چرا اسم Schlafen حرف تعریف das دارد؟
مصدرهای اسمیشده (فعلهایی که به عنوان اسم به کار میروند) همیشه خنثی هستند.
مثالها
das Essen (خوردن/غذا), das Trinken (نوشیدن), das Lesen (خواندن), das Schreiben (نوشتن), das Leben (زندگی), das Schwimmen (شنا کردن)
استثناها
هیچ استثنائی در صورت اسمی شدن واقعی وجود ندارد.
جدول صرف اسم آلمانی Schlafen
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | das Schlafen | ein Schlaf | kein Schlafen |
| Akkusativ | das Schlafen | einen Schlaf | kein Schlafen |
| Dativ | dem Schlafen | einem Schlafen | keinem Schlafen |
| Genitiv | des Schlafens | eines Schlafens | keines Schlafens |
| Nominativ | die Schlafen | Schlafen | keine Schlafen |
| Akkusativ | die Schlafen | Schlafen | keine Schlafen |
| Dativ | den Schlafen | Schlafen | keinen Schlafen |
| Genitiv | der Schlafen | Schlafen | keiner Schlafen |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Schlafen در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Das tiefe Schlafen ist gesund.خواب عمیق سالم است. | Ein kurzer Schlaf hilft.یک خواب کوتاه کمک میکند. | Kein unruhiges Schlafen ist gut.هیچ خواب بیقراری خوب نیست. |
| Akkusativ | Ich mag das lange Schlafen.من خواب طولانی را دوست دارم. | Sie braucht einen kurzen Schlaf.او به یک خواب کوتاه نیاز دارد. | Er mag kein unruhiges Schlafen.او خواب بیقرار را دوست ندارد. |
| Dativ | Nach dem langen Schlafen fühlte er sich gut.بعد از خواب طولانی، او احساس خوبی داشت. | Mit einem tiefen Schlafen begann die Nacht.با یک خواب عمیق، شب آغاز شد. | Er hilft keinem unruhigen Schlafen.او به هیچ خواب بیقراری کمک نمیکند. |
| Genitiv | Die Ursache des unruhigen Schlafens ist klar.علت خواب بیقرار مشخص است. | Der Grund eines tiefen Schlafens war Erschöpfung.دلیل یک خواب عمیق خستگی بود. | Die Wirkung keines kurzen Schlafens ist bekannt.اثر هیچ خواب کوتاهی شناخته شده نیست. |
| Nominativ | Die vielen Schlafen sind wichtig.خوابهای زیاد مهم هستند. | Häufige Schlafen zeigen Müdigkeit.خوابهای مکرر خستگی را نشان میدهند. | Keine unruhigen Schlafen sind gut.هیچ خواب بیقراری خوب نیست. |
| Akkusativ | Wir sehen die vielen Schlafen.ما خوابهای زیاد را میبینیم. | Ich spüre oft Schlafen.من اغلب خواب را حس میکنم. | Sie vermeidet keine unruhigen Schlafen.او از هیچ خواب بیقراری اجتناب نمیکند. |
| Dativ | Er gewöhnt sich an den vielen Schlafen.او به خوابهای زیاد عادت میکند. | Mit häufigen Schlafen ist er müde.با خوابهای مکرر، او خسته است. | Er hilft keinen unruhigen Schlafen.او به هیچ خواب بیقراری کمک نمیکند. |
| Genitiv | Die Häufigkeit der vielen Schlafen ist hoch.تعداد زیاد خوابها بالاست. | Die Ursache häufiger Schlafen ist unklar.علت خوابهای مکرر نامشخص است. | Die Wirkung keiner unruhigen Schlafen ist spürbar.اثر هیچ خواب بیقراری قابل توجه نیست. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Schlafen با der است یا die یا das؟
درست آن das Schlafen است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Schlafen خنثی است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
جمع das Schlafen چیست؟
اسم Schlafen معمولاً فقط به صورت مفرد استفاده میشود یا صورت جمع آن مشابه مفرد است.
das Schlafen به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی das Schlafen به فارسی یعنی “خوابیدن”.
صرف das Schlafen چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Schlafen حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: das Schlafen
- Akkusativ: das Schlafen
- Dativ: dem Schlafen
- Genitiv: des Schlafens
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس موضوع
اقدامات و رویدادها
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای خنثی
کاوش →