چرا اسم Provinz حرف تعریف die دارد؟
این اسم از قانون پسوند خاصی پیروی نمیکند — جنسیت آن بخشی از واژگان پایهای است که همراه با کلمه یاد میگیرید.
جدول صرف اسم آلمانی Provinz
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Provinz | eine Provinz | keine Provinz |
| Akkusativ | die Provinz | eine Provinz | keine Provinz |
| Dativ | der Provinz | einer Provinz | keiner Provinz |
| Genitiv | der Provinz | einer Provinz | keiner Provinz |
| Nominativ | die Provinzen | Provinzen | keine Provinzen |
| Akkusativ | die Provinzen | Provinzen | keine Provinzen |
| Dativ | den Provinzen | Provinzen | keinen Provinzen |
| Genitiv | der Provinzen | Provinzen | keiner Provinzen |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Provinz در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die kleine Provinz ist schön.استان کوچک زیباست. | Eine neue Provinz entsteht hier.یک استان جدید در اینجا در حال ظهور است. | Keine Provinz ist perfekt.هیچ استانی کامل نیست. |
| Akkusativ | Ich besuche die schöne Provinz.من از استان زیبا بازدید میکنم. | Er sucht eine ruhige Provinz.او به دنبال یک استان آرام است. | Wir kennen keine Provinz dort.ما هیچ استانی را در آنجا نمیشناسیم. |
| Dativ | Ich lebe in der kleinen Provinz.من در استان کوچک زندگی میکنم. | Er kommt aus einer anderen Provinz.او از استان دیگری میآید. | Ich spreche über keiner Provinz.من در مورد هیچ استانی صحبت نمیکنم. |
| Genitiv | Die Geschichte der alten Provinz ist lang.تاریخ استان قدیمی طولانی است. | Die Hauptstadt einer neuen Provinz ist wichtig.پایتخت یک استان جدید مهم است. | Der Name keiner Provinz ist bekannt.نام هیچ استانی مشخص نیست. |
| Nominativ | Die alten Provinzen sind interessant.استانهای قدیمی جالب هستند. | Schöne Provinzen locken Touristen an.استانهای زیبا گردشگران را جذب میکنند. | Keine Provinzen sind weit entfernt.هیچ استانی دور نیست. |
| Akkusativ | Sie bereist die fernen Provinzen.او به استانهای دور سفر میکند. | Ich sehe viele Provinzen.من استانهای زیادی میبینم. | Ich finde keine Provinzen hier.من هیچ استانی در اینجا پیدا نمیکنم. |
| Dativ | Er hilft den armen Provinzen.او به استانهای فقیر کمک میکند. | Sie reist durch vielen Provinzen.او از طریق بسیاری از استانها سفر میکند. | Ich arbeite in keinen Provinzen.من در هیچ استانی کار نمیکنم. |
| Genitiv | Die Kultur der fernen Provinzen ist reich.فرهنگ استانهای دور غنی است. | Die Entwicklung vieler Provinzen ist langsam.توسعه بسیاری از استانها کند است. | Die Probleme keiner Provinzen sind gelöst.مشکلات هیچ استانی حل نشده است. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Provinz با der است یا die یا das؟
درست آن die Provinz است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Provinz مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
جمع die Provinz چیست؟
صورت جمع die Provinz میشود die Provinzen. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
die Provinz به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Provinz به فارسی یعنی “استان”.
صرف die Provinz چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Provinz حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Provinz
- Akkusativ: die Provinz
- Dativ: der Provinz
- Genitiv: der Provinz
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس موضوع
مفاهیم انتزاعی
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →