مفرد
die
Sommerzeit
ساعت تابستانی
جمع: die Sommerzeiten
چرا اسم Sommerzeit حرف تعریف die دارد؟
این اسم از قانون پسوند خاصی پیروی نمیکند — جنسیت آن بخشی از واژگان پایهای است که همراه با کلمه یاد میگیرید.
جدول صرف اسم آلمانی Sommerzeit
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Sommerzeit | eine Sommerzeit | keine Sommerzeit |
| Akkusativ | die Sommerzeit | eine Sommerzeit | keine Sommerzeit |
| Dativ | der Sommerzeit | einer Sommerzeit | keiner Sommerzeit |
| Genitiv | der Sommerzeit | einer Sommerzeit | keiner Sommerzeit |
| Nominativ | die Sommerzeiten | Sommerzeiten | keine Sommerzeiten |
| Akkusativ | die Sommerzeiten | Sommerzeiten | keine Sommerzeiten |
| Dativ | den Sommerzeiten | Sommerzeiten | keinen Sommerzeiten |
| Genitiv | der Sommerzeiten | Sommerzeiten | keiner Sommerzeiten |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Sommerzeit در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die lange Sommerzeit ist schön.زمان طولانی تابستان زیباست. | Eine neue Sommerzeit beginnt bald.یک زمان تابستانی جدید به زودی آغاز میشود. | Keine gute Sommerzeit ist gut.هیچ زمان تابستانی خوبی خوب نیست. |
| Akkusativ | Ich mag die lange Sommerzeit sehr.من زمان طولانی تابستان را خیلی دوست دارم. | Wir brauchen eine neue Sommerzeit bald.ما به زودی به یک زمان تابستانی جدید نیاز داریم. | Er hat keine gute Sommerzeit.او زمان تابستانی خوبی ندارد. |
| Dativ | Ich lebe in der ersten Sommerzeit hier.من اینجا در اولین زمان تابستانی زندگی میکنم. | Er arbeitet in einer kurzen Sommerzeit gern.او دوست دارد در یک زمان تابستانی کوتاه کار کند. | Sie ist in keiner bekannten Sommerzeit mehr.او دیگر در هیچ زمان تابستانی شناخته شدهای نیست. |
| Genitiv | Die Dauer der ganzen Sommerzeit ist lang.مدت زمان کل تابستان طولانی است. | Der Beginn einer neuen Sommerzeit ist wichtig.آغاز یک زمان تابستانی جدید مهم است. | Der Wert keiner bekannten Sommerzeit ist bekannt.ارزش هیچ زمان تابستانی شناخته شدهای معلوم نیست. |
| Nominativ | Die verschiedenen Sommerzeiten sind wichtig.زمانهای تابستانی مختلف مهم هستند. | Viele Sommerzeiten haben Vorteile.بسیاری از زمانهای تابستانی مزایایی دارند. | Keine einfachen Sommerzeiten gibt es hier.هیچ زمان تابستانی سادهای اینجا وجود ندارد. |
| Akkusativ | Wir sehen die vielen Sommerzeiten dort.ما زمانهای تابستانی زیادی را در آنجا میبینیم. | Sie besuchen andere Sommerzeiten oft.آنها اغلب از زمانهای تابستانی دیگر بازدید میکنند. | Ich habe keine falschen Sommerzeiten gesehen.من هیچ زمان تابستانی اشتباهی ندیدهام. |
| Dativ | Ich spreche von den neuen Sommerzeiten oft.من اغلب در مورد زمانهای تابستانی جدید صحبت میکنم. | Wir reden von vielen Sommerzeiten jetzt.ما الان در مورد زمانهای تابستانی زیادی صحبت میکنیم. | Sie denken an keinen alten Sommerzeiten mehr.آنها دیگر به زمانهای تابستانی قدیمی فکر نمیکنند. |
| Genitiv | Die Grenzen der vielen Sommerzeiten sind klar.مرزهای زمانهای تابستانی زیاد واضح هستند. | Die Regeln anderer Sommerzeiten sind komplex.قوانین زمانهای تابستانی دیگر پیچیده هستند. | Die Namen keiner alten Sommerzeiten sind bekannt.نام هیچ زمان تابستانی قدیمی شناخته شده نیست. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Sommerzeit با der است یا die یا das؟
درست آن die Sommerzeit است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Sommerzeit مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
جمع die Sommerzeit چیست؟
صورت جمع die Sommerzeit میشود die Sommerzeiten. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
die Sommerzeit به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Sommerzeit به فارسی یعنی “ساعت تابستانی”.
صرف die Sommerzeit چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Sommerzeit حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Sommerzeit
- Akkusativ: die Sommerzeit
- Dativ: der Sommerzeit
- Genitiv: der Sommerzeit
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس موضوع
زمان و تقویم
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →