مفرد
der
Stiefsohn
ناپسری
جمع: die Stiefsöhne
چرا اسم Stiefsohn حرف تعریف der دارد؟
این اسم از قانون پسوند خاصی پیروی نمیکند — جنسیت آن بخشی از واژگان پایهای است که همراه با کلمه یاد میگیرید.
جدول صرف اسم آلمانی Stiefsohn
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | der Stiefsohn | ein Stiefsohn | kein Stiefsohn |
| Akkusativ | den Stiefsohn | einen Stiefsohn | keinen Stiefsohn |
| Dativ | dem Stiefsohn | einem Stiefsohn | keinem Stiefsohn |
| Genitiv | des Stiefsohnes | eines Stiefsohnes | keines Stiefsohnes |
| Nominativ | die Stiefsöhne | Stiefsöhne | keine Stiefsöhne |
| Akkusativ | die Stiefsöhne | Stiefsöhne | keine Stiefsöhne |
| Dativ | den Stiefsöhnen | Stiefsöhnen | keinen Stiefsöhnen |
| Genitiv | der Stiefsöhne | Stiefsöhne | keiner Stiefsöhne |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Stiefsohn در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Der fleißige Stiefsohn lernt viel.پسرخوانده کوشا زیاد یاد میگیرد. | Ein kluger Stiefsohn liest ein Buch.یک پسرخوانده باهوش کتاب میخواند. | Kein fauler Stiefsohn spielt hier.هیچ پسرخوانده تنبلی اینجا بازی نمیکند. |
| Akkusativ | Ich besuche den fleißigen Stiefsohn.من از پسرخوانده کوشا دیدن میکنم. | Sie hat einen klugen Stiefsohn.او یک پسرخوانده باهوش دارد. | Ich kenne keinen faulen Stiefsohn.من هیچ پسرخوانده تنبلی را نمیشناسم. |
| Dativ | Ich helfe dem fleißigen Stiefsohn.من به پسرخوانده کوشا کمک میکنم. | Sie spricht mit einem klugen Stiefsohn.او با یک پسرخوانده باهوش صحبت میکند. | Ich helfe keinem faulen Stiefsohn.من به هیچ پسرخوانده تنبلی کمک نمیکنم. |
| Genitiv | Das ist das Buch des fleißigen Stiefsohnes.آن کتاب پسرخوانده کوشا است. | Das ist die Idee eines klugen Stiefsohnes.آن ایده یک پسرخوانده باهوش است. | Das ist die Meinung keines faulen Stiefsohnes.این نظر هیچ پسرخوانده تنبلی نیست. |
| Nominativ | Die fleißigen Stiefsöhne lernen viel.پسرخواندههای کوشا زیاد یاد میگیرند. | Kluge Stiefsöhne lesen Bücher.پسرخواندههای باهوش کتاب میخوانند. | Keine faulen Stiefsöhne spielen hier.هیچ پسرخوانده تنبلی اینجا بازی نمیکند. |
| Akkusativ | Wir besuchen die fleißigen Stiefsöhne.ما از پسرخواندههای کوشا دیدن میکنیم. | Sie mag kluge Stiefsöhne.او پسرخواندههای باهوش را دوست دارد. | Ich sehe keine faulen Stiefsöhne.من هیچ پسرخوانده تنبلی را نمیبینم. |
| Dativ | Ich danke den fleißigen Stiefsöhnen.من از پسرخواندههای کوشا تشکر میکنم. | Sie gibt klugen Stiefsöhnen Geschenke.او به پسرخواندههای باهوش هدیه میدهد. | Ich spreche mit keinen faulen Stiefsöhnen.من با هیچ پسرخوانده تنبلی صحبت نمیکنم. |
| Genitiv | Das ist das Haus der fleißigen Stiefsöhne.آن خانه پسرخواندههای کوشا است. | Das ist die Arbeit kluger Stiefsöhne.آن کار پسرخواندههای باهوش است. | Das ist die Hilfe keiner faulen Stiefsöhne.آن کمک هیچ پسرخوانده تنبلی نیست. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Stiefsohn با der است یا die یا das؟
درست آن der Stiefsohn است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Stiefsohn مذکر است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
جمع der Stiefsohn چیست؟
صورت جمع der Stiefsohn میشود die Stiefsöhne. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
der Stiefsohn به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی der Stiefsohn به فارسی یعنی “ناپسری”.
صرف der Stiefsohn چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Stiefsohn حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: der Stiefsohn
- Akkusativ: den Stiefsohn
- Dativ: dem Stiefsohn
- Genitiv: des Stiefsohnes
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس موضوع
خانواده و روابط
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مذکر
کاوش →