مفرد
der
Stichtag
ضربالاجل
جمع: die Stichtage
چرا اسم Stichtag حرف تعریف der دارد؟
این اسم از قانون پسوند خاصی پیروی نمیکند — جنسیت آن بخشی از واژگان پایهای است که همراه با کلمه یاد میگیرید.
جدول صرف اسم آلمانی Stichtag
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | der Stichtag | ein Stichtag | kein Stichtag |
| Akkusativ | den Stichtag | einen Stichtag | keinen Stichtag |
| Dativ | dem Stichtag | einem Stichtag | keinem Stichtag |
| Genitiv | des Stichtages | eines Stichtages | keines Stichtages |
| Nominativ | die Stichtage | Stichtage | keine Stichtage |
| Akkusativ | die Stichtage | Stichtage | keine Stichtage |
| Dativ | den Stichtagen | Stichtagen | keinen Stichtagen |
| Genitiv | der Stichtage | Stichtage | keiner Stichtage |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Stichtag در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Der wichtige Stichtag ist heute.مهلت مهم امروز است. | Ein neuer Stichtag kommt bald.یک مهلت جدید به زودی فرا میرسد. | Kein fester Stichtag ist bekannt.هیچ مهلت ثابتی شناخته شده نیست. |
| Akkusativ | Ich habe den wichtigen Stichtag vergessen.من مهلت مهم را فراموش کردم. | Er hat einen neuen Stichtag gesetzt.او یک مهلت جدید تعیین کرد. | Sie hat keinen festen Stichtag mehr.او دیگر مهلت ثابتی ندارد. |
| Dativ | Ich arbeite bis dem wichtigen Stichtag.من تا مهلت مهم کار میکنم. | Er plant bis einem neuen Stichtag.او تا یک مهلت جدید برنامهریزی میکند. | Sie arbeitet bis keinem festen Stichtag nicht.او تا هیچ مهلت ثابتی کار نمیکند. |
| Genitiv | Die Einhaltung des wichtigen Stichtages ist wichtig.رعایت مهلت مهم، مهم است. | Die Planung eines neuen Stichtages ist gut.برنامهریزی یک مهلت جدید خوب است. | Die Bedeutung keines festen Stichtages ist gering.اهمیت هیچ مهلت ثابتی کم است. |
| Nominativ | Die vielen Stichtage sind wichtig.مهلتهای زیادی مهم هستند. | Neue Stichtage kommen bald.مهلتهای جدید به زودی فرا میرسند. | Keine festen Stichtage sind bekannt.هیچ مهلت ثابتی شناخته شده نیست. |
| Akkusativ | Wir haben die wichtigen Stichtage vergessen.ما مهلتهای مهم را فراموش کردیم. | Ich habe neue Stichtage gesetzt.من مهلتهای جدیدی تعیین کردم. | Sie hat keine festen Stichtage mehr.او دیگر مهلتهای ثابتی ندارد. |
| Dativ | Ich arbeite bis den wichtigen Stichtagen.من تا مهلتهای مهم کار میکنم. | Er plant bis neuen Stichtagen.او تا مهلتهای جدید برنامهریزی میکند. | Sie arbeitet bis keinen festen Stichtagen nicht.او تا هیچ مهلت ثابتی کار نمیکند. |
| Genitiv | Die Einhaltung der wichtigen Stichtage ist wichtig.رعایت مهلتهای مهم، مهم است. | Die Planung neuer Stichtage ist gut.برنامهریزی مهلتهای جدید خوب است. | Die Bedeutung keiner festen Stichtage ist gering.اهمیت هیچ مهلت ثابتی کم است. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Stichtag با der است یا die یا das؟
درست آن der Stichtag است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Stichtag مذکر است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
جمع der Stichtag چیست؟
صورت جمع der Stichtag میشود die Stichtage. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
der Stichtag به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی der Stichtag به فارسی یعنی “ضربالاجل”.
صرف der Stichtag چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Stichtag حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: der Stichtag
- Akkusativ: den Stichtag
- Dativ: dem Stichtag
- Genitiv: des Stichtages
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس موضوع
زمان و تقویم
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مذکر
کاوش →