مفرد
der
Parteitag
کنگره حزب
جمع: die Parteitage
چرا اسم Parteitag حرف تعریف der دارد؟
این اسم از قانون پسوند خاصی پیروی نمیکند — جنسیت آن بخشی از واژگان پایهای است که همراه با کلمه یاد میگیرید.
جدول صرف اسم آلمانی Parteitag
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | der Parteitag | ein Parteitag | kein Parteitag |
| Akkusativ | den Parteitag | einen Parteitag | keinen Parteitag |
| Dativ | dem Parteitag | einem Parteitag | keinem Parteitag |
| Genitiv | des Parteitages | eines Parteitages | keines Parteitages |
| Nominativ | die Parteitage | Parteitage | keine Parteitage |
| Akkusativ | die Parteitage | Parteitage | keine Parteitage |
| Dativ | den Parteitagen | Parteitagen | keinen Parteitagen |
| Genitiv | der Parteitage | Parteitage | keiner Parteitage |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Parteitag در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Der wichtige Parteitag beginnt bald.کنفرانس مهم حزب به زودی آغاز می شود. | Ein wichtiger Parteitag ist geplant.یک کنفرانس مهم حزب برنامه ریزی شده است. | Kein wichtiger Parteitag ist nötig.هیچ کنفرانس مهم حزبی لازم نیست. |
| Akkusativ | Wir besuchen den wichtigen Parteitag.ما از کنفرانس مهم حزب بازدید می کنیم. | Ich sehe einen wichtigen Parteitag.من یک کنفرانس مهم حزب را می بینم. | Er mag keinen wichtigen Parteitag.او هیچ کنفرانس مهم حزبی را دوست ندارد. |
| Dativ | Ich spreche mit dem wichtigen Parteitag.من با کنفرانس مهم حزب صحبت می کنم. | Er hilft einem wichtigen Parteitag.او به یک کنفرانس مهم حزب کمک می کند. | Sie sind bei keinem wichtigen Parteitag.آنها در هیچ کنفرانس مهم حزبی نیستند. |
| Genitiv | Das Ende des wichtigen Parteitages ist nah.پایان کنفرانس مهم حزب نزدیک است. | Die Rede eines wichtigen Parteitages war lang.سخنرانی یک کنفرانس مهم حزب طولانی بود. | Die Regeln keines wichtigen Parteitages sind klar.قوانین هیچ کنفرانس مهم حزبی واضح نیست. |
| Nominativ | Die wichtigen Parteitage sind vorbei.کنفرانس های مهم حزب به پایان رسیده اند. | Wichtige Parteitage finden oft statt.کنفرانس های مهم حزب اغلب برگزار می شوند. | Keine wichtigen Parteitage sind gut.هیچ کنفرانس مهم حزبی خوب نیست. |
| Akkusativ | Sie organisieren die wichtigen Parteitage.آنها کنفرانس های مهم حزب را سازماندهی می کنند. | Wir planen wichtige Parteitage jetzt.ما اکنون کنفرانس های مهم حزب را برنامه ریزی می کنیم. | Ich sehe keine wichtigen Parteitage.من هیچ کنفرانس مهم حزبی را نمی بینم. |
| Dativ | Wir sind bei den wichtigen Parteitagen.ما در کنفرانس های مهم حزب هستیم. | Ich helfe wichtigen Parteitagen gern.من دوست دارم به کنفرانس های مهم حزب کمک کنم. | Sie sprechen über keinen wichtigen Parteitagen.آنها در مورد هیچ کنفرانس مهم حزبی صحبت نمی کنند. |
| Genitiv | Die Themen der wichtigen Parteitage sind bekannt.موضوعات کنفرانس های مهم حزب شناخته شده اند. | Die Ziele wichtiger Parteitage sind klar.اهداف کنفرانس های مهم حزب روشن است. | Die Ergebnisse keiner wichtigen Parteitage sind gut.نتایج هیچ کنفرانس مهم حزبی خوب نیست. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Parteitag با der است یا die یا das؟
درست آن der Parteitag است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Parteitag مذکر است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
جمع der Parteitag چیست؟
صورت جمع der Parteitag میشود die Parteitage. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
der Parteitag به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی der Parteitag به فارسی یعنی “کنگره حزب”.
صرف der Parteitag چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Parteitag حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: der Parteitag
- Akkusativ: den Parteitag
- Dativ: dem Parteitag
- Genitiv: des Parteitages
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس موضوع
جامعه و سیاست
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مذکر
کاوش →