چرا اسم Rezession حرف تعریف die دارد؟
اسمهایی که به -ion یا -tion ختم میشوند، مؤنث هستند. به پسوند پررنگ -ion در اسم بالا دقت کنید — آن پسوند نشانه جنسیت است.
مثالها
die Nation (ملت), die Situation (وضعیت), die Religion (دین), die Information (اطلاعات), die Kommunikation (ارتباطات), die Tradition (سنت)
استثناها
der Spion (جاسوس), der Skorpion (عقرب) - اینها به افراد/حیوانات اشاره دارند.
جدول صرف اسم آلمانی Rezession
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Rezession | eine Rezession | keine Rezession |
| Akkusativ | die Rezession | eine Rezession | keine Rezession |
| Dativ | der Rezession | einer Rezession | keiner Rezession |
| Genitiv | der Rezession | einer Rezession | keiner Rezession |
| Nominativ | die Rezessionen | Rezessionen | keine Rezessionen |
| Akkusativ | die Rezessionen | Rezessionen | keine Rezessionen |
| Dativ | den Rezessionen | Rezessionen | keinen Rezessionen |
| Genitiv | der Rezessionen | Rezessionen | keiner Rezessionen |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Rezession در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die neue Rezession beginnt jetzt.رکود جدید اکنون آغاز میشود. | Eine Rezession ist immer schlecht.رکود همیشه بد است. | Keine Rezession ist hier möglich.هیچ رکودی در اینجا ممکن نیست. |
| Akkusativ | Wir erwarten die kommende Rezession bald.ما به زودی رکود آینده را انتظار داریم. | Man fürchtet eine Rezession immer.همیشه از رکود میترسند. | Ich sehe keine Rezession am Horizont.من هیچ رکودی در افق نمیبینم. |
| Dativ | Wir leiden unter der aktuellen Rezession.ما از رکود فعلی رنج میبریم. | Man muss einer Rezession begegnen.باید با رکود روبرو شد. | Ich denke an keiner Rezession mehr.من دیگر به هیچ رکودی فکر نمیکنم. |
| Genitiv | Die Dauer der Rezession ist ungewiss.مدت رکود نامشخص است. | Die Folgen einer Rezession sind schlimm.عواقب یک رکود بد است. | Die Ursache keiner Rezession ist klar.علت هیچ رکودی روشن نیست. |
| Nominativ | Die schweren Rezessionen sind selten.رکودهای شدید نادر هستند. | Viele Rezessionen schaden der Wirtschaft.بسیاری از رکودها به اقتصاد آسیب میرسانند. | Keine Rezessionen sind gut für uns.هیچ رکودی برای ما خوب نیست. |
| Akkusativ | Die Regierung vermeidet die tiefen Rezessionen.دولت از رکودهای عمیق اجتناب میکند. | Wir haben schlimme Rezessionen erlebt.ما رکودهای بد زیادی را تجربه کردهایم. | Ich wünsche keine Rezessionen für niemanden.من برای هیچ کس رکود نمیخواهم. |
| Dativ | Die Wirtschaft erholt sich von den Rezessionen.اقتصاد از رکودها بهبود مییابد. | Wir haben schweren Rezessionen überlebt.ما از بسیاری از رکودهای شدید جان سالم به در بردهایم. | Ich spreche über keinen Rezessionen.من درباره هیچ رکودی صحبت نمیکنم. |
| Genitiv | Die Auswirkungen der Rezessionen sind groß.اثرات رکودها بزرگ است. | Die Erholung vieler Rezessionen dauert.بهبود از بسیاری از رکودها زمان میبرد. | Die Ursache keiner Rezessionen ist bekannt.علت هیچ رکودی معلوم نیست. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Rezession با der است یا die یا das؟
درست آن die Rezession است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Rezession مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
سطح CEFR کلمه Rezession چیست؟
اسم آلمانی Rezession در دسته واژگان سطح متوسطه رو به بالا (B2) قرار دارد. این کلمه برای زبانآموزان این سطح ضروری است.
جمع die Rezession چیست؟
صورت جمع die Rezession میشود die Rezessionen. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
die Rezession به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Rezession به فارسی یعنی “رکود”.
صرف die Rezession چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Rezession حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Rezession
- Akkusativ: die Rezession
- Dativ: der Rezession
- Genitiv: der Rezession
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس سطح
B2 متوسطه رو به بالا — دقیق و تخصصی
کاوش →
مرور بر اساس موضوع
مفاهیم انتزاعی
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →