Objektes |
| Nominativ | die Objekte | Objekte | keine Objekte |
| Akkusativ | die Objekte | Objekte | keine Objekte |
| Dativ | den Objekten | Objekten | keinen Objekten |
| Genitiv | der Objekte | Objekte | keiner Objekte |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Objekt در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Das seltsame Objekt leuchtet im Dunkeln.شیء عجیب در تاریکی می درخشد. | Ein unbekanntes Objekt flog am Himmel.یک شیء ناشناس در آسمان پرواز کرد. | Kein verdächtiges Objekt wurde gefunden.هیچ شیء مشکوکی پیدا نشد. |
| Akkusativ | Ich sehe das glänzende Objekt.من شیء براق را می بینم. | Er fotografiert ein historisches Objekt.او در حال عکاسی از یک شیء تاریخی است. | Wir haben kein passendes Objekt dafür.ما شیء مناسبی برای آن نداریم. |
| Dativ | Er nähert sich dem mysteriösen Objekt.او به شیء مرموز نزدیک می شود. | Gib einem kleinen Objekt mehr Platz.به یک شیء کوچک فضای بیشتری بدهید. | Ich traue keinem unbekannten Objekt.من به هیچ شیء ناشناسی اعتماد ندارم. |
| Genitiv | Die Farbe des alten Objektes ist schön.رنگ شیء قدیمی زیبا است. | Der Wert eines seltenen Objektes steigt.ارزش یک شیء کمیاب در حال افزایش است. | Trotz keines sichtbaren Objektes war da etwas.با وجود هیچ شیء قابل مشاهده ای، چیزی آنجا بود. |
| Nominativ | Die neuen Objekte sind angekommen.اشیاء جدید رسیده اند. | Interessante Objekte liegen auf dem Tisch.اشیاء جالبی روی میز قرار دارند. | Keine gefährlichen Objekte sind erlaubt.هیچ شیء خطرناکی مجاز نیست. |
| Akkusativ | Sie untersucht die antiken Objekte.او در حال بررسی اشیاء باستانی است. | Der Künstler schafft moderne Objekte.هنرمند اشیاء مدرنی خلق می کند. | Ich kaufe keine teuren Objekte.من اشیاء گران قیمتی نمی خرم. |
| Dativ | Wir arbeiten mit den neuen Objekten.ما با اشیاء جدید کار می کنیم. | Er gibt verschiedenen Objekten eine Nummer.او به اشیاء مختلف یک شماره می دهد. | Mit keinen gewöhnlichen Objekten kann man das tun.با هیچ شیء معمولی نمی توان این کار را انجام داد. |
| Genitiv | Die Herkunft der gestohlenen Objekte ist unklar.منشاء اشیاء دزدیده شده نامشخص است. | Die Ausstellung wertvoller Objekte beginnt bald.نمایشگاه اشیاء با ارزش به زودی آغاز می شود. | Wegen keiner großen Objekte wurde gearbeitet.به خاطر هیچ شیء جدیدی چیزی تغییر نکرد. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Objekt با der است یا die یا das؟
درست آن das Objekt است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Objekt خنثی است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
سطح CEFR کلمه Objekt چیست؟
اسم آلمانی Objekt در دسته واژگان سطح متوسط (B1) قرار دارد. این کلمه برای زبانآموزان این سطح ضروری است.
جمع das Objekt چیست؟
صورت جمع das Objekt میشود die Objekte. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
das Objekt به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی das Objekt به فارسی یعنی “شیء”.
صرف das Objekt چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Objekt حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: das Objekt
- Akkusativ: das Objekt
- Dativ: dem Objekt
- Genitiv: des Objektes
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس سطح
B1 متوسط — موضوعات گستردهتر و کلمات انتزاعی
کاوش →
مرور بر اساس موضوع
مفاهیم انتزاعی
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای خنثی
کاوش →