چرا اسم Stille حرف تعریف die دارد؟
حدود ۹۰ درصد از اسامی که به -e ختم میشوند، مونث هستند.
مثالها
die Lampe (چراغ), die Schule (مدرسه), die Tasche (کیف), die Klasse (کلاس), die Straße (خیابان), die Sonne (خورشید), die Blume (گل)
استثناها
der Junge (پسر), der Löwe (شیر), der Affe (میمون), der Name (اسم), der Käse (پنیر), das Ende (پایان), das Auge (چشم)
جدول صرف اسم آلمانی Stille
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Stille | eine Stille | keine Stille |
| Akkusativ | die Stille | eine Stille | keine Stille |
| Dativ | der Stille | einer Stille | keiner Stille |
| Genitiv | die Stille | einer Stille | keiner Stille |
| Nominativ | die Stillen | Stillen | keine Stillen |
| Akkusativ | die Stillen | Stillen | keine Stillen |
| Dativ | den Stillen | Stillen | keinen Stillen |
| Genitiv | die Stillen | die Stillen | keiner Stillen |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Stille در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die tiefe Stille ist angenehm.سکوت عمیق دلپذیر است. | Eine seltsame Stille herrscht hier.سکوت عجیبی اینجا حکمفرماست. | Keine Stille hilft uns jetzt.هیچ سکوتی اکنون به ما کمک نمیکند. |
| Akkusativ | Ich liebe die absolute Stille.سکوت مطلق را دوست دارم. | Er sucht eine kurze Stille.او به دنبال یک سکوت کوتاه است. | Wir finden keine Stille mehr.دیگر سکوتی پیدا نمیکنیم. |
| Dativ | Er lauscht der leisen Stille.او به سکوت آرام گوش میدهد. | Mit einer tiefen Stille kam Ruhe.با سکوتی عمیق آرامش آمد. | Er lebt in keiner Stille.او در هیچ سکوتی زندگی نمیکند. |
| Genitiv | Die Kraft {art} Stille ist groß.قدرت سکوت زیاد است. | Einer Wirkung {art} tiefen Stille.تأثیر سکوت عمیق. | Keiner Bedeutung {art} Stille ist gering.معنای هیچ سکوتی ناچیز است. |
| Nominativ | Die verschiedenen Stillen sind schön.سکوتهای مختلف زیبا هستند. | Neue Stillen entstehen manchmal hier.سکوتهای جدید گاهی اینجا پدید میآیند. | Keine Stillen sind wirklich gleich.هیچ سکوتی واقعاً یکسان نیست. |
| Akkusativ | Wir erleben die vielen Stillen.ما سکوتهای بسیاری را تجربه میکنیم. | Er mag besondere Stillen sehr.او سکوتهای خاص را بسیار دوست دارد. | Ich kenne keine armen Stillen.من هیچ انسان آرام و فقیری را نمیشناسم. |
| Dativ | Er arbeitet an den langen Stillen.او روی سکوتهای طولانی کار میکند. | Mit leisen Stillen kommt der Schlaf.با سکوتهای آرام خواب میآید. | In keinen Stillen findet er Ruhe.او در هیچ سکوتی آرامش نمییابد. |
| Genitiv | Die Dauer {art} Stillen ist kurz.مدت سکوتها کوتاه است. | Die Ursache vieler Stillen ist unklar.علت بسیاری از سکوتها نامشخص است. | Keiner Beginn {art} Stillen ist bekannt.آغاز هیچ سکوتی معلوم نیست. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Stille با der است یا die یا das؟
درست آن die Stille است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Stille مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
جمع die Stille چیست؟
اسم Stille معمولاً فقط به صورت مفرد استفاده میشود یا صورت جمع آن مشابه مفرد است.
die Stille به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Stille به فارسی یعنی “سکوت”.
صرف die Stille چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Stille حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Stille
- Akkusativ: die Stille
- Dativ: der Stille
- Genitiv: die Stille
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس موضوع
مفاهیم انتزاعی
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →