مفرد
der
Steuerzahler
مالیات دهنده
جمع: die Steuerzahler
چرا اسم Steuerzahler حرف تعریف der دارد؟
اسمهایی که از افعال با پسوند -er ساخته میشوند، عمدتاً مذکر هستند. به پسوند پررنگ -er در اسم بالا دقت کنید — آن پسوند نشانه جنسیت است.
مثالها
der Lehrer (معلم), der Fahrer (راننده), der Arbeiter (کارگر), der Schreiber (نویسنده), der Spieler (بازیکن), der Maler (نقاش)
استثناها
das Fenster (پنجره), das Wasser (آب), die Butter (کره), die Mutter (مادر)
جدول صرف اسم آلمانی Steuerzahler
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | der Steuerzahler | ein Steuerzahler | kein Steuerzahler |
| Akkusativ | den Steuerzahler | einen Steuerzahler | keinen Steuerzahler |
| Dativ | dem Steuerzahler | einem Steuerzahler | keinem Steuerzahler |
| Genitiv | des Steuerzahlers | eines Steuerzahlers | keines Steuerzahlers |
| Nominativ | die Steuerzahler | Steuerzahler | keine Steuerzahler |
| Akkusativ | die Steuerzahler | Steuerzahler | keine Steuerzahler |
| Dativ | den Steuerzahlern | Steuerzahlern | keinen Steuerzahlern |
| Genitiv | der Steuerzahler | Steuerzahler | keiner Steuerzahler |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Steuerzahler در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Der alte Steuerzahler zahlt viel.مالیاتدهنده قدیمی زیاد پرداخت میکند. | Ein Steuerzahler fragt nach.یک مالیاتدهنده سوال میکند. | Kein Steuerzahler ist glücklich.هیچ مالیاتدهندهای خوشحال نیست. |
| Akkusativ | Ich kenne den alten Steuerzahler.من مالیاتدهنده قدیمی را میشناسم. | Sie sucht einen Steuerzahler.او به دنبال یک مالیاتدهنده است. | Ich sehe keinen Steuerzahler hier.من هیچ مالیاتدهندهای اینجا نمیبینم. |
| Dativ | Ich helfe dem alten Steuerzahler.من به مالیاتدهنده قدیمی کمک میکنم. | Er gibt einem Steuerzahler Geld.او به یک مالیاتدهنده پول میدهد. | Ich gebe keinem Steuerzahler Auskunft.من به هیچ مالیاتدهندهای اطلاعات نمیدهم. |
| Genitiv | Das Auto des alten Steuerzahlers ist neu.ماشین مالیاتدهنده قدیمی جدید است. | Das Haus eines Steuerzahlers ist groß.خانه یک مالیاتدهنده بزرگ است. | Die Meinung keines Steuerzahlers zählt.نظر هیچ مالیاتدهندهای مهم نیست. |
| Nominativ | Die alten Steuerzahler warten.مالیاتدهندگان قدیمی منتظرند. | Viele Steuerzahler protestieren.بسیاری از مالیاتدهندگان اعتراض میکنند. | Keine Steuerzahler sind zufrieden.هیچ مالیاتدهندهای راضی نیست. |
| Akkusativ | Wir treffen die alten Steuerzahler.ما با مالیاتدهندگان قدیمی ملاقات میکنیم. | Sie sehen viele Steuerzahler.آنها بسیاری از مالیاتدهندگان را میبینند. | Ich sehe keine Steuerzahler.من هیچ مالیاتدهندهای نمیبینم. |
| Dativ | Sie helfen den alten Steuerzahlern.آنها به مالیاتدهندگان قدیمی کمک میکنند. | Er spricht mit vielen Steuerzahlern.او با بسیاری از مالیاتدهندگان صحبت میکند. | Sie vertrauen keinen Steuerzahlern.آنها به هیچ مالیاتدهندهای اعتماد ندارند. |
| Genitiv | Die Autos der alten Steuerzahler sind teuer.ماشینهای مالیاتدهندگان قدیمی گران هستند. | Die Häuser vieler Steuerzahler sind schön.خانههای بسیاری از مالیاتدهندگان زیبا هستند. | Die Probleme keiner Steuerzahler sind gelöst.مشکلات هیچ مالیاتدهندهای حل نشده است. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Steuerzahler با der است یا die یا das؟
درست آن der Steuerzahler است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Steuerzahler مذکر است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
جمع der Steuerzahler چیست؟
صورت جمع der Steuerzahler میشود die Steuerzahler. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
der Steuerzahler به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی der Steuerzahler به فارسی یعنی “مالیات دهنده”.
صرف der Steuerzahler چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Steuerzahler حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: der Steuerzahler
- Akkusativ: den Steuerzahler
- Dativ: dem Steuerzahler
- Genitiv: des Steuerzahlers
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس موضوع
افراد و مشاغل
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مذکر
کاوش →