چرا اسم Rede حرف تعریف die دارد؟
حدود ۹۰ درصد از اسامی که به -e ختم میشوند، مونث هستند.
مثالها
die Lampe (چراغ), die Schule (مدرسه), die Tasche (کیف), die Klasse (کلاس), die Straße (خیابان), die Sonne (خورشید), die Blume (گل)
استثناها
der Junge (پسر), der Löwe (شیر), der Affe (میمون), der Name (اسم), der Käse (پنیر), das Ende (پایان), das Auge (چشم)
جدول صرف اسم آلمانی Rede
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Rede | eine Rede | keine Rede |
| Akkusativ | die Rede | eine Rede | keine Rede |
| Dativ | der Rede | einer Rede | keiner Rede |
| Genitiv | der Rede | einer Rede | keiner Rede |
| Nominativ | die Reden | Reden | keine Reden |
| Akkusativ | die Reden | Reden | keine Reden |
| Dativ | den Reden | Reden | keinen Reden |
| Genitiv | der Reden | Reden | keiner Reden |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Rede در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die emotionale Rede berührte alle.سخنرانی احساسی همه را تحت تأثیر قرار داد. | Eine kurze Rede eröffnet die Konferenz.یک سخنرانی کوتاه کنفرانس را افتتاح میکند. | Keine einzige Rede fand Beifall.هیچ سخنرانیای تشویق نشد. |
| Akkusativ | Er hat die vorbereitete Rede vergessen.او سخنرانی آماده شده را فراموش کرد. | Sie hält eine beeindruckende Rede.او در حال ایراد یک سخنرانی تأثیرگذار است. | Ich erwarte keine lange Rede von ihm.من از او انتظار یک سخنرانی طولانی ندارم. |
| Dativ | Nach der langen Rede gab es Applaus.بعد از سخنرانی طولانی تشویق کردند. | Ich lauschte einer spannenden Rede.من به یک سخنرانی هیجانانگیز گوش دادم. | Mit keiner guten Rede kann man überzeugen.با یک سخنرانی بد نمیتوان کسی را متقاعد کرد. |
| Genitiv | Das Ende der feierlichen Rede naht.پایان سخنرانی رسمی نزدیک است. | Der Autor einer berühmten Rede ist hier.نویسنده یک سخنرانی معروف اینجاست. | Trotz keiner klaren Rede verstanden wir ihn.با وجود عدم وجود سخنرانی واضح، ما او را فهمیدیم. |
| Nominativ | Die gehaltenen Reden waren sehr informativ.سخنرانیهای ایراد شده بسیار آموزنده بودند. | Wichtige Reden werden heute gehalten.امروز سخنرانیهای مهمی ایراد خواهد شد. | Keine neuen Reden sind geplant.هیچ سخنرانی جدیدی برنامهریزی نشده است. |
| Akkusativ | Wir analysieren die politischen Reden.ما در حال تحلیل سخنرانیهای سیاسی هستیم. | Der Kanzler hielt bewegende Reden.صدراعظم سخنرانیهای تکاندهندهای ایراد کرد. | Er schreibt keine langweiligen Reden mehr.او دیگر سخنرانیهای خستهکننده نمینویسد. |
| Dativ | Er widersprach den provokanten Reden.او با سخنرانیهای تحریکآمیز مخالفت کرد. | Man lernt aus historischen Reden viel.انسان از سخنرانیهای تاریخی چیزهای زیادی یاد میگیرد. | Von keinen offiziellen Reden wurde berichtet.هیچ سخنرانی رسمیای گزارش نشد. |
| Genitiv | Die Analyse der letzten Reden ist fertig.تحلیل سخنرانیهای اخیر تمام شده است. | Die Wirkung mancher Reden ist enorm.تأثیر برخی سخنرانیها بسیار زیاد است. | Wegen keiner kritischen Reden verlief das Treffen ruhig.به دلیل نبود هیچ سخنرانی انتقادی، جلسه به آرامی برگزار شد. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Rede با der است یا die یا das؟
درست آن die Rede است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Rede مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
سطح CEFR کلمه Rede چیست؟
اسم آلمانی Rede در دسته واژگان سطح متوسطه رو به بالا (B2) قرار دارد. این کلمه برای زبانآموزان این سطح ضروری است.
جمع die Rede چیست؟
صورت جمع die Rede میشود die Reden. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
die Rede به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Rede به فارسی یعنی “سخنرانی”.
صرف die Rede چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Rede حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Rede
- Akkusativ: die Rede
- Dativ: der Rede
- Genitiv: der Rede
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس سطح
B2 متوسطه رو به بالا — دقیق و تخصصی
کاوش →
مرور بر اساس موضوع
ارتباطات و رسانه
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →