مفرد
die
Spitze
نوک، قله، اوج
جمع: die Spitzen
چرا اسم Spitze حرف تعریف die دارد؟
حدود ۹۰ درصد از اسامی که به -e ختم میشوند، مونث هستند.
مثالها
die Lampe (چراغ), die Schule (مدرسه), die Tasche (کیف), die Klasse (کلاس), die Straße (خیابان), die Sonne (خورشید), die Blume (گل)
استثناها
der Junge (پسر), der Löwe (شیر), der Affe (میمون), der Name (اسم), der Käse (پنیر), das Ende (پایان), das Auge (چشم)
جدول صرف اسم آلمانی Spitze
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Spitze | eine Spitze | keine Spitze |
| Akkusativ | die Spitze | eine Spitze | keine Spitze |
| Dativ | der Spitze | einer Spitze | keiner Spitze |
| Genitiv | der Spitze | einer Spitze | keiner Spitze |
| Nominativ | die Spitzen | Spitzen | keine Spitzen |
| Akkusativ | die Spitzen | Spitzen | keine Spitzen |
| Dativ | den Spitzen | Spitzen | keinen Spitzen |
| Genitiv | der Spitzen | Spitzen | keiner Spitzen |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Spitze در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die hohe Spitze ist scharf.نوک بلند تیز است. | Eine scharfe Spitze ragt hervor.یک نوک تیز بیرون زده است. | Keine stumpfe Spitze ist hier.هیچ نوک کندی اینجا نیست. |
| Akkusativ | Ich sehe die hohe Spitze.من نوک بلند را میبینم. | Er sucht eine scharfe Spitze.او به دنبال یک نوک تیز است. | Sie braucht keine stumpfe Spitze.او به هیچ نوک کندی نیاز ندارد. |
| Dativ | Ich stehe auf der hohen Spitze.من روی نوک بلند ایستادهام. | Er arbeitet an einer scharfen Spitze.او روی یک نوک تیز کار میکند. | Sie sitzt auf keiner stumpfen Spitze.او روی هیچ نوک کندی نمینشیند. |
| Genitiv | Die Farbe der hohen Spitze ist weiß.رنگ نوک بلند سفید است. | Die Form einer scharfen Spitze ist wichtig.شکل یک نوک تیز مهم است. | Der Glanz keiner stumpfen Spitze ist sichtbar.درخشش هیچ نوک کندی قابل مشاهده نیست. |
| Nominativ | Die hohen Spitzen sind gefährlich.نوکهای بلند خطرناک هستند. | Scharfe Spitzen glänzen hell.نوکهای تیز روشن میدرخشند. | Keine stumpfen Spitzen liegen dort.هیچ نوک کندی آنجا نیست. |
| Akkusativ | Wir sehen die hohen Spitzen.ما نوکهای بلند را میبینیم. | Ich mag scharfe Spitzen.من نوکهای تیز را دوست دارم. | Er hat keine stumpfen Spitzen.او هیچ نوک کندی ندارد. |
| Dativ | Wir klettern auf den hohen Spitzen.ما روی نوکهای بلند صعود میکنیم. | Sie arbeitet mit scharfen Spitzen.او با نوکهای تیز کار میکند. | Ich arbeite mit keinen stumpfen Spitzen.من با هیچ نوک کندی کار نمیکنم. |
| Genitiv | Die Höhe der hohen Spitzen ist enorm.ارتفاع نوکهای بلند بسیار زیاد است. | Die Gefahr scharfer Spitzen ist bekannt.خطر نوکهای تیز شناخته شده است. | Die Funktion keiner stumpfen Spitzen ist klar.عملکرد هیچ نوک کندی واضح نیست. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Spitze با der است یا die یا das؟
درست آن die Spitze است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Spitze مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
سطح CEFR کلمه Spitze چیست؟
اسم آلمانی Spitze در دسته واژگان سطح مقدماتی (A2) قرار دارد. این کلمه برای زبانآموزان این سطح ضروری است.
جمع die Spitze چیست؟
صورت جمع die Spitze میشود die Spitzen. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
die Spitze به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Spitze به فارسی یعنی “نوک، قله، اوج”.
صرف die Spitze چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Spitze حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Spitze
- Akkusativ: die Spitze
- Dativ: der Spitze
- Genitiv: der Spitze
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس سطح
A2 مقدماتی — واژگان زندگی روزانه
کاوش →
مرور بر اساس موضوع
مفاهیم انتزاعی
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →