مفرد
der
Parteichef
رهبر حزب
جمع: die Parteichefs
چرا اسم Parteichef حرف تعریف der دارد؟
این اسم از قانون پسوند خاصی پیروی نمیکند — جنسیت آن بخشی از واژگان پایهای است که همراه با کلمه یاد میگیرید.
جدول صرف اسم آلمانی Parteichef
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | der Parteichef | ein Parteichef | kein Parteichef |
| Akkusativ | den Parteichef | einen Parteichef | keinen Parteichef |
| Dativ | dem Parteichef | einem Parteichef | keinem Parteichef |
| Genitiv | des Parteichefs | eines Parteichefs | keines Parteichefs |
| Nominativ | die Parteichefs | Parteichefs | keine Parteichefs |
| Akkusativ | die Parteichefs | Parteichefs | keine Parteichefs |
| Dativ | den Parteichefs | Parteichefs | keinen Parteichefs |
| Genitiv | der Parteichefs | Parteichefs | keiner Parteichefs |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Parteichef در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Der neue Parteichef spricht heute.رهبر جدید حزب امروز صحبت می کند. | Ein junger Parteichef kommt bald.یک رهبر حزب جوان به زودی می آید. | Kein alter Parteichef ist hier.هیچ رهبر حزب قدیمی اینجا نیست. |
| Akkusativ | Ich sehe den neuen Parteichef.من رهبر جدید حزب را می بینم. | Wir suchen einen jungen Parteichef.ما به دنبال یک رهبر حزب جوان هستیم. | Er kennt keinen alten Parteichef.او هیچ رهبر حزب قدیمی را نمی شناسد. |
| Dativ | Ich helfe dem neuen Parteichef.من به رهبر جدید حزب کمک می کنم. | Er spricht mit einem jungen Parteichef.او با یک رهبر حزب جوان صحبت می کند. | Sie gibt keinem alten Parteichef Geld.او به هیچ رهبر حزب قدیمی پول نمی دهد. |
| Genitiv | Das Büro des neuen Parteichefs ist groß.دفتر رهبر جدید حزب بزرگ است. | Das Auto eines eines jungen Parteichefs ist schnell.ماشین یک رهبر حزب جوان سریع است. | Die Rede keines keines alten Parteichefs war gut.سخنرانی هیچ رهبر حزب قدیمی خوب نبود. |
| Nominativ | Die neuen Parteichefs sprechen heute.رهبران جدید حزب امروز صحبت می کنند. | Junge Parteichefs kommen oft.رهبران جوان حزب اغلب می آیند. | Keine alten Parteichefs sind hier.هیچ رهبر حزب قدیمی اینجا نیست. |
| Akkusativ | Sie sehen die neuen Parteichefs.آنها رهبران جدید حزب را می بینند. | Wir brauchen junge Parteichefs.ما به رهبران جوان حزب نیاز داریم. | Ich kenne keine alten Parteichefs.من هیچ رهبر حزب قدیمی را نمی شناسم. |
| Dativ | Ich helfe den neuen Parteichefs.من به رهبران جدید حزب کمک می کنم. | Er spricht mit jungen Parteichefs.او با رهبران جوان حزب صحبت می کند. | Sie gibt keinen alten Parteichefs Geld.او به هیچ رهبر حزب قدیمی پول نمی دهد. |
| Genitiv | Die Büros der neuen Parteichefs sind groß.دفاتر رهبران جدید حزب بزرگ هستند. | Die Autos junger Parteichefs sind schnell.ماشین های رهبران جوان حزب سریع هستند. | Die Reden keiner alten Parteichefs waren gut.سخنرانی های هیچ رهبر حزب قدیمی خوب نبود. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Parteichef با der است یا die یا das؟
درست آن der Parteichef است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Parteichef مذکر است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
جمع der Parteichef چیست؟
صورت جمع der Parteichef میشود die Parteichefs. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
der Parteichef به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی der Parteichef به فارسی یعنی “رهبر حزب”.
صرف der Parteichef چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Parteichef حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: der Parteichef
- Akkusativ: den Parteichef
- Dativ: dem Parteichef
- Genitiv: des Parteichefs
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مذکر
کاوش →